اخبار ویژه

از ریسک جنگ تا سود آوری؛ نقشه تاب آوری بازار سرمایه

به گزارش بورس امروز؛ فرضیه «تعادل شکننده نفت و عدم گسترش جنگ» تا زمانی می‌تواند نقش ضربه‌گیر بازار سرمایه را ایفا کند که سه متغیر کلیدی همچنان کنترل‌شده باقی بمانند:

اول، جریان صادرات نفت؛ دوم، ترددو امنیت کشتیرانی به‌ویژه در تنگه هرمز؛ و سوم، انتظارات تورمی و نرخ ارز.

در واقع بازارسرمایه معمولاً با خودِ ریسک ژئوپلیتیک مشکل ندارد؛ مسئله اصلی، تبدیل ریسک ژئوپلیتیک به اختلال اقتصادی واقعی است. تا وقتی درگیری محدود بماند و بازار احتمال دهد که عرضه نفت ادامه پیدا می‌کند، قیمت نفت در محدوده‌ای قابل مدیریت نوسان می‌کند و بازار فرصت دارد ریسک را در قیمت‌ها هضم کند.اما اگر دامنه درگیری به زیرساخت‌های انرژی،صادرات نفت یا مسیرهای کشتیرانی سرایت کند، دیگر با یک «ریسک انتظاری» مواجه نیستیم؛ بلکه با شوک سمت عرضه مواجه خواهیم شد.

اتفاقاً شرایط فعلی جهانی نشان می‌دهد این مرز بسیار مهم است؛ در روزهای اخیر با تشدید درگیری آمریکا و ایران، نفت برنت مجدداً به بالای ۹۰ دلار رسیده و نگرانی اصلی بازار، اختلال در مسیر هرمز و عرضه انرژی است.

بنابراین برای این تعادل تاریخ انقضای مشخصی تعیین نمی‌کنم؛ بلکه می‌گویم تا زمانی برقراراست که بازاراحتمال «محدود ماندن درگیری» را بیشتر از احتمال«اختلال پایدار در عرضه انرژی»بداند. به محض تغییر این احتمال،ضریب ریسک بازار به شکل محسوسی افزایش پیدا می‌کند.اما در صورت تشدید ریسک ژئوپلیتیک، کدام صنایع تاب‌آوری بیشتری دارند؟

در بازار سرمایه ایران باید اثر قیمت جهانی کامودیتی‌ها، نرخ ارز و حساسیت هزینه‌های تولید را همزمان دید.

۱.صنایع صادرات‌محور و دلاری: صنایعی مثل پتروشیمی، فلزات اساسی و معدنی‌ها در سناریوی افزایش نرخ ارز معمولاً یک پوشش طبیعی در برابر تورم و کاهش ارزش پول ملی دارند. البته این موضوع یک استثنا مهم دارد: اگر تشدید جنگ مستقیماً صادرات، حمل‌ونقل یا تولید این شرکت‌ها را مختل کند، مزیت ارزی آنها می‌تواند تحت‌الشعاع قرار گیرد.

۲.شرکت‌های مرتبط با طلا و دارایی‌های امن: در شرایط افزایش نااطمینانی، تقاضا برای دارایی‌های امن افزایش پیدا می‌کند. بنابراین در بازار ایران، شرکت‌ها و ابزارهای سرمایه‌گذاری با اکسپوژر به طلا می‌توانند از این منظر جذاب‌تر باشند.

۳.صنایع غذایی و دارویی: این صنایع از نظر تقاضا، کشش درآمدی پایین‌تری دارند؛ یعنی حتی در شرایط رکودی و کاهش قدرت خرید، مصرف آنها به اندازه کالاهای بادوام کاهش پیدا نمی‌کند. بنابراین از منظر دفاعی، معمولاً تاب‌آوری عملیاتی بیشتری دارند.

۴. شرکت‌های با جریان نقد عملیاتی قوی و بدهی پایین: این نکته به نظرم حتی از انتخاب صنعت مهم‌تر است. در شرایط بحران، شرکتی که اهرم مالی پایین، نقدینگی مناسب، سرمایه در گردش کنترل‌شده و توان ایجاد جریان نقد آزاد دارد،معمولاً تاب‌آوری بیشتری نسبت به شرکتی با سود حسابداری بالا ولی جریان نقد ضعیف خواهد داشت.

۵. شرکت‌های خدماتی و مخابراتی/پرداختی: در صورتی که عملیات آنها به زیرساخت‌های فیزیکی آسیب‌پذیر وابسته نباشد، به دلیل ماهیت تکرارشونده درآمد می‌توانند نسبتاً دفاعی باشند؛البته ریسک عملیاتی و زیرساختی باید جداگانه بررسی شود.

صنایع را صرفاً به دو دسته «برنده جنگ»و«بازنده جنگ» تقسیم نمی‌کنم. مکانیسم انتقال شوک اهمیت بیشتری دارد.

مثلاً افزایش قیمت نفت برای یک شرکت پتروشیمی می‌تواند از یک طرف درآمد دلاری را تقویت کند،اما از طرف دیگر افزایش هزینه خوراک، حمل‌ونقل و بیمه و محدودیت صادرات می‌تواند اثر مثبت را خنثی کند.

بنابراین باید سه لایه را بررسی کرد:

ریسک ژئوپلیتیک → قیمت نفت و ارز → سودآوری و جریان نقد شرکت‌ها

هر شرکتی که دراین زنجیره کمترین آسیب‌پذیری و بیشترین قدرت انتقال افزایش قیمت‌ها به درآمد خود را داشته باشد، در سناریوی بحران تاب‌آورتر است.

نویسنده: محمدرضا زارعی – مدیر صندوق گروه خدمات بازار سرمایه پاسارگاد

منبع: شماره 122 نشریه بورس امروز_ شهریور ماه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا