نقش رسانه ها در توسعه اقتصادی

به گزارش روند بورس امروز، حسین طالبی، کارشناس علوم ارتباطات و روابط عمومی: وابستگی شدید مردم جوامع امروز به رسانهها در حدی است که به نظر میرسد زندگی بدون رسانهها دچار اخلال و حتی غیرممکن میشود. از هنگام رسوخ امواج رسانههای دیداری و شنیداری و به دنبال آن توسعه رسانههای مکتوب و گرایش آنها به کارکردههای تخصصی، هرلحظه دایره آگاهیهای ساکنین کره خاکی افزونتر شده و تصور اینکه روزی برسد که بدون اتکا به یکی از انواع رسانههای گروهی و کسب اطلاع و افزایش آگاهی از محیط پیرامون بتوانیم به حیات خود ادامه دهیم، کار دشواری باشد.
اکنون این کارکرد عمومی رسانههای گروهی توانسته اصلیترین نقش را در تعاملات اقتصادی که لازمه تداوم زندگی در هر جامعه با هر نگرش و دیدگاه و گرایش دینی و مذهبی است، ایفا کند. از اینرو است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند، رسانهها، بخش مهم و انکارناپذیر اقتصاد امروز هستند.
به این ترتیب در جامعه امروز یک فرد، تنها زمانی میتواند بهترین و مطمئنترین شرایط زندگی را برای خود و خانواده فراهم کند، یا به عبارتی رفتار اقتصادی مناسب در پیش گیرد که دارای آگاهی و اطلاعات کافی برای تصمیمگیری صحیح باشد، این امر محقق نمیشود مگر با بهرهگیری از وسایل ارتباطجمعی، رادیو و تلویزیون، روزنامهها، نشریات، کتب، سایتهای اطلاعاتی، شبکههای اجتماعی و در یککلام، قرار گرفتن در جریان سیال و مداوم اطلاعات. امروزه توجه صاحبان سرمايه نیز به سمت رسانهها جلب شده است، چراکه از اين طريق با تسلط بر اذهان عمومي ميتوانند بازاري مناسب برای محصولات خود ايجاد کنند. درگذشته که تعادلی نسبی میان عرضه و تقاضا وجود داشت و شکل سنتی تولید و مصرف در نظامهای اقتصادی حاکم بود هر آنچه توليدکنندگان عرضه میکردند فروخته میشد، اما با گسترش تکنولوژیهای تولید و افزایش عرضه محصولات مازاد بر مصرف و نیز تعدد توليدکنندگان، بازار به سمت رقابتی شدن سير کرد و در اين حالت رسانهها بهعنوان ابزاری برای معرفی محصولات تولیدشده به کار گرفته شدند و مفهومی جدید از اطلاعرسانی با عنوان (تبليغات) شکل گرفت که اکنون بهعنوان يک حرفه و يک پل ارتباطی بين رسانه و اقتصاد مطرح است.
هجوم پیامهای تبلیغاتی، امروزه آنچنان گسترده و پرحجم گردیده که دیگر مصرفکننده فرصت تجزیهوتحلیل نیازهای واقعی خود را ندارد بلکه تحت تأثیر القائات رسانهای، در خود احساس نیاز میکند و بهطرف محصول و یا خدماتی جذب میشود که تبلیغشده. در حقیقت این ما نیستیم که انتخاب میکنیم بلکه برای ما انتخاب میکنند.
در دهههای اخیر صاحبان سرمايههای کلان و فعالان بازارهای بزرگ اقتصادی با درک نقش رسانهها در فروش و درآمدزایی، اقدام به راهاندازی شبکههای تلويزيونی، انتشار مطبوعات، ایجاد سایت و شبکههای اجتماعی کردهاند و بدين ترتيب خود رسانه را بهعنوان يک بنگاه برای کسب درآمد در نظر گرفتهاند و با خريد و توليد محتوا، سود خود را به حداکثر میرسانند.
بسیاری از صاحبنظران اقتصادی بر این باورند که امروزه رسانه نقشی مهمتر از پول در اقتصاد دارد؛ اگر پول تولیدگر را تشویق به راهاندازی یک مجموعه اقتصادی میکند، رسانه یک جهان را قانع میکند که از این محصول استفاده کنند.
شاید درک این واقعیت چندان دشوار نباشد چراکه میبینیم یک محصول تولید شده در کشورهای صاحب شبکههای ارتباطی گسترده از جمله آمریکا، به سرعت، مصرفکننده جهانی پیدا میکند و همان محصول در کشوری محروم از این امکانات رو به نابودی میرود.
مسیر ما درست یا غلط؟
از دهه ۱۳۵۰ به بعد با رونق اقتصادی ایران، بسیاری از تولیدکنندگان کالا و خدمات در کشورمان نیز دریافتند، اقتصاد بدون رسانه بیمعنی است، همین احساس نیاز جریان تبلیغاتی گستردهای را به وِیژه در رادیو و تلویزیون و فضاهای شهری ایجاد کرد. این روند تا سال ۱۳۵۷ و شکلگیری نهال انقلاب اسلامی ادامه داشت و پس از وقفهای حدوداً ۱۰ ساله، مجدداً از سال ۱۳۶۷ کمکم تبلیغات بهعنوان بخش جداناپذیر از رسانههای گروهی خودنمایی کرد.
اکنون این شرایط بهگونهای است که تقریباً تمامی رسانههای گروهی داخلی نیز اطلاعرسانی را با معیار سود و درآمدزایی میسنجند نه آگاهی بخشی و آموزش که رسالت و مبنای کارکرد واقعی آنهاست، در این آشفتهبازار تبلیغاتی، مخاطب به خرید و مصرف بیشتر و بیشتر خدمات داخلی و کالاهای خارجی تشویق میشود و از این رهگذر رسانه به سود میرسد، سرمایههای کشور به سمت بخش خدمات سوق مییابد، واحدهای تولیدی داخلی روبه ورشکستگی میروند و رشد و توسعه اقتصادی در قالب یک شعار زیبا باقی میماند.
بر اساس تازهترین آمار بانک مرکزی، نقدينگی کشور در پایان سال ۹۳ به بيش از ۷۸۲ هزار ميليارد تومان رسيده است و به گفته کارشناسان بخش قابلتوجه این نقدینگی در امور خدماتی، واسطهگری و سفتهبازی بکار گرفته میشود و جزء اندکی از این نقدینگی در بخش تولید و صنعت سرمایهگذاری میشود. نگاه عمیقتر به تبلیغات رسانههای گروهی نیز حاکی از همین واقعیت است که ۹۰ درصد تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم مربوط به بخش خدمات همچون (تلفن همراه، بانکها، آژانسهای مسافرتی، واحدهای تجاری و مراکز فروش) است.
تولید انبوه یا مصرف انبوه!
مصرفگرایی، پديده انكارناپذير تازهای است كه بیشک، منشأ آن را بايد در عناصر يك جهان مدرن جست. مصرف بهمنظور رفع نيازهاي زندگي، امري بديهي است، ولي شرايط زندگي شهری و مدرن، مرزهاي مصرف را روزبهروز گسترش میدهد تا جايي كه ارضاي نيازهاي كاذب فرد، در قالب نيازهاي ضروري نمود پیدا میکند. این اساس فعالیتهای رسانهای جهان غرب
کارکرد رسانههای داخلی
با استناد به رسالت تبیین شده در ماده ۲ اصل ۲۴ قانون اساسی و نیز نظرگاههای شخصیتهای نظام و اهداف ترسیم شده در خط مشیهای رسانههای داخلی که تماماً بر مبنای تعالیم و آموختههای اسلامی است، فعالیت رسانه گروهی در نظام جمهوری اسلامی باید با هدف روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم ـ تلاش جهت تحقق آرمانهای نظام اسلامی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ـ مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری (اسراف، تبذیر، تجملپرستی، اشاعه فحشاء و…) ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضائل اخلاقی و حفظ و تحکیم و احترام به نهاد خانواده باشد.
آما آنچه که امروز شاهد آن هستیم انحراف از مسیر تبیین شده و دور شدن بسیاری از رسانههای گروهی از نقش و رسالت واقعی خویش است.
با نگاهی دقیقتر به رویکرد رسانههای گروهی اعم از دیداری، شنیداری و نوشتاری به موضوع اقتصاد، بهخوبی در مییابیم که رسانهها با حجم وسیعی از پیامها مستقیم و غیرمستقیم، مصرفکننده را به مصرف بیشازپیش تشویق میکنند و بهجرئت میتوان گفت از مهمترین خطمشیهای تمامی رسانههای گروهی جلب مشتری برای دریافت هرچه بیشتر آگهی تبلیغاتی و درنتیجه کسب درآمد است؛ و جالبتر اینکه رویکرد برنامهها آموزشی و سرگرمی و تفریحی و گزارشها و مصاحبههای غیر خبری در مطبوعات و رادیوتلویزیون برای تبلیغات تجاری است؛ یعنی امروزه مخاطب در هر لحظه و در هر موقعیت مکانی تحت بمبارانهای تبلیغات تجاری قرار دارد که خواهناخواه مورد اصابت قرار میگیرد؛ و بدون آنکه بداند تحت القائات تبلیغاتی، شب و روز را سپری میکند و پایههای زندگی خود را بنا میگذارد.
نظرسنجی مرکز تحقیقات صداوسیما که در بهمنماه سال ۱۳۹۲ با هدف میزان تأثیرگذاری تبلیغات رسانههای گروهی در انتخاب کالا و خدمات از سوی مخاطبان، به روش پیمایشی در ۲۷ مرکز استان انجام شده است نشان میدهد، اثرگذاری انواع تبلیغات کالاها در صداوسیما حدود ۵۳ درصد، مطبوعات ۳۲ و تبلیغات شهری حدود ۲۸ درصد بوده است.
رسانههای همگانی و ایجاد انگیزه برای پیشرفت اقتصادی
همانگونه که اشاره شد رسانههای گروهی دارای کارکردهای متفاوت ازجمله آموزشی، خبری، سرگرمی و تفریحی هستند اما نباید فراموش کرد برآیند کلی عملکرد رسانه در نظام جمهوری اسلامی ایران باید مبتنی بر رشد و توسعه انسانی باشد. چراکه توسعه انسانی در ابعاد مختلف آن، مقدمه رشد سایر شاخصها ازجمله توسعه اقتصادی است.
برای ایجاد انگیزه در پیشرفت اقتصادی قبل از هر امر دیگری مردم باید توسعه و پیشرفت را بشناسند. آنها باید لزوم تغییرات را درک کنند و در مورد راههای مختلف ایجاد تغییر، اطلاعات لازم را داشته باشند. رسانههای همگانی با ایفای نقش آموزشی و خبری خود، در ایجاد تحول و مهارتها، ارزشها و انگیزهها مؤثرند. رسانههای همگانی میتوانند با استفاده از شیوههای مناسب، نیازهای عمومی را با امکانات ملی در کشور هماهنگ کنند. در بخش مصرف، گاهی گفته میشود مصرف به توسعه لطمه میزند و تنها راه رسیدن به پیشرفت، صرفهجویی است. البته اگر صرفهجویی به معنی انباشت سرمایه و تخصیص منابع به سرمایهگذاریهای اساسی باشد کاملاً صحیح است، ولی اگر مفهوم صرفهجویی صرفنظر کردن از تولید و مصرف کالای موردنیاز باشد، قطعاً صحیح نیست و باید گفت؛ اقتصاد، علم استفاده درست و صحیح است نه علم صرفهجویی، رسالت رسانه همگانی در درک این امر مهم است. همانگونه که اشاعه مصرفگرایی به سبک غرب، شاید بهنوعی خیانت به اقتصاد ملی محسوب میشود، رواج دادن شیوه درست تولید و توزیع کالا و خدمات و ترغیب مردم به استفاده از آنها، بزرگترین خدمت به توسعه است، به امید شکوفایی اقتصادی ایران.





