اخبار ویژه

هیئت‌مدیره؛ از فهرست افراد تا ظرفیت تصمیم‌گیری

به گزارش بورس امروز؛ حاکمیت شرکتی زمانی به نظام واقعی حکمرانی تبدیل می‌شود که انتخاب تصمیم‌گیرندگان نیز بر شایستگی، تجربه قابل اثبات و نیاز واقعی شرکت استوار باشد.حاکمیت شرکتی در ایران بیش از آنکه با کمبود مقررات روبه‌رو باشد، با فاصله میان ساختار رسمی حکمرانی و کیفیت واقعی تصمیم‌گیری مواجه است. در سال‌های گذشته چارچوب‌هایی برای کنترل داخلی، حسابرسی داخلی، کمیته حسابرسی، مدیریت ریسک و افشای اطلاعات شکل گرفته و دستورالعمل حاکمیت شرکتی ناشران ثبت‌شده نزد سازمان بورس بر مسئولیت هیئت‌مدیره در استقرار کنترل‌های داخلی اثربخش تأکید کرده است. پرسش بنیادین همچنان باقی است: چه کسی قرار است این ساختار را اجرا کند و درباره سرمایه سهامداران تصمیم بگیرد؟

پاسخ در کیفیت انتخاب، ترکیب و ارزیابی هیئت‌مدیره نهفته است. هیئت‌مدیره صرفاً مجموعه‌ای از افراد واجد شرایط قانونی نیست؛ مهم‌ترین ظرفیت تصمیم‌گیری راهبردی شرکت است. از این رو پیشنهاد اصلی، استقرار مدل هیئت‌مدیره مبتنی بر شایستگی است. این مدل اختیار سهامدار یا مجمع را کاهش نمی‌دهد؛ انتخاب هیئت‌مدیره را از تصمیمی مبتنی بر سابقه، ارتباطات، عنوان یا شناخت فردی به تصمیمی مستند، قابل دفاع و متناسب با نیاز واقعی شرکت ارتقا می‌دهد.

نقطه شروع، تفکیک دو پرسش است: آیا فرد واجد شرایط عضویت است و آیا برای این کرسی، در این شرکت و در این مقطع زمانی مناسب است؟ صلاحیت قانونی شرط لازم است، اما نباید به شرط کافی تبدیل شود. بانک، شرکت معدنی، هلدینگ و شرکت فناوری مسائل یکسانی ندارند، پس فرآیند باید از نیاز شرکت آغاز شود، نه از فهرست افراد.

اهمیت موضوع اقتصادی است. هیئت‌مدیره درباره سرمایه‌گذاری، تأمین مالی، ساختار سرمایه، تقسیم سود، ادغام و تملک و مدیریت ریسک تصمیم می‌گیرد؛ تصمیم‌هایی که مستقیماً بر ارزش اقتصادی شرکت اثر دارند. اصول G20/OECD نیز حاکمیت شرکتی را با کارایی اقتصادی، تخصیص کارآمد منابع، اعتماد سرمایه‌گذاران و دسترسی به تأمین مالی مرتبط می‌داند.

در تخصص مالی نیز باید از نگاه یکسان‌ساز عبور کرد. حسابداری بر اندازه‌گیری، گزارشگری و کنترل مالی متمرکز است؛ اقتصاد فهم تورم، نرخ بهره، ارز و بازار را تقویت می‌کند؛ مهندسی مالی با ارزش‌گذاری، تخصیص سرمایه و مدیریت ریسک در شرایط عدم‌اطمینان پیوند دارد. این تخصص‌ها رقیب نیستند و در هیئت‌مدیره‌ای حرفه‌ای مکمل یکدیگرند.

دانش دانشگاهی ضروری است، اما برای عضویت مؤثر کافی نیست. بیست سال سابقه کاری الزاماً معادل بیست سال تجربه مؤثر تصمیم‌گیری نیست؛ از این رو برای هر نامزد باید روشن شود چه تصمیم مهمی گرفته، چه مسئولیتی داشته، چه نتیجه‌ای حاصل شده و اگر دوباره با همان مسئله روبه‌رو شود چه چیزی را متفاوت انجام می‌دهد.

مدل پیشنهادی پنج مرحله دارد. در مرحله نخست، تصمیم‌های مهم سه تا پنج سال آینده استخراج و برای هر تصمیم اهمیت، ریسک و تخصص موردنیاز نظارت مشخص می‌شود؛ حاصل کار، نقشه نیاز شرکت است. در مرحله دوم برای هر کرسی پروفایلی مستقل شامل دانش لازم، حداقل تجربه اجرایی و نوع تصمیم‌هایی که نامزد باید پیش‌تر تجربه کرده باشد تعریف می‌شود. به این ترتیب ابتدا نیاز و مسئولیت تعریف و سپس فرد انتخاب می‌شود.

