آن سوی تابلو؛ رمزگشایی از کیفیت حسابرس

به گزارش بورس امروز؛ در بازار سرمایه، حسابرس یکی از مهمترین حلقههای زنجیره اعتماد است؛ نهادی که باید میان اطلاعات ارائهشده از سوی شرکت و تصمیم سرمایهگذار فاصلهای مطمئن ایجاد کند. سهامدار صورتهای مالی را میبیند و بر مبنای اعداد سود، فروش، بدهی و جریان نقد درباره سرمایه خود تصمیم میگیرد، اما پشت این اعداد مجموعهای از ثبتها، برآوردها و قضاوتهای حسابداری قرار دارد که ارزیابی صحت آنها برای سرمایهگذار عادی امکانپذیر نیست. اینجاست که نقش حسابرس اهمیت پیدا میکند.
با این حال، کیفیت حسابرسی چیزی نیست که بتوان آن را بهسادگی مشاهده یا اندازهگیری کرد. بازار معمولاً برای شناخت یک مؤسسه حسابرسی به نشانههایی مانند اندازه، سابقه، تعداد مشتریان یا میزان درآمد آن نگاه میکند. یک مؤسسه بزرگتر ممکن است نیروی متخصص بیشتری داشته باشد، مشتریان بیشتری را پوشش دهد و برای حفظ اعتبار حرفهای خود انگیزه بیشتری داشته باشد. از همینجا این تصور شکل میگیرد که درآمد بالاتر باید با کیفیت بالاتر همراه باشد.اما وقتی پای کیفیت واقعی حسابرسی به میان میآید، رابطه به این سادگی نیست.
بررسی رابطه میان درآمد مؤسسات حسابرسی و کیفیت خدمات آنها نشان میدهد که درآمد بیشتر را نمیتوان بهتنهایی نشانه کیفیت بالاتر دانست. مؤسساتی که درآمد بیشتری دارند، در مواردی گزارشهای نامقبولتر و بندهای شرط بیشتری صادر کردهاند، اما همین درآمد بالاتر در برخی معیارهای مهم کیفیت گزارشگری مالی، رابطه معناداری نشان نمیدهد. بنابراین، آنچه در ظاهر گزارش حسابرس دیده میشود، لزوماً تمام واقعیت کیفیت حسابرسی را توضیح نمیدهد.
وقتی درآمد، جای کیفیت مینشیند
اندازه مؤسسه حسابرسی در بسیاری از تحلیلها بهعنوان یکی از نشانههای کیفیت مورد توجه قرار گرفته است. منطق این دیدگاه نیز روشن است؛ مؤسسهای که درآمد بالاتری دارد، معمولاً مشتریان بیشتری در اختیار دارد، از منابع انسانی و تخصصی گستردهتری استفاده میکند و اعتبار حرفهای آن اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از سوی دیگر، گستردگی جامعه مشتریان میتواند از منظر استقلال حسابرس نیز اهمیت داشته باشد. هرچه درآمد مؤسسه میان تعداد بیشتری از مشتریان توزیع شده باشد، وابستگی آن به یک مشتری خاص کمتر خواهد بود و در نتیجه، از نظر نظری، امکان مقاومت در برابر فشارهای احتمالی مشتری افزایش مییابد.اما مشکل از جایی آغاز میشود که «اندازه» با «کیفیت» یکی گرفته شود.
درآمد یک مؤسسه میتواند حجم فعالیت آن را نشان دهد، اما حجم فعالیت لزوماً کیفیت هر یک از خدمات ارائهشده را توضیح نمیدهد. مؤسسهای ممکن است مشتریان بیشتری داشته باشد و درآمد بالاتری کسب کند، اما این موضوع بهخودیخود نشان نمیدهد که حسابرسی هر پرونده با دقت و عمق بیشتری انجام شده است.
در واقع، درآمد بیشتر درباره ظرفیت و دامنه فعالیت مؤسسه اطلاعات میدهد، اما برای تبدیل شدن به شاخص کیفیت، باید ارتباط آن با خروجی واقعی حسابرسی نیز اثبات شود؛ ارتباطی که نمیتوان آن را برای همه ابعاد کیفیت قطعی دانست.
