نبرد بر سر ارزش ریال؛ بورس و طلا در دو مسیر متفاوت

به گزارش بورس امروز؛ عبور شاخص کل از مرز ۶ میلیون واحد در پایان مرداد و ادامه این مسیر در هفته اول شهریور، رشد حدود ۲۸ درصدی شاخص کل در یک ماه و ارزش معاملات بیش از ۳۰ همتی، همگی نشان میدهند بازار این روزها از یک حرکت صرفاً تکنیکی فاصله گرفته و نقدینگی با جدیت بیشتری در حال بازتعریف جایگاه سهام در برابر سایر داراییهاست.
یکی از مهمترین متغیرهایی که در پس این روند قرار دارد، محدودتر شدن منابع ارز ترجیحی است. کاهش دسترسی دولت به درآمدهای ارزی، عملاً مسیر را برای آزادسازی تدریجی نرخهای فروش هموار کرده است؛ روندی که برخلاف تصور رایج، الزاماً یک عامل فشار بر شرکتها نیست، بلکه برای بخش قابل توجهی از صنایع شرایط را برای قیمتگذاری واقعیتر محصولات و در نتیجه سودآوری پایدارتر هموار کردهاست.
صنعت دارو که نمونه روشنی از این تحول است. این صنعت که سالها با نرخهای دستوری و اتکا به ارز ترجیحی، حاشیه سود فشردهای را تحمل کرده بود، اکنون با محدود شدن منابع ارز ترجیحی، شاهد اصلاح هفتهبههفته قیمتها و افزایش نرخ فروش است. این اصلاح، در کنار موجودی مواد اولیهای که پیش از این با نرخهای پایینتر تأمین شده، در کوتاهمدت رشد محسوسی در حاشیه سود این صنعت ایجاد کرده است. نکته مهمتر اما این است که آزادسازی نرخها پایه سودآوری این صنعت را برای دورههای آتی نیز پایدار میکند؛ به همین دلیل است که در حال حاضر نگاه کلی بازار به صنعت دارو مثبت ارزیابی میشود.
همین روند در صنعت زراعت نیز قابل مشاهده است. زراعت نیز از جمله صنایعی است که سالها با قیمتگذاری دستوری محصولات اساسی و حاشیه سود اندک دستوپنجه نرم کرده است. با کاهش دخالت در قیمتگذاری و نزدیکتر شدن نرخ فروش محصولات به سطوح واقعی، این صنعت نیز وارد دوره جدیدی از سودآوری شده است و بنابراین به یکی از گزینههای قابل توجه برای سرمایهگذارانی بدل شده که به دنبال صنایع با پتانسیل تعدیل سود در ماههای پیشرو هستند.
در چنین شرایطی یکی از مهمترین متغیرهای ماههای پیشرو سرعت انتقال افزایش تورم و نرخ ارز به درآمد شرکتها در مقایسه با سرعت انتقال آن به هزینههاست؛ زیرا شرکتی که قدرت قیمتگذاری بیشتری دارد، چرخه وصول کوتاهتری داشته و سرمایه در گردش کمتری مصرف میکند، و بنابراین از تورم به شکل متفاوتی نسبت به شرکتی با ساختار هزینه سنگین منتفع میشود.
در سطح کلان، شرایط سیاسی همچنان یکی از متغیرهای مهم اثرگذار بر بازار است. دلار آزاد پس از عبور از ۲۰۰ هزار تومان، در محدوده ۲۰۳ تا ۲۰۶ هزار تومان نوسان کرده و بخشی از این حرکت را باید در چارچوب افزایش ریسک سیاسی در شرایط پس از جنگ، محاصره اقتصادی شدید ایران توسط امریکا، فشارهای مالی دولت و انتظارات تورمی متعاقب آن بررسی کرد.
در بازار طلا، قیمت داخلی از برآیند دو متغیر اصلی، اونس جهانی و نرخ دلار داخلی، شکل میگیرد. طی روزهای اخیر، این دو متغیر در خلاف جهت یکدیگر حرکت کردهاند. اونس جهانی پس از اظهارات کوین وارش و افزایش انتظارات نسبت به تداوم سیاست انقباضی فدرال رزرو، با افت قابل توجهی مواجه شد؛ با این حال، انتظار افزایش نرخ ارز در بازار داخلی به خاطر شرایط اقتصادی و فشارهای پیشرو، در کنار نگرانی از محدودتر شدن منابع ارزی در ماههای آینده، انتظارات افزایشی در بازار ارز را تقویت کرد. در نتیجه، رشد دلار بخشی از اثر افت اونس را پوشش داد و قیمت طلای داخلی همچنان در سطوح بالا باقی ماند.
بنابراین، متغیر تعیینکننده در کوتاهمدت بیش از آنکه صرفاً مسیر اونس باشد، برآیند دلار و اونس است. اگر اونس در محدودههای حمایتی خود تثبیت شود و دلار نیز بالای ۲۰۰ هزار تومان باقی بماند، طلا همچنان یکی از مهمترین پناهگاههای سرمایه در برابر ریسک ریال خواهد بود. با اینحال، اصلاح همزمان دلار و اونس میتواند بخشی از جذابیت کوتاهمدت طلا را کاهش دهد.
از منظر تخصیص دارایی، اتفاق مهم این است که بورس و طلا دیگر الزاماً دو بازار کاملاً رقیب نیستند و میتوان گفت هر دو در حال قیمتگذاری یک متغیر مشترکاند: انتظارات نسبت به ارزش ریال. تفاوت در این است که طلا واکنش سریعتری به انتظارات ارزی و ریسک سیاسی نشان میدهد، در حالی که سهام در صورت تحقق سناریوی تورمی، با تأخیر اما از مسیر رشد درآمد و داراییهای شرکتها خود را با سطح جدید قیمتها تطبیق میدهد.
در نهایت، عبور شاخص از ۶ میلیون واحد را نیز نباید صرفاً یک عدد روانی دانست. رشد اخیر بازار اکنون آن را وارد مرحلهای کرده که کیفیت و سرعت صعود اهمیت بیشتری از خود صعود پیدا میکند. اگر رشد ارزش معاملات، ورود نقدینگی و مشارکت گستردهتر بازار با بهبود سودآوری شرکتها همراه شود، میتوان از شکلگیری یک روند بنیادیتر صحبت کرد؛ اما اگر رشد شاخص عمدتاً ناشی از افزایش ضرایب ارزشگذاری باشد، حساسیت بازار به یک شوک سیاسی یا ارزی بهمراتب بیشتر خواهد شد. در حال حاضر دادهها از تداوم قدرت تقاضا حکایت دارند، اما برای قضاوت درباره پایداری روند هنوز باید منتظر رفتار بازار در مواجهه با نخستین موج اصلاحی بود.
نویسنده: سهیلا رجب طهرانی – کارشناس بازار سرمایه
منبع: شماره 122 نشریه بورس امروز_ شهریور ماه





