فرمولی که سهم بازار را کنار میزند

به گزارش بورس امروز؛ ارزیابی عملکرد شرکتهای بیمه در کشور، عمدتاً بر اساس شاخصهایی مانند سهم بازار، حجم پرتفوی و نسبت خسارت صورت میگیرد که هرکدام بهطور مجزا سنجیده میشوند. در مقابل، الگویی که در اروپا به کار گرفته شده و در حال پیادهسازی در برخی شرکتهای بیمه داخلی از جمله بیمه دی است، بر یکسانسازی وزندهی میان شاخصهای مختلف و رتبهبندی بر مبنای مجموع امتیازات استوار است. این رویکرد، تصویر جامعتری از عملکرد واقعی شرکتهای بیمه ارائه میدهد و از تمرکز صرف بر سهم بازار بهعنوان معیار موفقیت فاصله میگیرد.
سهم بازار بهتنهایی نشاندهنده سودآوری یک شرکت بیمه نیست. تجربه صنعت نشان میدهد شرکتی که بدون توجه به نقطه سر به سر هزینهها و بدون مدیریت مناسب ریسک، به دنبال افزایش فروش باشد، ممکن است در بلندمدت با تعهدات مازاد و کاهش کیفیت پرتفوی مواجه شود. کار اصلی یک شرکت بیمه، بیمهگری است و تعیین نقطه سر به سر، پیششرط هرگونه برنامهریزی برای سرمایهگذاری و کسب سود اضافی است.
از منظر مدیریت ریسک، وابستگی شدید به یک رشته بیمهای خاص یا یک قرارداد بزرگ، آسیبپذیری شرکت را در برابر تغییرات بیرونی افزایش میدهد. تدوین سناریوهای بودجهای مستقل از قراردادهای پرحجم و تلاش برای توزیع متوازن پرتفوی میان رشتههای مختلف، از جمله رویکردهایی است که میتواند ثبات مالی شرکتهای بیمه را در شرایط نوسانات اقتصادی تقویت کند.
در حوزه بازاریابی، الگوی سنتی عرضه بیمهنامههای از پیش تعریفشده به مشتریان، جای خود را به مدل بخشبندی بازار و نیازسنجی صنفهای مختلف داده است. این تغییر رویکرد، مستلزم آن است که نیازهای بیمهای از بیرون به درون شرکت منتقل شده و طراحی محصولات بر اساس آن صورت گیرد؛ رویکردی که با ظرفیتها و نیازهای متفاوت هر استان و هر صنف سازگار است.
استفاده از بانکهای اطلاعاتی و دادهکاوی، بهویژه در حوزههایی با حجم بالای تراکنش مانند درمان و خودرو، ابزاری مؤثر برای شناسایی تقلب و تخلف و کاهش هزینههای خسارت به شمار میرود. تجربه پروژههای دادهکاوی در صنعت بیمه کشور نشان میدهد این رویکرد میتواند الگویی برای سایر شرکتهای بیمه نیز باشد، بهویژه در شرایطی که هنوز فروش آنلاین به مفهوم واقعی در این صنعت شکل نگرفته است.
تحول دیجیتال در صنعت بیمه، دیگر یک انتخاب نیست بلکه الزامی است که باید در همه فرآیندها و زنجیره ارزش جاری شود؛ از الکترونیکیسازی فرآیندهای ابتدایی تا ارائه خدمات از طریق بسترهای دیجیتال. زیرساختهایی مانند پزشکی از راه دور، که در دوران شیوع کووید-۱۹ کاربرد گستردهای یافت، نمونهای از این مسیر است.
در نهایت، تجربه صنعت بیمه کشور نشان میدهد که پیوند میان مدیریت عملکرد و نظام کارانه در سطح شعب و ستاد، میتواند ابزاری مؤثر برای همراستاسازی اهداف شرکتی با عملکرد واحدهای عملیاتی باشد. چنین رویکردهایی، در کنار توجه به کیفیت پرتفوی بهجای صرفاً حجم آن، میتواند مسیر ارتقای بهرهوری و پایداری مالی را برای شرکتهای بیمه کشور هموار کند.