عدد بزرگتر، الزاماً کار بهتر نیست
اگر درآمد بالاتر واقعاً نماینده کیفیت خدمات باشد، باید انتظار داشت مؤسسات پردرآمدتر در شاخصهای مختلف کیفیت نیز عملکرد متفاوتی داشته باشند. اما یافتههای موجود تصویر یکدستی ارائه نمیکند.
یکی از مهمترین نکات، رابطه درآمد مؤسسات با نوع گزارش حسابرس است. مؤسساتی که درآمد بیشتری داشتهاند، تمایل بیشتری به ارائه گزارشهای حسابرسی نامقبول و درج تعداد بیشتری بند شرط در گزارشهای خود نشان دادهاند. این رابطه درباره بندهای شرط غیرتکراری نیز مشاهده شده است.
در نگاه نخست، ممکن است چنین نتیجهای به معنای کیفیت پایینتر تلقی شود، اما این برداشت لزوماً درست نیست. حسابرس قرار نیست صورتهای مالی را صرفاً برای اینکه گزارش نهایی مطلوب به نظر برسد، تأیید کند. اگر در جریان رسیدگی با تحریف بااهمیت، محدودیت در رسیدگی یا مسئلهای مؤثر بر قابلیت اتکای اطلاعات مالی مواجه شود، وظیفه حرفهای او ایجاب میکند موضوع را در گزارش خود منعکس کند.
بنابراین، بیشتر بودن بندهای شرط را نمیتوان بدون توجه به ماهیت آنها معادل کیفیت پایینتر دانست. حتی در برخی شرایط، گزارش سختگیرانهتر میتواند حاصل شناسایی و انعکاس موارد بیشتری از سوی حسابرس باشد.در نتیجه، میان «گزارش نامقبول» و «حسابرس بیکیفیت» نمیتوان علامت مساوی گذاشت.
هر بند شرط، یک هشدار تازه نیست
در ارزیابی گزارش حسابرس، تفاوت میان بندهای شرط تکراری و غیرتکراری اهمیت زیادی دارد. ممکن است یک موضوع برای چند سال متوالی در گزارش حسابرس تکرار شود. بنابراین، صرف شمارش بندهای شرط نمیتواند نشان دهد در یک دوره جدید چه مسائل تازهای شناسایی شده است.
به همین دلیل، بندهای شرط غیرتکراری اطلاعات متفاوتی در اختیار تحلیلگر قرار میدهند. بررسیهای انجامشده در این حوزه نشان دادهاند که در برخی مطالعات، تنها ۱۲ درصد از گزارشهای غیرمقبول حسابرسی به دلیل بندهای شرط جدید یا غیرتکراری صادر شدهاند و حدود ۵۰ درصد گزارشهای غیرمقبول نیز همزمان شامل بندهای تکراری و غیرتکراری بودهاند.
این اعداد نشان میدهند که حتی در بررسی نوع گزارش حسابرس نیز باید از نگاه ساده عبور کرد. مهم نیست فقط چند بند در گزارش وجود دارد؛ باید دید این بندها درباره چه موضوعی هستند، آیا جدیدند یا تکراری و نسبت به سال قبل چه تغییری ایجاد کردهاند.
از این منظر، رابطه میان درآمد بالاتر مؤسسه و تعداد بیشتر بندهای شرط غیرتکراری، نکتهای قابل توجه است؛ اما همچنان نمیتوان آن را بهتنهایی معادل کیفیت بالاتر دانست.
درآمد بیشتر، همه داستان را توضیح نمیدهد
اگر درآمد مؤسسه حسابرسی شاخص مناسبی برای کیفیت بود، انتظار میرفت رابطه آن با سایر معیارهای کیفیت نیز دیده شود. اما این اتفاق بهطور یکسان رخ نداده است.
درآمد مؤسسات حسابرسی با برخی شاخصهای مهم کیفیت گزارشگری مالی، از جمله کیفیت اقلام تعهدی، مدیریت سود، خطای حسابرسی و محافظهکاری حسابداری، رابطه معناداری نشان نداده است.
