آیا بازار سهام در سایه بازدهی 40 درصدی اخزا هنوز توجیه سرمایهگذاری دارد؟

به گزارش بورس امروز؛ افزایش بازدهی اوراق اخزا و صندوقهای درآمد ثابت به سطوحی نزدیک به ۴۰ درصد، این پرسش جدی را در ذهن فعالان بازار ایجاد کرده است که آیا در چنین شرایطی، بازار سهام همچنان توجیهی برای سرمایهگذاری دارد یا خیر؟ پاسخ به این سؤال، برخلاف تصور رایج، یک پاسخ مطلق و صفر و یکی نیست، بلکه به افق سرمایهگذاری، نوع سهام و سطح ریسکپذیری سرمایهگذار وابسته است.
در کوتاهمدت و از منظر مقایسهای، بازار سهام بهوضوح در رقابت با ابزارهای کمریسک عقبنشینی کرده است. زمانی که نرخ بازده بدون ریسک به محدودههای بالا میرسد، انتظار بازدهی از سهام نیز به همان نسبت افزایش مییابد. در نتیجه، بسیاری از سهام که در دورههای گذشته با بازدههای متوسط جذاب تلقی میشدند، در شرایط فعلی فاقد مزیت رقابتی هستند. این موضوع بهویژه برای سرمایهگذارانی که افق کوتاهمدت دارند یا به دنبال حفظ اصل سرمایه هستند، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
با این حال، بازار سهام ماهیتی ذاتاً متفاوت از بازار بدهی دارد. ابزارهای بادرآمد ثابت، بازدهی اسمی مشخص و محدودی ارائه میدهند، در حالی که بازار سهام، به رغم ریسک بالاتر، امکان پوشش تورم و حتی خلق بازده واقعی مثبت در افقهای میانمدت و بلندمدت را فراهم میکند. از این منظر، نمیتوان بهطور کلی حکم به خروج کامل از بازار سهام داد، بلکه باید رویکرد سرمایهگذاری را بازتعریف کرد.
نکته کلیدی آن است که در فضای نرخهای بهره بالا، بورس از یک بازار «عمومی و فراگیر» به یک بازار «انتخابمحور» تبدیل میشود. به بیان دیگر، دوران رشدهای همگانی و موجهای گسترده صعودی کمرنگ شده و جای خود را به دورهای میدهد که تنها برخی سهام خاص، با ویژگیهای مشخص، قادر به جذب سرمایه و بقا هستند.
چه سهامی در فضای نرخ بهره بالا شانس بقا و جذابیت دارند؟
نخستین گروه، شرکتهای دارای جریان نقد عملیاتی قوی و پایدار هستند. در شرایطی که سرمایهگذار میتواند بازدهی قابلقبولی از ابزارهای بدون ریسک کسب کند، تنها شرکتهایی مورد توجه قرار میگیرند که توانایی ایجاد نقدینگی واقعی و مستمر داشته باشند. این شرکتها معمولاً وابستگی کمتری به استقراض، افزایش سرمایههای مکرر یا تأمین مالی پرهزینه دارند و از منظر ریسک مالی، وضعیت باثباتتری را تجربه میکنند.
دومین گروه، شرکتهای با سود نقدی قابل اتکا و سیاست تقسیم سود شفاف هستند. در دورههای نرخ بهره بالا، سود نقدی به یکی از مهمترین عوامل جذابیت سهام تبدیل میشود. سرمایهگذار ترجیح میدهد در ازای پذیرش ریسک سهام، حداقل بخشی از بازده خود را بهصورت نقدی و قابل پیشبینی دریافت کند. بنابراین، شرکتهایی که سابقه تقسیم سود منظم و نسبت پرداخت مناسب دارند، نسبت به سایر نمادها وضعیت بهتری خواهند داشت.
گروه سوم، سهام با نسبتهای ارزشگذاری پایین و حاشیه امنیت مناسب هستند. در شرایطی که نرخ بازده بدون ریسک بالا است، بازار نسبت به سهام گرانقیمت و دارای انتظارات خوشبینانه حساستر میشود. در مقابل، شرکتهایی که با تخفیف نسبت به ارزش ذاتی معامله میشوند یا نسبتهای قیمتی آنها در سطوح محافظهکارانه قرار دارد، شانس بیشتری برای حفظ تقاضا دارند.
گروه چهارم، شرکتهایی هستند که از تورم یا نوسانات ارزی منتفع میشوند. هرچند نرخهای بهره بالا جذابیت بورس را کاهش میدهد، اما در اقتصادی مانند ایران که تورم ساختاری همچنان یک متغیر تعیینکننده است، برخی شرکتها توانایی انتقال تورم به قیمت محصولات خود را دارند. این ویژگی میتواند بخشی از فشار ناشی از افزایش نرخ تنزیل را جبران کند.
در مقابل، سهام رشدی، پروژهمحور و شرکتهایی که سودآوری آنها به افقهای بلندمدت و نامطمئن وابسته است، بیشترین آسیب را در این فضا متحمل میشوند. چرا که افزایش نرخ بازده بدون ریسک، مستقیماً ارزش فعلی سودهای آتی این شرکتها را کاهش میدهد و جذابیت آنها را برای سرمایهگذاران کمرنگ میکند.
جمعبندی: بورس حذف نمیشود، اما سختگیرانهتر میشود
در نهایت میتوان گفت افزایش بازدهی اوراق اخزا به سطوح بالا، به معنای حذف کامل توجیه سرمایهگذاری در بازار سهام نیست، بلکه به معنای سختتر شدن شرایط انتخاب و افزایش حساسیت بازار به کیفیت سود و ساختار مالی شرکتهاست. در چنین فضایی، سرمایهگذاری در بورس بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیل دقیق، نگاه بلندمدت و پرهیز از رفتارهای هیجانی است.
بازار سهام در این مقطع، بیش از آنکه میدان ریسکپذیری گسترده باشد، محیطی برای سرمایهگذاران حرفهای و انتخابگر است؛ سرمایهگذارانی که میدانند در سایه نرخهای بهره بالا، تنها سهامی زنده میمانند که پشتوانه سود واقعی، جریان نقدی پایدار و ارزشگذاری منطقی داشته باشند.
نویسنده: علی سلامت- مدیر عرضه و پذیرش شرکتها – کارگزاری آینده نگر خوارزمی
منبع: شماره 116 شریه بورس امروز_اسفندماه