در مرحله سوم، هر نامزد با ماتریسی استاندارد اما متناسب با مأموریت کرسی ارزیابی می‌شود. برای کرسی مالی و سرمایه‌گذاری، معیارهایی مانند دانش تخصصی، تجربه اجرایی، تجربه مالی و تأمین مالی، توان تحلیل و تصمیم‌گیری و استقلال رأی هر یک از صفر تا پنج امتیاز می‌گیرند و وزن معیارها را تصمیم‌گیرندگان تعیین می‌کنند. برای معیارهای حیاتی حداقل‌های حذف‌کننده تعریف می‌شود تا امتیاز کل نتواند یک ضعف اساسی را پنهان کند. نامزد همچنین با سناریوی واقعی تصمیم‌گیری، مثلاً انتخاب میان سرمایه‌گذاری، بازپرداخت بدهی یا پروژه جدید در شرایط عدم‌اطمینان، سنجیده می‌شود؛ یعنی دانش از طریق کیفیت تصمیم ارزیابی می‌شود.

مرحله چهارم ارزیابی ترکیب است. حتی اگر تک‌تک اعضا واجد صلاحیت باشند، پنج نفر با امتیاز بالا از یک حوزه، ظرفیت تصمیم‌گیری هیئت‌مدیره را الزاماً افزایش نمی‌دهند. هدف، برطرف کردن شکاف‌های حیاتی است، نه بیشینه کردن امتیازها؛ بنابراین پرسش کلیدی این است که فرد چه قابلیتی را وارد هیئت‌مدیره می‌کند که اکنون وجود ندارد.

مرحله پنجم گزارش تصمیم است: امتیاز نهایی، سه نقطه قوت، سه شکاف یا ریسک، قابلیت جدید و دلیل تناسب یا عدم تناسب. چنین گزارشی هم انتخاب و هم عدم انتخاب را قابل توضیح می‌کند. ارزیابی با انتصاب پایان نمی‌یابد؛ عملکرد عضو باید در دوره مسئولیت نیز بر پایه ارزش‌آفرینی در حوزه تخصصی، چالش‌گری تصمیم‌های مهم، شناسایی ریسک،

نقش در تخصیص سرمایه و حفظ استقلال رأی سنجیده شود، نه صرفاً بر اساس افزایش یا کاهش سود شرکت که عوامل متعددی خارج از کنترل عضو بر آن اثر دارند.

شواهد بین‌المللی نیز اهمیت تجربه مرتبط را نشان می‌دهد. بر اساس 2025 U.S. Spencer Stuart Board Index، شرکت‌های S&P 500 در سال ۲۰۲۵ تعداد ۳۷۴ مدیر مستقل جدید منصوب کردند که ۵۹ درصد آنها سابقه مدیرعاملی یا تجربه مالی داشتند؛ ۳۰ درصد سابقه مدیرعاملی و ۲۹ درصد پیشینه مالی. این داده مربوط به شرکت‌های بزرگ آمریکایی است و نباید بدون تعدیل نهادی به ایران تعمیم یابد. اصول G20/OECD هم بر شفافیت فرآیند نامزدی و افشای سوابق نامزدها برای ارزیابی آگاهانه سهامداران تأکید دارد.

اجرای مدل در سه سطح ممکن است. شرکت‌ها می‌توانند از طریق کمیته انتصابات، پروفایل شایستگی و ماتریس ارزیابی را بدون انتظار برای تغییر مقررات ایجاد کنند. سازمان بورس می‌تواند شرکت‌ها را به افشای ساختار شایستگی هیئت‌مدیره و تجربه اعضا هدایت کند و وزارت امور اقتصادی و دارایی می‌تواند از مدل در بنگاه‌های تحت مالکیت یا مدیریت عمومی بهره بگیرد.

نتیجه این مسیر، ارتقای کیفیت تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و تخصیص سرمایه در سطح شرکت، و افزایش شفافیت، اعتماد سرمایه‌گذاران و حمایت از سهامداران غیرکنترلی در سطح بازار است. در اقتصادی با سرمایه محدود، کیفیت تصمیم درباره تخصیص آن اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.

هیئت‌مدیره باید ظرفیت تصمیم‌گیری باشد، نه صرفاً مجموعه‌ای از افراد. تحصیلات ابزار تحلیل می‌دهد و تجربه قدرت تشخیص؛ ترکیب این دو زمینه تصمیم حرفه‌ای را فراهم می‌کند. حاکمیت شرکتی زمانی به نظام واقعی حکمرانی تبدیل می‌شود که صلاحیت قانونی شرط ورود، شایستگی معیار انتخاب، تجربه معیار اثبات، استقلال شرط اعتماد و عملکرد مبنای پاسخگویی باشد. معیار نهایی این نیست که چه کسی بالاترین امتیاز فردی را دارد، بلکه این است که کدام ترکیب، با توجه به استراتژی، ریسک‌ها و نیازهای شرکت، بیشترین پوشش شایستگی را با کمترین شکاف حیاتی ایجاد می‌کند.

نویسنده: محمد مهدی علم باز- تحلیلگر اقتصادی بازار
منبع: شماره 123 نشریه بورس امروز_ مهر ماه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا