زنجیره فولاد و اثرات چندلایه سیاستهای ارزی بر بازار سرمایه

به گزارش بورس امروز؛ تحولات اخیر در سیاستهای ارزی و سازوکارهای قیمتگذاری محصولات فولادی، چشمانداز سودآوری شرکتهای فعال در زنجیره فولاد را با تغییراتی معنادار مواجه کرده است. این تغییرات نهتنها بر عملکرد عملیاتی شرکتها اثر میگذارند، بلکه رفتار سرمایهگذاران بورسی را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. نخست، تغییر مبنای نرخگذاری از شمش به میلگرد، وابستگی قیمتگذاری را به بخش مصرف نهایی افزایش میدهد. از آنجا که تقاضای میلگرد عمدتاً از سمت پروژههای عمرانی و بازار مسکن شکل میگیرد، در دورههای رکود ساختوساز احتمال کاهش نرخگذاری بیشتر خواهد بود. این موضوع میتواند حاشیه سود شرکتهای بزرگ تولیدکننده شمش را کاهش دهد، در حالی که نوردکارها و شرکتهای پاییندستی از آن منتفع میشوند.
در محور دوم، انتقال ارز حاصل از صادرات فولاد و پتروشیمی به تابلو دوم که نرخ آن به بازار آزاد نزدیکتر است، به معنای افزایش نرخ تسعیر درآمدهای ارزی است. این اتفاق سود ریالی شرکتهای صادراتمحور را افزایش داده و نسبت قیمت به درآمد آنها را بهبود میبخشد. در کوتاهمدت، این تغییر میتواند انتظارات مثبت در بازار سهام گروههای صادراتی را تقویت کند، اما در بلندمدت پایداری آن به ثبات سیاستهای ارزی بستگی دارد.
سومین متغیر، رشد نرخ ارز در تالار دوم است که مبنای ریالی قیمت پایه شمش و سایر محصولات زنجیره فولاد را در بورس کالا افزایش میدهد. این موضوع باعث رشد قیمت تمامشده در صنایع پاییندستی میشود و ممکن است بخشی از تقاضای داخلی را کاهش دهد. در مقابل، صادرات برای تولیدکنندگان جذابتر میشود و سودآوری شرکتهای صادراتمحور تقویت خواهد شد.
در محور چهارم، افزایش نرخ صادراتی میلگرد میتواند به رشد قیمت محصولات بالادستی مانند شمش و گندله منجر شود. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان این محصولات نیز میتوانند نرخ فروش خود را افزایش دهند. این روند باعث میشود کل زنجیره فولاد از بهبود قیمتهای جهانی و افزایش نرخ تسعیر ارز منتفع شود و ارزش سهام شرکتهای این گروه بهصورت هماهنگ رشد کند.
در نهایت، عرضه ارز در بازار توافقی با نرخ آزاد، موجب شفافتر شدن قیمتها و حذف رانتهای ارزی میشود. با این حال، در کوتاهمدت میتواند انتظارات تورمی را افزایش دهد. در چنین فضایی، سرمایهگذاران بورسی معمولاً به سمت سهام دلاریمحور و صادراتی متمایل میشوند و از سهمهای ریالی فاصله میگیرند. بنابراین، تغییرات ارزی میتواند ترکیب تقاضای بازار سرمایه را بهطور معناداری تحت تأثیر قرار دهد.
در مجموع، بررسی این متغیرها نشان میدهد که تحلیل سودآوری شرکتهای فولادی و رفتار بازار سرمایه نیازمند رویکردی چندبعدی است که هم سیاستهای ارزی و هم ساختارهای قیمتگذاری را در نظر بگیرد. در فضای پرنوسان اقتصاد ایران، درک دقیق از این تعاملات میتواند مسیر تصمیمگیری سرمایهگذاران و مدیران صنعتی را روشنتر کند.
نویسنده: حمیدرضا غریب علیزاده معاون بیمه آسیا
منبع: ماهنامه شماره 112 بورس امروز_ آبان ماه





