نقش مطالبه گری در بهبود فضای اقتصادی
به گزارش بورس امروز؛ مسئله مطالبه گري بی شک رکنی اساسی در نظام مردمسالاري دینی است. این مسئله آنقدر مهم است که همواره امامين انقلاب اسلامی از مردم خواسته اند که در صحنه و ميدان حاضر باشند و با هوشياري و مطالبه گري خود، مسئولان را بر ریل هاي اصلی هدایت کنند. اما در بسياري از […]
به گزارش بورس امروز؛ مسئله مطالبه گري بی شک رکنی اساسی در نظام مردمسالاري دینی است. این مسئله آنقدر مهم است که همواره امامين انقلاب اسلامی از مردم خواسته اند که در صحنه و ميدان حاضر باشند و با هوشياري و مطالبه گري خود، مسئولان را بر ریل هاي اصلی هدایت کنند. اما در بسياري از مواقع زمانی که نام این وظيفه مهم به ميان می آید با این پرسش از سوي جنبش ها و نهادهاي اجتماعی مواجه می شویم که کسی حرف و مطالبات ما را نمی شنود و به آن عمل نمی کند.
اصلی ترین نکته اي که می توان به این گروهها گفت، ضرورت اصلاح روشهاي مطالبه گري است. چه بسيار دیده شده که مطالبه گري ها تنها در پرسش و بلکه فریادي بر سر فلان مسئول، آن هم در حاشيه ي نشست و بازدیدي منحصر شده یا نهایتاً بيانيه یا نامه اي بوده که به مسئول مخاطب زده شده است. طبيعی است که با یک بار گفتن یا نامه زدن اتفاقی نخواهد افتاد.
از این رو بایستی نگاهی دقيق تر به مسئله مطالبه گري که همواره مورد تأکيد رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده، داشته باشيم و بلکه براي آن کلاس ها و دوره هایی برگزار کرد. در واقع می توان گفت؛ مطالبه گري همچون عملياتی پيچيده است که بایستی ظرافت هاي بسياري را در خصوص آن رعایت کرد.
همان گونه که مطالبه داشتن و پیگیری صحیح از نشانههای یک جامعه قانونمند و سالم است به تبع آن پاسخ سریع و قانع کننده به این مطالبات هم از دیگر نشانههای این گونه جوامع است؛ لذا آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که «مطالبه گر» و «مطالبه شونده» هر دو باید از با علم صحیح به مسئله در سدد حل آن باشند. به وجود آمدن یک مطالبه بخصوص اگر از طرف اکثریت مردم باشد قطعا نیازی اساسی را برای ارتقاء رفاه و آرامش شهروندی را گوشزد میکند.
به وضوح می توان گفت مشکل فعلی مردم ایران از جنس اقتصاد است. تحریمها تاثیرات بسیار منفی بر بازار گذاشته و روند روبه رشد توسعه که در دهه 80 در ایران در جریان بود با این تحریمها تضعیف و پس زده شد؛ از آنجا که مسائل غیر اقتصادی نیز به نوعی با اقتصاد آمیخته شده است باید بگوییم که مشکلات عموم مردم ایران اقتصادی است. بنابراین درک عمومی از اقتصاد برای حل مشکلات این حوزه بسیاری ضروری است.
- نبود سرمایه انسانی کارآمد
بیشک تحریمها اثر بسیار مهمی در رکود اقتصادی ایران داشته و دارند. اما باید توجه کنیم که ایران مشکلات داخلی بسیار زیادی دارد که حتی اگر تحریمی نیز وجود نمیداشت، باز هم اوضاع آنچنان مطلوب نمیبود؛ چرا که تنها تکیهگاه محکم اقتصاد ایران نفت است و اقتصاد کشور مشکلات ساختاری دارد که مانع از بهترشدن وضعیت آن میشود. زمانی که رشد اقتصادی کشور ما از درآمدهای نفتی بوده، رشد اقتصادی کشورهای دیگر به دلیل عامل نیروی انسانیشان بوده و همین امر ما را به یکی از ریشهای ترین مشکلات حوزه اقتصادی یعنی نبود اقتصادی متکی بر نیروی انسانی شایسته رهنمون میکند. در این جا همچنین به نقش مطالبهگری در حوزه اقتصاد باید بیشتر بپردازیم. چرا که بحث آموزش نیروی انسانی و مغفول ماندن این بخش در تربیت نیروی انسانی کارآمد بی بدیل است. آموزش و اقتصاد ما همراستا با نیازهای هم باید پیش روند اما وجود فارغالتحصیلان بی شمار از انواع رشته ها و دانشگاهها بدون وجود بستری برای جذب آنها در بازار گواهی بر این طلب است.
- داشتن شغل مهم ترین مطالبه اقتصادی مردم
بالا بودن جمعیت فارغالتحصیل در کشور و نبود فضای مناسب کار بزرگترین دغدغه نسل جوان امروز است. دانشگاهها بدون توجه به نیاز حقیقی کشور در انواع رشته ها به میزان بالایی فارغالتحصیل به جامعه تزریق میکنند اما برای این میزان نیروی آموزش دیده هنوز بسترهای لازم جذب نه در بخش خصوصی و نه دولتی نه تنها به وجود نیامده بلکه نیروهای تازه نفسی نیز که وارد بازار میشوند با حقوقهای پایین و ساعت بسیار بالا تن به کار داده که نتیجه ای جز فرسودگی روحی و جسمی آنان ندارد.زمانی که انسانها درس خوانده و بعد از گذراندن دوران دانشگاه وارد بازار کار میشوند، بسیاری از آنها یا کار مورد نظر خود را نمییابند و یا بیکار میمانند. این مسئله حس بیارزش بودن را در میان فارغالتحصیلان تقویت میکند در نتیجه این سرخودرگی است که آمار مهاجرت نیروی فارغالتحصیل در ایران بسیار بالا می رود.
- مردم از اقتصاد کشور چه چیزی را مطالبه میکنند؟
مطالبه مردم، پیامدهای سیاسی دولت است. در حال حاضر نیز شرایط اقتصادی ایران به گونهای است که ارتباط میان واقعیات و احساسات مردم آنچنان قوی نیست. علاوه بر سخت بودن شرایط برای مردم عادی، وضعیت برای اقتصاددانها و فعالین مشغول در این بخش نیز خوب پیش نمیرود. مسئله بعدی آن است که مردم در رابطه با اینکه وضعیت اقتصادی کشور چگونه است با یکدیگر اتفاق نظر ندارند. به عبارتی آنها تنها خواستار رسیدن به نتیجه مطلوب هستند، بدون آنکه توجهی به مکانیزمها و ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور داشته باشند. البته باید این نکته را خاطرنشان کرد که به دلیل پیچیده بودن اقتصاد و مناقشههایی که میان خود اقتصاددانها در رابطه با وضعیت اقتصادی کشور وجود دارد، اینکه مردم عادی صرفا مجذوب پیامدها باشند، چیز عجیبی نیست.