این بخش از ماجرا اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا کیفیت حسابرسی بسیار فراتر از نوع اظهارنظر یا تعداد بندهای شرط است. اینکه حسابرس تا چه اندازه توانسته تحریفها را کشف کند، آیا رفتارهای فرصتطلبانه مدیریت محدود شده، کیفیت اقلام تعهدی چه تغییری کرده و صورتهای مالی تا چه حد محافظهکارانهتر شدهاند، همگی ابعاد دیگری از کیفیت هستند.
بنابراین ممکن است درآمد یک مؤسسه با برخی خروجیهای قابل مشاهده حسابرسی رابطه داشته باشد، اما این رابطه را نمیتوان به تمام ابعاد کیفیت تعمیم داد.همین نکته، فرض ساده «مؤسسه بزرگتر، حسابرسی باکیفیتتر» را با محدودیت مواجه میکند.
کیفیت حسابرسی با یک عدد سنجیده نمیشود
یکی از مشکلات اصلی ارزیابی کیفیت حسابرسی این است که کیفیت، یک مفهوم تکبعدی نیست.
اگر فقط نوع اظهارنظر حسابرس را ببینیم، بخشی از واقعیت را از دست میدهیم. اگر فقط تعداد بندهای شرط را بشماریم نیز تصویر کاملی به دست نمیآوریم. درآمد و اندازه مؤسسه هم تنها بخشی از این تصویر را نشان میدهند.
کیفیت حسابرسی به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ از توانایی حسابرس در شناسایی تحریفهای بااهمیت گرفته تا استقلال او در گزارش همان تحریفها. تخصص تیم حسابرسی، شناخت صنعت، کیفیت رسیدگی، بررسی برآوردهای حسابداری و نحوه مواجهه با ابهامات نیز در این میان اهمیت دارند.
به همین دلیل، یک شاخص واحد نمیتواند بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش کیفیت باشد.
حتی دو مؤسسه با درآمد مشابه ممکن است در برابر یک مسئله مشابه، عملکرد متفاوتی داشته باشند. بنابراین، اندازه مؤسسه را باید بیشتر یک نشانه اولیه دانست تا حکمی قطعی درباره کیفیت خدمات.
حسابرس بزرگتر، الزاماً مستقلتر نیست
یکی از دلایل نظری ارتباط اندازه مؤسسه با کیفیت، استقلال است. مؤسسات بزرگتر معمولاً مشتریان بیشتری دارند و در نتیجه ممکن است وابستگی آنها به یک مشتری خاص کمتر باشد. اما استقلال را نمیتوان صرفاً از روی میزان درآمد اندازه گرفت.
درآمد بالاتر ممکن است نشاندهنده جامعه مشتریان گستردهتر باشد، اما درباره کیفیت تصمیمگیری حرفهای حسابرس اطلاعات کاملی ارائه نمیکند. ساختار مؤسسه، نحوه مدیریت تعارض منافع و میزان وابستگی اقتصادی به مشتریان نیز اهمیت دارد.
در نتیجه، حتی اگر درآمد را یکی از نشانههای اندازه مؤسسه بدانیم، همچنان فاصله مهمی میان «اندازه» و «کیفیت» وجود دارد.
انتخاب حسابرس هم تصادفی نیست
در تحلیل رابطه میان ویژگی مؤسسه حسابرسی و کیفیت صورتهای مالی، یک نکته دیگر نیز اهمیت دارد: شرکتها حسابرس خود را به شکل تصادفی انتخاب نمیکنند.
ویژگیهای شرکت، ساختار مالی، پیچیدگی عملیات، کیفیت سیستمهای داخلی و سابقه گزارشگری مالی میتواند در انتخاب مؤسسه حسابرسی مؤثر باشد. بنابراین، اگر شرکتهایی که از یک مؤسسه خاص استفاده میکنند صورتهای مالی باکیفیتتری داشته باشند، نمیتوان تمام این تفاوت را به عملکرد حسابرس نسبت داد.
ممکن است شرکتی با ساختار مالی منظمتر و کنترلهای داخلی قویتر، از ابتدا به سراغ مؤسسهای خاص برود. در چنین شرایطی، بخشی از کیفیت گزارشگری مالی میتواند ناشی از ویژگیهای خود شرکت باشد.به همین دلیل، رابطه میان درآمد مؤسسه و کیفیت حسابرسی نیازمند احتیاط در تفسیر است.
