اخبار ویژه

نقدینگی در دایره بازیگران بزرگ

به گزارش بورس امروز؛ تمرکز بالای دارایی‌ها در یک صندوق اهرمی که بیش از ۳۰ درصد ارزش کل این صنعت را در اختیار دارد، از منظر کارایی بازار و ریسک سیستمی واجد اهمیت جدی است. در ادبیات مالی، تمرکز به‌خودی‌خود پدیده‌ای منفی تلقی نمی‌شود و در بسیاری از بازارهای توسعه‌یافته نیز بازیگران بزرگ نقش پررنگی دارند، اما مسئله اصلی در عبور از یک آستانه مشخص، تغییر ماهیت اثرگذاری آن بازیگر بر کل بازار است. زمانی که سهم یک صندوق از سطح معینی فراتر می‌رود، تصمیم‌های مدیریتی آن صندوق می‌تواند آثار فراتر از عملکرد داخلی خود داشته باشد و به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر نقدشوندگی، نوسان و حتی انتظارات فعالان بازار اثر بگذارد. در چنین شرایطی، ریسک‌های داخلی صندوق، به‌ویژه در ابزارهای اهرمی که ذاتاً حساس به نوسان هستند، می‌تواند به ریسک سیستماتیک برای کل صنعت تبدیل شود. از منظر قیمت‌گذاری، هرچند ارزش خالص دارایی‌ها بر مبنای ترکیب پرتفوی هر صندوق محاسبه می‌شود، اما سهم بالای یک صندوق در معاملات بازار ثانویه می‌تواند بر روند قیمتی واحدهای سایر صندوق‌ها اثر بگذارد. این اثرگذاری لزوماً به معنای رفتار غیررقابتی و عامدانه نیست، اما ممکن است باعث شود حرکت قیمت‌ها بیش از آنکه بر ارزیابی مستقل سرمایه‌گذاران از ارزش ذاتی استوار باشد، تابع جریان معاملات صندوق بزرگ‌تر شود. تداوم چنین وضعیتی، به‌ویژه در دوره‌های نوسان و تنش بازار، می‌تواند از میزان کارایی اطلاعاتی بازار بکاهد. نکته قابل توجه دیگر، الگوی جریان نقدینگی در صنعت صندوق‌های اهرمی است. شواهد نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از پول در میان چند صندوق بزرگ در حال جابه‌جایی است و صندوق‌های کوچک‌تر سهم اندکی از ورود نقدینگی جدید دارند. این پدیده را می‌توان ناشی از ترجیح سرمایه‌گذاران به نقدشوندگی بالا، سابقه عملکرد و احساس امنیت نسبت به صندوق‌های بزرگ دانست. در فضایی که اعتماد عمومی به‌راحتی آسیب‌پذیر است، سرمایه‌گذاران تمایل دارند منابع خود را در ابزارهایی نگه دارند که خروج از آن‌ها در شرایط نامطلوب بازار ساده‌تر به نظر می‌رسد. نتیجه این رفتار آن است که نقدینگی عمدتاً در داخل صنعت صندوق‌های اهرمی جابه‌جا می‌شود و پایه سرمایه‌گذاران این صنعت به‌طور واقعی گسترش پیدا نمی‌کند؛ به‌طوری که رشد مشاهده‌شده در اندازه صنعت، بیش از آنکه حاصل ورود سرمایه‌های جدید باشد، ناشی از انتقال منابع میان صندوق‌های موجود است.

در خصوص مسیرهای رشد صندوق‌های اهرمی کوچک‌تر، معمولاً دو سناریو مورد توجه قرار می‌گیرد: ورود مستقل نقدینگی جدید به این صندوق‌ها و یا انتقال منابع از صندوق‌های بزرگ‌تر به آن‌ها. با این حال، تجربه بازار سرمایه ایران نشان می‌دهد که خروج معنادار سرمایه از صندوق‌های بزرگ به‌سادگی رخ نمی‌دهد و سرمایه‌گذاران معمولاً تمایل دارند منابع خود را در ابزارهای بزرگ و شناخته‌شده حفظ کنند. در مقابل، امکان جذب نقدینگی جدید برای صندوق‌های کوچک‌تر، در صورت بهبود عملکرد، واقع‌بینانه‌تر به نظر می‌رسد. چنانچه مدیران این صندوق‌ها بتوانند از طریق مدیریت فعال پرتفوی، بازدهی بالاتری نسبت به صندوق‌های بزرگ‌تر ایجاد کنند و هم‌زمان با تقویت سازوکار بازارگردانی، سطح نقدشوندگی واحدهای صندوق را افزایش دهند، زمینه برای ورود سرمایه‌های جدید فراهم خواهد شد. در چنین شرایطی، رشد صندوق‌های کوچک نه از محل تضعیف صندوق‌های بزرگ، بلکه از مسیر جلب اعتماد تدریجی سرمایه‌گذاران و ارائه عملکرد متمایز محقق می‌شود.

در نهایت، در بازاری که یک صندوق سهمی بیش از ۳۰ درصد دارد، می‌توان گفت آن صندوق نقش تعیین‌کننده‌تری در شکل‌گیری روندهای قیمتی ایفا می‌کند و سایر صندوق‌ها ناگزیر به تبعیت از شرایط ایجادشده هستند. این وضعیت پیامدهای مهمی برای سرمایه‌گذاران خرد دارد. در دوره‌های رونق، هم‌جهتی بازار می‌تواند به ایجاد بازدهی قابل قبول منجر شود، اما در دوره‌های رکود یا اصلاح، ریسک‌های ناشی از تمرکز تشدید می‌شود و امکان مدیریت فعال ریسک برای سرمایه‌گذاران کوچک کاهش می‌یابد. از این رو، توجه به ساختار تمرکز، کیفیت نظارت و تنوع واقعی ابزارها، برای پایداری صنعت صندوق‌های اهرمی و حفظ منافع سرمایه‌گذاران خرد، ضرورتی انکارناپذیر است.

نویسنده: بهناز اکبرپور -مدیرسرمایه گذاری سبدگردان سورین

منبع: شماره 116 نشریه بورس امروز_ اسفندماه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا