روی لبه تیغ؛ واکاوی ژئوپلیتیک، سیاست پولی و دوراهی شکننده بورس در افق اقتصاد کلان

به گزارش بورس امروز؛ پیشبینی رفتار بازار سرمایه ایران همیشه شبیه به راه رفتن روی لبه تیغ بوده است؛ جایی که متغیرهای کلان اقتصادی، سایه سنگین تنشهای منطقهای و تصمیمات متغیر رگولاتوری، دست به دست هم میدهند تا پیشبینی آینده تالار شیشهای به کار سختی تبدیل شود. در شرایط کنونی، بازار سهام بیش از هر زمان دیگری در تقاطع چند نیروی مختلف قرار گرفته است؛ تنشهای خاورمیانه، سیاستهای انقباضی بانک مرکزی برای کنترل اعتبار، سردرگمی در سیاستهای ارزی و مداخلات دستوری، هر کدام به سهم خود سودآوری شرکتها و رفتار معاملهگران را تحت تأثیر قرار دادهاند. تداوم این چالشها باعث شده تا تحلیلگران بازار بر این باور باشند که هر نوع ارزیابی از آینده بورس، نیازمند نگاهی عمیقتر به متغیرهای بنیادین و روندهای کلان است.
سایه سنگین ریسکهای منطقهای و دوگانه داراییهای امن
نخستین و شکنندهترین لایه ریسک در شرایط فعلی، گسترش ناآرامیها و تنشها در پهنه خاورمیانه است. سرمایه ذاتاً از بیثباتی فراری است و حوادثی مثل جنگ و تنشهای منطقهای، ضریب ریسکپذیری فعالان بازار را پایین میآورد و فضایی پر از احتیاط را بر معاملات حاکم میکند. در این فضا، نقدینگی ترجیح میدهد از بازار سهام فاصله بگیرد و به سمت داراییهای امنتر مانند طلا و ارز کوچ کند؛ روندی که افت تقاضا و عقبنشینی شاخصهای بورسی را به همراه داشته است. سرمایهگذاران خرد و حقوقی در این شرایط تلاش میکنند با تغییر ترکیب داراییهای خود، از خطرات این تکانهها دور بمانند و ریسک سرمایهگذاری را به حداقل برسانند تا جلوی زیانهای احتمالی را بگیرند.
شریانهای پول؛ اثر کنترل ترازنامه و نرخ بهره بر اقتصاد کلان
در سطح کلان، سیاست انقباضی «کنترل ترازنامه» که بانک مرکزی با هدف مهار تورم اجرا کرد، عرضه کل اعتبار را در شبکه بانکی محدود کرده است. در روزهایی که تورم ساختاری کشور همچنان بالاست، این سقفگذاری روی رشد ماهانه ترازنامه بانکها، به چالشی جدی برای تأمین مالی بنگاههای تولیدی و شرکتهای بورسی تبدیل شده است.
از سوی دیگر، روند صعودی نرخ بهره در سیستم بانکی برای جبران ناترازیها، هزینه فرصت نگهداری پول را بالا برده است. وقتی سپردههای بانکی و اوراق بدون ریسک، سودهای جذاب و مطمئنی به بازار پیشنهاد میدهند،طبیعی است که ارزش جریانهای نقدی آینده سهام تعدیل شود و بورس بخشی از جذابیت سنتی خود را برای سرمایهگذاران از دست بدهد. این انقباض پولی، توان رقابت شرکتهای بورسی در جذب منابع مالی را محدود کرده و رکود معاملات را عمیقتر کرده است.
معمای ارزشگذاری، نظام چندنرخی و گرههای تنظیمگری در بازار سرمایه
در بخش ارز نیز تداوم تورم ساختاری، روند صعودی نرخ ارز را ناگزیر ساخته است. با این حال، وجود نظام چندنرخی و اعمال نرخهای رسمی روی درآمدهای شرکتهای بورسی که فاصله زیادی با نرخ بازار آزاد دارد، مانع از این شده است که سهامداران از واقعیتهای اقتصادی بهرهمند شوند. این فاصله عمیق، بخشی از سود واقعی شرکتهای صادراتمحور را قفل کرده و جلوی رشد واقعی ارزش سهام آنها را گرفته است. هرچند تلاشهایی مثل مخالفت با قیمتگذاری دستوری از سوی نهادهای مختلف دیده شده، اما اجرایی شدن کامل آن هنوز به اصلاحات ساختاری عمیقتری نیاز دارد. در چنین فضایی، فعالان بازار چارهای ندارند جز اینکه با رصد هوشمندانه ریسکها، با احتیاط بیشتری داراییهای خود را مدیریت کنند.
نویسنده:مجید بهرامی- مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری آرمان توسعه مهان
منبع: شماره 121 نشریه بورس امروز_ مرداد ماه





