بورس ایران در نقطه تلاقی تورم اسمی و واقعیتهای اقتصادی

به گزارش بورس امروز؛ بازار سرمایه ایران پس از یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ معاصر خود، اکنون در نقطهای قرار گرفته که تحلیل آن صرفاً با ابزارهای مرسوم مالی امکانپذیر نیست. جنگ و تبعات آن نه تنها فضای سیاسی و اقتصادی کشور را تحت تأثیر قرار داد، بلکه رفتار سرمایهگذاران، انتظارات تورمی و حتی چشمانداز سودآوری شرکتها را نیز دستخوش تغییر کرد. در چنین شرایطی طبیعی بود که فعالان بازار پیش از بازگشایی معاملات، سناریوهای متفاوتی را برای آینده بورس متصور باشند؛ سناریوهایی که از ریزشهای سنگین تا بازگشت تدریجی اعتماد را در بر میگرفت.
واقعیت این است که پیش از بازگشایی بازار، با توجه به شرایط جنگی کشور، افزایش ریسکهای سیاسی و اقتصادی و همچنین توقف طولانیمدت معاملات، انتظار فشار فروش قابل توجهی وجود داشت. بیش از دو ماه توقف بخش مهمی از معاملات، عملاً به معنای انباشت تقاضای خروج و نوعی حبس نقدینگی بود. از این رو بسیاری از تحلیلگران کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی شاخصها را دور از انتظار نمیدانستند. با این حال، حمایتهای صورتگرفته در روزهای ابتدایی بازگشایی و حضور تقاضا در برخی نمادها موجب شد بازار رفتاری متفاوت از بدبینانهترین سناریوها از خود نشان دهد و تا حدی از شدت نگرانیها کاسته شود.
با این وجود، هنوز یکی از مهمترین ابهامات بازار به نمادهای متوقف بازمیگردد. بخشی از این شرکتها به صورت مستقیم از جنگ آسیب دیدهاند و بخشی دیگر نیز به شکل غیرمستقیم تحت تأثیر اختلالات اقتصادی، کاهش تولید یا آسیب به زنجیره تأمین قرار گرفتهاند. بنابراین نمیتوان احتمال افزایش عرضه پس از بازگشایی این نمادها را نادیده گرفت. با این حال، میزان این فشار فروش به شدت وابسته به کیفیت و شفافیت گزارشهایی است که ناشران منتشر خواهند کرد. هرچه تصویر روشنتری از میزان خسارتها، وضعیت تولید و چشمانداز فعالیت شرکتها ارائه شود، بازار نیز واکنش منطقیتری خواهد داشت. در مقابل، ابهام و نبود اطلاعات کافی میتواند به تشدید رفتارهای هیجانی منجر شود.
از سوی دیگر، ارزیابی نسبت ریسک به بازده بازار در شرایط فعلی نیازمند توجه همزمان به دو متغیر مهم است؛ نخست ریسکهای سیاسی و اقتصادی که همچنان در سطوح بالایی قرار دارند و دوم سطح ارزندگی سهام. در سالهای اخیر بسیاری از شرکتهای بورسی به رغم تورمهای بالا و رشد نرخ ارز، از منظر ارزشگذاری در سطوح نسبتاً ارزانی معامله شدهاند. همین موضوع باعث شده است که در صورت کاهش نسبی نااطمینانیها، ظرفیت رشد برای بخشی از بازار همچنان وجود داشته باشد. به بیان دیگر، هرچند ریسکها همچنان قابل توجه هستند، اما بازده مورد انتظار نیز نسبت به گذشته جذابتر شده و همین موضوع نگاه بخشی از سرمایهگذاران را به بازار سهام مثبت نگه داشته است.
موضوع مهم دیگر، نقش تورم در رشد بازار سرمایه است. بدون تردید بخشی از رشد بورس در چنین شرایطی جنبه اسمی دارد؛ زیرا اقتصاد ایران سالهاست با تورم مزمن دست و پنجه نرم میکند و پس از جنگ نیز افزایش قیمت بسیاری از کالاها و خدمات با سرعت بیشتری ادامه یافته است. اما تقلیل تمام رشد بازار به تورم اسمی نیز تحلیل کاملی نیست. سرمایهگذاران علاوه بر اثر تورم، به رشد درآمد و فروش شرکتها در آینده نیز توجه دارند. افزایش نرخ محصولات و جایگزینی داراییها با هزینههای بالاتر میتواند بخشی از سودآوری شرکتها را تقویت کند و از این منظر، بخشی از رشد بازار میتواند ریشه در واقعیتهای اقتصادی داشته باشد.
البته نباید از سوی دیگر ماجرا غافل شد. اقتصاد کشور در شرایط مطلوبی قرار ندارد و به نظر میرسد در ماههای آینده آثار جنگ و محدودیتهای زیرساختی در صورتهای مالی شرکتها نمایان شود. برخی بنگاهها مستقیماً از آسیبهای فیزیکی جنگ متأثر شدهاند و برخی دیگر با محدودیتهای انرژی، قطعی برق و کمبود گاز روبهرو هستند که میتواند به کاهش تولید و افت فروش مقداری منجر شود. احتمالاً در گزارشهای سهماهه دوم سال این موضوع با وضوح بیشتری مشاهده خواهد شد و حتی گزارشهای سهماهه نخست نیز چندان درخشان نخواهند بود. با این حال، فروش موجودی انبار و افزایش نرخ محصولات میتواند تا حدودی فشار وارده بر عملکرد شرکتها را جبران کند.
در مجموع، بورس ایران امروز در نقطه تلاقی دو نیروی متضاد قرار گرفته است؛ از یک سو ریسکهای سیاسی، آثار جنگ و ضعف متغیرهای واقعی اقتصاد و از سوی دیگر تورم بالا، ارزندگی نسبی سهام و انتظارات مربوط به رشد درآمد شرکتها. مسیر آینده بازار بیش از هر زمان دیگری به میزان شفافیت شرکتها، تحولات سیاسی و توان اقتصاد در عبور از چالشهای فعلی وابسته خواهد بود.
نویسنده: مهرداد حقگو – مدیر تحلیل کارگزاری بانک صنعت و معدن
منبع: شماره 119 نشریه بورس امروز_ خرداد ماه





