بورس در آزمون تعادل؛ از حمایتهای مقطعی تا بازگشت اعتماد به بازار سرمایه

به گزارش بورس امروز؛ بازار سرمایه ایران در ماههای اخیر بیش از هر زمان دیگری میان دو نیاز مهم در نوسان بوده است؛ از یک سو ضرورت جلوگیری از شکلگیری موجهای هیجانی و سقوطهای غیرمنطقی، و از سوی دیگر نیاز به بازگشت سازوکار طبیعی کشف قیمت. در این میان، نقش حقوقیهای بزرگ، بازارگردانها و صندوق تثبیت بازار به یکی از موضوعات اصلی بحث میان فعالان بازار تبدیل شده است؛ اینکه آیا این حمایتها مسیر تعادل را هموار میکنند یا تنها اصلاح قیمتها را به آینده موکول میسازند.
پاسخ به این پرسش نیازمند تفکیک میان «ثبات کوتاهمدت» و «تعادل پایدار» است. حمایت در شرایط بحرانی میتواند ابزاری ضروری برای کنترل شوکهای ناگهانی باشد، اما زمانی که به جای تقویت اعتماد و اصلاح ساختارها، تبدیل به جایگزین مکانیزم طبیعی بازار شود، اثر آن محدود و حتی معکوس خواهد شد.
بازار سرمایه، بهویژه در اقتصادی مانند ایران، همواره تحت تأثیر مجموعهای از عوامل بیرونی و درونی قرار دارد. اخبار سیاسی، تغییرات سیاستگذاری، نوسانات نرخ ارز، وضعیت نرخ بهره و انتظارات تورمی، همگی میتوانند در مدت کوتاهی مسیر حرکت سرمایهها را تغییر دهند. در چنین فضایی، وجود نهادهای حمایتی میتواند مانعی در برابر رفتارهای هیجانی و تشدید صفهای فروش باشد.
ورود حقوقیها و صندوق تثبیت در دورههایی که بازار با فشارهای غیرمنطقی مواجه میشود، میتواند به تأمین نقدشوندگی، کاهش ترس عمومی و جلوگیری از تبدیل اصلاح به بحران کمک کند. در واقع، نقش اصلی این نهادها باید ایجاد ثبات و زمان دادن به بازار برای بازگشت به منطق تحلیلی باشد، نه تعیین مسیر قیمتها.
اما چالش زمانی ایجاد میشود که حمایتها از یک ابزار مدیریت بحران به یک سازوکار دائمی تبدیل شوند. بازار سرمایه زمانی کارآمد است که قیمتها بتوانند بر اساس اطلاعات، چشمانداز سودآوری شرکتها و میزان ریسک، خود را تنظیم کنند. اگر حمایت صرفاً با هدف حفظ ظاهری شاخصها یا جلوگیری از اصلاح طبیعی قیمتها انجام شود، نتیجه آن شکلگیری تعادلی مصنوعی خواهد بود؛ تعادلی که شاید در کوتاهمدت آرامش ایجاد کند، اما فشارهای انباشته را به آینده منتقل خواهد کرد.
تجربه بازارهای مالی نشان میدهد که حمایت موفق، حمایتی است که نقش ضربهگیر داشته باشد، نه جایگزین بازار. صندوق تثبیت و سایر ابزارهای حمایتی زمانی بیشترین اثربخشی را دارند که عملکردی شفاف، محدود و مبتنی بر قواعد مشخص داشته باشند. فعالان بازار باید بدانند که مداخلهها در چه شرایطی انجام میشود و هدف آن چیست. در غیر این صورت، به مرور نوعی وابستگی شکل میگیرد که نتیجه آن کاهش اهمیت تحلیل و افزایش انتظار برای مداخلات بیرونی خواهد بود.
در کنار بحث حمایتهای بازار، تغییرات مربوط به صندوقهای اهرمی و دامنه نوسان آنها نیز به یکی از موضوعات مهم ماههای اخیر تبدیل شده است. صندوقهای اهرمی به دلیل ساختار خاص خود، ابزارهایی هستند که میتوانند بازدهی و ریسک را همزمان افزایش دهند. این ابزارها در بازارهای توسعهیافته معمولاً برای سرمایهگذاران حرفهای طراحی شدهاند؛ چراکه استفاده از آنها نیازمند شناخت کافی از ریسک، نوسان و مدیریت سرمایه است.
افزایش انعطاف در دامنه نوسان صندوقهای اهرمی میتواند از منظر کارایی بازار مزایایی داشته باشد. محدودیت بیش از اندازه، گاهی باعث انباشت فشار خرید و فروش و فاصله گرفتن قیمت از ارزش واقعی میشود. دامنه نوسان منطقیتر میتواند فرآیند کشف قیمت را سریعتر کند و امکان مدیریت بهتر پرتفوی را برای سرمایهگذاران حرفهای فراهم آورد.
با این حال، آزادسازی دامنه نوسان بدون توجه به شرایط بازار و سطح بلوغ سرمایهگذاران میتواند پیامدهای دیگری نیز داشته باشد. در بازاری که بخش قابل توجهی از معاملات تحت تأثیر هیجان و رفتارهای کوتاهمدت قرار دارد، ابزارهای اهرمی ممکن است به جای افزایش عمق بازار، به محلی برای سفتهبازی و تشدید نوسانات تبدیل شوند.
به همین دلیل، اصلاح مقررات مربوط به صندوقهای اهرمی باید همراه با افزایش شفافیت، تقویت سازوکار بازارگردانی، ارتقای آموزش مالی و توسعه ابزارهای مدیریت ریسک باشد. مسئله اصلی محدود کردن ابزارها نیست، بلکه فراهم کردن شرایطی است که این ابزارها در مسیر درست مورد استفاده قرار گیرند. در نهایت، آینده بازار سرمایه ایران نه با حمایتهای مقطعی ساخته میشود و نه با آزادسازی بدون چارچوب ابزارهای معاملاتی. بورس برای رسیدن به تعادل پایدار، بیش از هر چیز به یک «تعادل نهادی» نیاز دارد؛ بازاری که در آن حمایت وجود داشته باشد، اما جای تحلیل را نگیرد؛ ابزارهای مالی توسعه یابند، اما به افزایش رفتارهای پرریسک منجر نشوند؛ و اصلاحات ساختاری در کنار تغییرات معاملاتی پیش بروند.
بازار سرمایه زمانی میتواند اعتماد سرمایهگذاران را بازسازی کند که فعالان آن اطمینان داشته باشند قیمتها نه با فشارهای مصنوعی، بلکه بر پایه واقعیتهای اقتصادی شکل میگیرد. حمایت باید به کاهش شوک کمک کند، نه اینکه جایگزین منطق بازار شود. تنها در چنین شرایطی است که بورس میتواند از دورههای فرسایشی عبور کند و به سمت بازاری عمیقتر، شفافتر و حرفهایتر حرکت کند.
نویسنده: علی جبل عاملی _ قائم مقام گروه مالی کارآمد
منبع: شماره 121 نشریه بورس امروز_ مرداد ماه





