بازار پس از توفان؛ چشمانداز سرمایهگذاری در گذر از نااطمینانی

به گزارش بورس امروز؛ سیاستهای حمایتی در بازار سرمایه آنگاه ارزش و معنا مییابند که بازار زیر فشار شوکهای بیرونی، نااطمینانیهای سیاسی یا فروشهای گسترده هیجانی قرار گیرد. در چنین لحظاتی، خطر فروپاشی نقدشوندگی و فرسایش اعتماد عمومی جدی میشود و نقش اصلی ابزارهای حمایتی، ایجاد ثبات در سازوکار معاملات و کاهش دامنه آسیبهای کوتاهمدت است تا قیمتها فرصت کشف منصفانهتری پیدا کنند.
تقویت منابع صندوق تثبیت و توسعه، تسهیل بازارگردانی، مدیریت هوشمندانه محدودیتهای معاملاتی و بهبود شفافیت اطلاعرسانی، از جمله اقداماتی است که میتواند از شکلگیری چرخه معیوب «ترس و فروش اجباری» جلوگیری کند. با این حال، حمایت مؤثر هرگز به معنای قیمتسازی یا تضمین سود نیست؛ بلکه هدف نهایی باید حفظ کارکرد بازار، پیشگیری از اختلال در نقدشوندگی و بازگرداندن اطمینان سرمایهگذاران به قواعد بازی باشد. تجربه بازارهای سرمایه نشان داده است که حمایتهایی که مبتنی بر قاعده، زمانبندی روشن و اطلاعرسانی دقیق باشند، اثر پایدارتری دارند؛ در حالی که حمایتهای مقطعی و غیرشفاف صرفاً تأخیر در اصلاحات لازم ایجاد میکنند و ریسکهای انباشته میسازند.
در خصوص چشمانداز بازار پس از بازگشایی، نکته قابل تأمل آن است که بازار پس از وقفه ناشی از جنگ، در هشت روز کاری اخیر فعالیت خود را از سر گرفته و رفتاری بسیار پرقدرت از خود نشان داده است. صفهای خرید گسترده و رشد سریع قیمتها حاکی از آن است که تقاضای فشرده و عقبافتادهای در بازار وجود داشته که با بازگشایی، خود را به شکل جهش قیمتها تخلیه کرده است. این واکنش دو پیام کلیدی در بر دارد: نخست آنکه ریسکگریزی حاد و فاز انجماد تصمیمگیری تا حدی فروکش کرده و پولهای پارکشده دوباره وارد چرخه معامله شدهاند؛ دوم آنکه سرمایهگذاران احساس میکنند قیمت بسیاری از نمادها نسبت به متغیرهای بنیادی و تورم عقب مانده بود و اکنون در حال جبران این عقبماندگی است. وقتی بازار برای مدتی طولانی از تورم عقب میماند، در مقاطعی که نااطمینانی کاهش مییابد، معمولاً حرکتهای تندتر و یکبارهتری را تجربه میکند.
از منظر بنیادین نیز نشانههای تقویتکنندهای دیده میشود؛ گزارشهای ماهانه اردیبهشت در بسیاری از صنایع مطلوب بوده و تصویری از فروش و حاشیه سود بهتر نسبت به انتظارات ارائه دادهاند. همچنین گزارشهای فصلی زمستان در بخش مهمی از بازار فراتر از برآوردهای محافظهکارانه بوده و نشان داده است بنگاهها با وجود محدودیتها توانستهاند عملکرد عملیاتی قابل قبولی ثبت کنند. ترکیب «بهبود گزارشهای عملکردی» با «عقبماندگی قیمتی نسبت به تورم» فضای رشد بازار را منطقیتر و قابل دفاعتر میکند.
با این حال، شرط کلیدی تداوم یک روند صعودی پایدار، ثبات سیاسی و کاهش ریسکهای سیستماتیک است؛ زیرا جهشهای پس از شوک معمولاً در صورت بازگشت موج نااطمینانی با نوسان و اصلاح مواجه میشوند. بنابراین چشمانداز آتی را میتوان مثبت ارزیابی کرد، بهویژه اگر فضای سیاسی به سمت ثبات حرکت کند و سیاستگذار نیز از مسیرهای شفاف و قابل پیشبینی از کارکرد بازار حمایت کند.
در این چارچوب، جایگاه صندوقهای طلا و نقره در سبد دارایی نیز شایسته تأمل است. طلا و نقره در اقتصادهای تورمی، نقش پوشش ریسک کاهش ارزش پول و بیمه سبد سرمایهگذاری در برابر شوکهای ارزی و سیاسی را ایفا میکنند. حتی اگر بازار سهام در کوتاهمدت جذابتر به نظر برسد، نگهداری بخشی از پرتفوی در صندوقهای طلا و نقره میتواند به مدیریت ریسک کمک کند؛ زیرا همبستگی این داراییها با سهام در برخی دورهها پایینتر است و در زمان افزایش نااطمینانی، عملکرد بهتری از خود نشان میدهند.
البته در دورههایی که بورس وارد فاز رونق پرشتاب میشود و انتظارات نسبت به سودآوری شرکتها تقویت میگردد، ممکن است بازده کوتاهمدت صندوقهای فلزی نسبت به سهام کمتر باشد. در نتیجه، تصمیم منطقی آن است که این صندوقها را نه به عنوان جایگزین مطلق بورس، بلکه به عنوان ابزار تنوعبخشی و پوشش ریسک در کنار سهام دید، بهویژه برای سرمایهگذارانی که افق میانمدت دارند و میخواهند در برابر تغییرات ناگهانی فضای سیاسی و تورمی آسیبپذیر نباشند.
نویسنده:مجید آتشگر- مدیر شرکت سرمایهگذاری ملی ایران
منبع: شماره 119 نشریه بورس امروز_ خرداد ماه