سهامدار باید گزارش حسابرس را بخواند
برای سرمایهگذار، شاید مهمترین نتیجه این بحث، تغییر نگاه به گزارش حسابرس باشد.
سهامدار هنگام بررسی یک شرکت معمولاً به فروش، سود، بدهی، جریان نقد و در نهایت نظر حسابرس توجه میکند. اما گزارش حسابرس نباید فقط با یک کلمه «مقبول» یا «نامقبول» خوانده شود.
بندهای شرط باید بررسی شوند؛ مشخص شود کدام موارد تکراری و کدام موارد جدید هستند و گزارش حسابرس نسبت به سال قبل چه تغییری کرده است.
اگر شرکتی در سال گذشته گزارش مقبول داشته اما در سال جاری بند جدیدی به گزارش آن اضافه شده، همین تغییر میتواند برای سهامدار مهم باشد؛ حتی اگر در نگاه اول تغییر بزرگی در صورتهای مالی مشاهده نشود.
از این منظر، گزارش حسابرس باید بخشی از فرآیند تحلیل سهم باشد، نه صرفاً پیوستی در انتهای صورتهای مالی.
رتبهبندی مؤسسات با یک عدد کافی نیست
این موضوع برای نهادهای حرفهای و ناظر نیز اهمیت دارد. اگر درآمد مؤسسه بهعنوان معیار سادهای برای رتبهبندی حسابرسان استفاده شود، بخشی از واقعیت دیده میشود و بخش دیگری کنار گذاشته خواهد شد.
درآمد میتواند درباره اندازه و دامنه فعالیت مؤسسه اطلاعات بدهد، اما برای قضاوت درباره کیفیت خدمات، مجموعهای از معیارها لازم است؛ از نوع گزارشها و بندهای درجشده گرفته تا استقلال، تخصص، سوابق حرفهای و کیفیت رسیدگی.
در چنین چارچوبی، درآمد میتواند یکی از اطلاعات مورد استفاده باشد، اما نباید بهتنهایی به شاخص کیفیت تبدیل شود.
پایان یک میانبُر قدیمی
در نهایت، رابطه میان درآمد مؤسسات حسابرسی و کیفیت خدمات آنها یک پیام روشن برای بازار سرمایه دارد: درآمد بیشتر را نمیتوان بهتنهایی مهر تأیید کیفیت بالاتر دانست.
مؤسسات پردرآمدتر در برخی موارد گزارشهای نامقبولتر و بندهای شرط بیشتری داشتهاند و این رابطه درباره بندهای شرط غیرتکراری نیز مشاهده شده است. اما همین درآمد با برخی معیارهای مهم کیفیت گزارشگری مالی، از جمله کیفیت اقلام تعهدی، مدیریت سود، خطای حسابرسی و محافظهکاری حسابداری، رابطه معناداری نشان نداده است.
بنابراین، اندازه مؤسسه میتواند بخشی از تصویر را نشان دهد، اما تمام تصویر نیست.
برای سهامدار نیز پیام روشن است. نام مؤسسه حسابرسی میتواند نقطه شروع بررسی باشد، اما نباید نقطه پایان تحلیل باشد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، محتوای گزارشی است که حسابرس ارائه کرده؛ اینکه چه مواردی را دیده، درباره چه موضوعاتی هشدار داده، چه بندهایی را برای نخستین بار مطرح کرده و گزارش او نسبت به دورههای قبل چه تغییری داشته است.
در بازاری که تصمیمهای سرمایهگذاری تا حد زیادی به اطلاعات صورتهای مالی وابسته است، کیفیت حسابرسی در نهایت به اعتمادپذیری همین اطلاعات گره خورده است. بنابراین شاید سؤال مهم برای بازار دیگر این نباشد که «این مؤسسه چقدر درآمد دارد؟» بلکه این باشد که «این مؤسسه در جریان حسابرسی چه چیزهایی را دیده و چه میزان از آنها را به سهامدار گزارش کرده است؟»
نویسنده: محمد مرادی، دانشیار گروه حسابداری دانشگاه تهران
منبع: شماره 123 نشریه بورس امروز_ مهر ماه





