اخبار ویژه

مشتقه‌ها در بازار بی‌تحرک: چالش‌ها و فرصت‌های پنهان اصلاح زمانی

به گزارش بورس امروز؛ در دوره‌هایی که بازار سهام به جای حرکت‌های جهت‌دار، وارد فاز «اصلاح زمانی» یا «اصلاح قیمتی محدود» می‌شود، رفتار ابزارهای مشتقه نیز شکل متفاوتی پیدا می‌کند. در چنین شرایطی نه‌تنها خود سهم نوسان قابل ملاحظه‌ای ندارد، بلکه قیمت اختیار خرید آن نیز دچار رکود می‌شود. این وضعیت، ترکیبی از کاهش نوسان تاریخی، افت نوسان ضمنی، کاهش حجم معاملات و افزایش رفتار احتیاطی بازارسازان را به‌دنبال دارد. نتیجه، بازاری است که در ظاهر آرام است اما در زیر پوست آن، دشواری‌های قابل‌توجهی برای تحلیلگران و معامله‌گران مشتقه شکل می‌گیرد؛ به‌ویژه در بازاری مانند ایران که ساختار نقدشوندگی اختیار معامله با استانداردهای جهانی فاصله دارد و بیشتر معاملات بر روی اختیارهای خرید متمرکز است.

پایه‌ای‌ترین چالش در چنین فضای کم‌نوسانی، به فرآیند قیمت‌گذاری برمی‌گردد. اختیار معامله، برخلاف سهام، بیش از هر چیز وابسته به ورودی «نوسان» است؛ زمانی که بازار در فاز اصلاح قرار می‌گیرد، نوسان تاریخی به حداقل می‌رسد و معامله‌گران نیز به دلیل نبود حرکت‌های قدرتمند قیمتی، تمایلی به تزریق نوسان ضمنی به بازار نشان نمی‌دهند. مدل‌های قیمت‌گذاری، به‌ویژه مدل‌های مبتنی بر فرض نرمال بودن نوسان مانند بلک–شولز، در چنین فضایی معمولاً خروجی‌هایی تولید می‌کنند که از دید معامله‌گر حرفه‌ای «ارزان» به نظر می‌رسند، اما در واقع این ارزانی ناشی از کاهش ارزش زمانی و رکود حرکتی دارایی پایه است، نه لزوماً یک فرصت جذاب سودآوری.

مشکل دیگر آن است که در بازارهای اصلاحی، زمان علیه خریداران اختیار معاملات عمل می‌کند. ارزش زمانی اختیار خرید، زمانی که قیمت سهم درجا می‌زند، با سرعت بیشتری دچار افت می‌شود. خریدار آپشن ممکن است تصور کند «ارزش سهم افت نکرده، پس اختیار نیز نباید زیاد کاهش یابد»، اما واقعیت آن است که بخش اعظم ارزش یک اختیار، نه از خود سهم بلکه از «امکان حرکت» سهم مشتق می‌شود. زمانی که این امکان به‌طور موقتی تقریباً از بین می‌رود، بازار به‌صورت روزانه بخشی از ارزش آپشن را می‌سوزاند. این پدیده که در ادبیات مالی با عنوان Theta Decay شناخته می‌شود، در چنین دوره‌هایی می‌تواند حتی از اصلاح قیمت سهم نیز خطرناک‌تر باشد، زیرا بدون آنکه سهم روندی منفی داشته باشد، موقعیت خریداران کاملاً مستهلک می‌شود.

علاوه بر این، بازارهای کم‌نوسان معمولاً با افت محسوس حجم معاملات همراه‌اند. این مسئله در بازار مشتقه ایران پررنگ‌تر نیز می‌شود، زیرا عمق بازار نسبتاً محدود است و بازیگران بزرگ، بازارسازان و صندوق‌های پوشش ریسک در چنین دوره‌هایی محتاط‌تر عمل می‌کنند. کاهش حجم باعث افزایش اصطکاک معاملاتی، فاصله بیشتر میان قیمت خرید و فروش، دشواری در خروج از موقعیت و افزایش هزینه پوشش ریسک می‌شود. حتی زمانی که معامله‌گر دید مناسبی نسبت به جهت آینده بازار دارد، ممکن است به دلیل همین ملاحظات نقدشوندگی قادر به اجرای موقعیت مناسب نباشد یا مجبور شود با قیمت‌های نامطلوب از آن خارج شود.

در کنار این چالش‌ها، نکته دیگری نیز باید در نظر گرفته شود: برخلاف بسیاری از بازارهای جهانی که اختیار فروش بخش جدایی‌ناپذیر پوشش ریسک و ساختارهای درآمدی است، در بازار ایران اختیار فروش عملاً ابزار فعالی نیست. حجم معاملات پایین، نبود بازارساز حرفه‌ای در سمت فروش، اسپردهای بسیار گسترده و دوره‌های طولانی عدم معامله، استفاده گسترده از این ابزار را غیرواقعی می‌کند. بنابراین در تحلیل و ارائه راهکار، نمی‌توان به طور کلاسیک از استراتژی‌هایی که در بازارهای توسعه‌یافته رایج است مانند Protective Put یا Cash-Secured Put نام برد. ساختار فعلی بازار ما چنین اجازه‌ای نمی‌دهد و اتکا به این ابزارها صرفاً در سطح تئوری امکان‌پذیر است.

با این همه، مشتقه‌ها در چنین دوره‌هایی نه‌تنها بی‌کارکرد نیستند، بلکه می‌توانند نقش مهمی در مدیریت ریسک و کسب بازده ایفا کنند. نخستین رویکرد، حرکت از معاملات جهت‌محور به معاملات زمان‌محور است. در فضای کم‌نوسان، معامله‌گری که صرفاً به امید رشد سهم اقدام به خرید اختیار خرید می‌کند، عملاً در برابر تضعیف زمان قرار می‌گیرد. اما معامله‌گری که از ترکیب سهم و اختیار خرید استفاده می‌کند، می‌تواند این ضعف را به نقطه قوت تبدیل کند. یکی از نمونه‌های قابل اتکا، استراتژی Covered Call است. در این روش، معامله‌گر دارایی پایه را در اختیار دارد و در مقابل، اختیار خریدی با قیمت اعمال بالاتر می‌فروشد. این کار در بازار ایران به دلیل فعال بودن سمت خرید آپشن، هم از نظر نقدشوندگی قابل‌قبول است و هم از نظر کاهش ریسک، کارکردی مشخص دارد. در دوره‌های اصلاح زمانی، فروشنده اختیار خرید می‌تواند از افت ارزش زمانی به نفع خود استفاده کند و پریمیوم دریافتی را به‌عنوان یک جریان درآمدی پایدار ثبت کند. البته در صورت وقوع حرکت صعودی قوی و ناگهانی، فروشنده Covered Call از بخشی از سود سهم محروم می‌شود و ممکن است مجبور به تحویل سهم با قیمت اعمال پایین‌تر شود؛ بنابراین انتخاب قیمت اعمال و مدیریت فعال موقعیت حیاتی است.

اتخاذ این رویکرد، علاوه بر ایجاد درآمد، موجب کاهش هزینه نگهداری سهم نیز می‌شود. بسیاری از سرمایه‌گذاران زمانی که در دوره‌های رکود بازار سهام را نگه می‌دارند، با مسئله خواب سرمایه مواجه می‌شوند. ترکیب سهم با فروش اختیار خرید، به‌ویژه در نمادهای بزرگ و ETFهای کالایی، این مشکل را کاهش می‌دهد و اجازه می‌دهد سرمایه‌گذار حتی در زمان رکود بازار نیز بازدهی استخراج کند. نکته مهم در اجرای این روش، انتخاب دقیق قیمت اعمال، مدیریت موقعیت در سررسید و ارزیابی نوسان ضمنی در لحظه فروش اختیار است.

دومین رویکرد، بهره‌گیری از اختیارهای با سررسید بلندتر است. هنگامی که نوسان ضمنی در بازار به شکل غیرعادی کاهش یافته، خرید اختیار خرید بلندمدت می‌تواند امکان استفاده از «بازگشت نوسان» را فراهم کند. بازارهای مالی، از جمله بازار ایران، به‌طور تجربی نشان داده‌اند که دوره‌های آرام معمولاً طولانی نمی‌مانند و پس از یک دوره تراکم کم‌نوسان، حرکت‌های قابل توجهی رخ می‌دهد. خرید اختیار با سررسید بلندتر، اثر منفی افت ارزش زمانی را تعدیل کرده و اجازه می‌دهد معامله‌گر از موج بعدی نوسان بهره‌مند شود.

رویکرد سوم، استفاده از مشتقه‌ها برای حفظ موقعیت‌های بلندمدت است. حتی اگر اختیار فروش به دلیل نبود نقدشوندگی قابل اتکا نباشد، می‌توان با ساختاردهی درست پرتفوی، ریسک سیستماتیک را کاهش داد. در چنین حالتی استفاده از اختیار خرید در سررسیدهای مختلف، مدیریت میانگین دلتا و تنظیم ترکیب سهم و مشتقه می‌تواند نقش یک نوع «پوشش ریسک فعال» را ایفــا کند. این رویکرد به‌ویژه برای صندوق‌های بازارگردانی و سرمایه‌گذاران نهادی که نیازمند کنترل نوسان پرتفوی هستند، کاربرد دارد.

در نهایت باید تأکید کرد که در بازارهای بدون نوسان، معامله‌گرانی موفق‌ترند که بتوانند «زمان» را به‌عنوان منبع بازده درک کنند. ابزارهای مشتقه در ذات خود ابزارهایی زمان‌محورند و در دوره‌هایی که بازار حرکت شدیدی ندارد، نقش آن‌ها از ابزارهای جهت‌محور به ابزارهای مدیریت ریسک و استخراج پریمیوم تغییر می‌کند. چالش اصلی معامله‌گر در این دوره‌ها آن است که به جای تلاش برای پیش‌بینی حرکت قیمت، به تحلیلی دقیق از ساختار نوسان، رفتار زمان و نسبت ارزش زمانی به ارزش ذاتی بپردازد.

بازار کم‌نوسان شاید در نگاه نخست جذاب نباشد، اما برای معامله‌گر حرفه‌ای، فرصتی است برای ایجاد بازدهی پایدار از طریق استراتژی‌هایی که بر پایه فهم عمیق از نوسان، زمان و رابطه میان سهم و مشتقه شکل می‌گیرند. چنانچه انتخاب ابزار، سررسید و ساختار معاملاتی با دقت انجام شود، مشتقه‌ها حتی در دوران رکود نیز می‌توانند به یکی از سودآورترین و کم‌ریسک‌ترین اجزای پرتفوی تبدیل شوند.

نویسنده: محمدرضا بیات- مدیر صندوق بازارگردانی صباگستر

منبع: شماره 113 نشریه بورس امروز_ آذرماه 1404

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا