موج بعدی نقدینگی کجاست؟ بورس در رقابت با دارایی های رقیب

به گزارش بورس امروز؛ بورس تهران در شرایطی دوباره در کانون توجه نقدینگی قرار گرفته که هنوز ریسکهای سیاسی بهطور کامل از معادلات بازار حذف نشدهاند و سرمایهگذاران همچنان میان سهام، طلا، ارز و اوراق در حال جابهجایی و انتخاب هستند. با این حال، رفتار اخیر بازار نشان میدهد معادلهای که در ماههای گذشته بخش قابلتوجهی از سرمایه را به سمت داراییهای دفاعی سوق داده بود، در حال تغییر است. افزایش ارزش معاملات، رشد شاخصها و بازگشت تقاضا به بخشی از نمادها این احتمال را تقویت کرده که سرمایهگذاران بار دیگر در حال افزایش وزن سهام در سبد دارایی خود هستند؛ اما پرسش مهمتر این است که آیا این تغییر رفتار میتواند به یک موج پایدار نقدینگی تبدیل شود یا بازار صرفاً شاهد یک چرخش موقت سرمایه میان گزینههای مختلف است.
بازگشت توجه به بورس را نمیتوان تنها به رشد قیمتها نسبت داد. آنچه در حال تغییر است، بیشتر از قیمت سهام، انتظارات سرمایهگذاران درباره آینده بازارهاست. در دورهای که ریسک سیاسی بالا بود، طلا و ارز به دلیل نقش پوشش ریسک و حفظ ارزش دارایی، جذابیت بیشتری پیدا کردند و بخشی از سرمایه نیز به سمت اوراق و ابزارهای کمریسک رفت. در چنین شرایطی، حتی اگر برخی شرکتهای بورسی از نظر بنیادی ارزنده باشند، سرمایهگذار الزاماً حاضر نیست ریسک بیشتری را برای خرید سهام بپذیرد. اکنون هر اندازه احتمال تشدید ریسکهای سیاسی کاهش یابد و چشمانداز اقتصادی قابل پیشبینیتر شود، معادله میان ریسک و بازده نیز تغییر میکند و سهام دوباره میتواند برای بخشی از سرمایهگذاران جذاب شود.
در واقع، محرک اصلی انتقال نقدینگی از طلا، ارز و اوراق به بورس، یک عامل منفرد نیست؛ بلکه تغییر در بازده مورد انتظار داراییها نسبت به ریسک آنهاست. زمانی که سرمایهگذار احساس کند بازده احتمالی طلا و ارز دیگر به اندازه گذشته با ریسکهای موجود تناسب ندارد و در مقابل، سهام از ظرفیت بیشتری برای رشد برخوردار است، تغییر ترکیب سبد سرمایهگذاری طبیعی خواهد بود. در بازار اوراق نیز همین منطق برقرار است. نرخهای بالای بدون ریسک یکی از مهمترین رقبای بورس هستند و تا زمانی که سرمایهگذار بتواند با ریسک پایین بازده قابلتوجهی کسب کند، برای ورود جدی به سهام به حاشیه اطمینان بیشتری نیاز خواهد داشت. بنابراین کاهش جذابیت نسبی اوراق یا افزایش چشمانداز سودآوری سهام میتواند بخشی از سرمایههای پارکشده در این بازار را به سمت بورس هدایت کند.
با این حال، تغییر انتظارات بهتنهایی برای ادامه مسیر کافی نیست. بورس برای تبدیل نقدینگی تازهوارد به یک جریان ماندگار، به تأیید بنیاد شرکتها نیاز دارد و در این نقطه گزارشهای ماهانه اهمیت زیادی پیدا میکنند. اگر رشد قیمت سهام در کنار افزایش فروش، تولید و سودآوری شرکتها قرار گیرد، بازار میتواند نشان دهد که صعود اخیر صرفاً حاصل هیجان و جابهجایی نقدینگی نیست. در چنین شرایطی، گزارشهای ماهانه عملاً نقش فیلتر بازار را ایفا میکنند؛ شرکتهایی که بتوانند رشد قیمت خود را با عملکرد عملیاتی پشتیبانی کنند، ظرفیت بیشتری برای حفظ توجه سرمایهگذاران خواهند داشت و در مقابل، نمادهایی که رشد قیمت آنها از عملکرد بنیادی فاصله گرفته باشد، بیشتر در معرض عرضه و شناسایی سود قرار میگیرند. به همین دلیل، گزارشهای ماهانه پیش رو میتوانند یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده برای ادامه ورود نقدینگی باشند.
کاهش ریسک سیاسی نیز در این میان میتواند ترکیب برندگان بازار را تغییر دهد. صنایعی که طی دوره نااطمینانی بیشترین فشار را از محدودیتهای اقتصادی، تجارت خارجی و کاهش چشمانداز فعالیت متحمل شدهاند، در صورت شکلگیری یک سناریوی مثبت سیاسی میتوانند با تغییر سریعتری در انتظارات مواجه شوند. بانکها و خودروسازان در این میان حساسیت بیشتری دارند، زیرا بهبود روابط اقتصادی، کاهش محدودیتها، دسترسی بهتر به منابع و تغییر چشمانداز تعاملات خارجی میتواند ارزشگذاری آنها را تحت تأثیر قرار دهد. در سوی دیگر، صنایع صادراتمحور مانند پتروشیمی، فلزات و معدنیها همچنان از نرخ ارز و قیمتهای جهانی اثر میپذیرند، اما کاهش ریسک سیاسی میتواند فضای کلی ارزشگذاری و تصمیمگیری سرمایهگذاران درباره این شرکتها را نیز بهبود دهد. بنابراین در سناریوی مثبت، احتمالاً سرمایه ابتدا به سمت صنایعی حرکت میکند که بیشترین فاصله میان قیمت فعلی و انتظارات آینده آنها ایجاد شده است.
با وجود این، هنوز نمیتوان صرف ورود پول اخیر را به معنای آغاز یک موج جدید دانست. بازار سهام بارها دورههایی را تجربه کرده که در آنها افزایش ارزش معاملات و ورود پول حقیقی با رشد سریع قیمتها همراه شده، اما پس از مدتی نقدینگی دوباره مسیر خود را به سمت بازارهای دیگر تغییر داده است. تفاوت موج پایدار با یک چرخش کوتاهمدت در تداوم جریان پول مشخص میشود. اگر ورود نقدینگی در هفتههای آینده ادامه پیدا کند، ارزش معاملات در سطوح بالا باقی بماند و جریان خرید از چند نماد یا صنعت خاص فراتر برود، میتوان احتمال تغییر وزن سرمایهگذاران به نفع سهام را جدیتر گرفت. اما اگر جریان پول پس از چند روز صعودی متوقف شود و سرمایه دوباره میان سهام، طلا، ارز و اوراق جابهجا شود، حرکت اخیر بیشتر یک موج تاکتیکی خواهد بود تا شروع یک روند ساختاری.
برای ماندگار شدن پول تازهوارد، بازار به یک محرک واحد نیاز ندارد؛ بلکه باید مجموعهای از عوامل در یک جهت حرکت کنند. ثبات سیاسی میتواند ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد، وضعیت نرخ بهره میتواند جذابیت نسبی سهام را افزایش یا کاهش دهد و گزارشهای شرکتها باید نشان دهند که سودآوری واقعی نیز ظرفیت همراهی با رشد قیمتها را دارد. هرچه این سه متغیر همجهتتر شوند، احتمال اینکه سرمایهگذار به جای نوسانگیری کوتاهمدت، افق سرمایهگذاری خود را بلندتر کند بیشتر خواهد شد. در واقع، ماندگاری نقدینگی زمانی اتفاق میافتد که سرمایهگذار احساس کند هنوز بخش قابلتوجهی از بازده مورد انتظار بازار محقق نشده و در مقابل، ریسکهای پیشروی بورس قابل مدیریتتر از گذشته شدهاند.
در چنین فضایی، سناریوی مثبت سیاسی میتواند رقابت بورس با طلا و ارز را وارد مرحله تازهای کند. البته این رقابت به معنای خروج کامل سرمایه از طلا و ارز نیست؛ زیرا این داراییها همچنان نقش مهمی در پوشش ریسک تورم و کاهش ارزش پول ملی دارند. اتفاق محتملتر، تغییر وزن داراییها در سبد سرمایهگذاری است. سرمایهگذاری که در دوره نااطمینانی سهم بیشتری از سرمایه خود را به طلا و ارز اختصاص داده، در صورت کاهش ریسک سیاسی و افزایش جذابیت سهام ممکن است بخشی از سرمایه خود را به بورس منتقل کند. بنابراین حتی یک جابهجایی محدود از این بازارها به سمت سهام، در صورت تداوم، میتواند اثر قابلتوجهی بر ارزش معاملات و عمق تقاضای بازار داشته باشد.
از همین منظر، سؤال اصلی بازار دیگر صرفاً این نیست که شاخص تا چه سطحی میتواند رشد کند؛ سؤال مهمتر این است که نقدینگی در بورس میماند یا نه. رشد شاخص بدون تداوم ورود پول میتواند یک حرکت مقطعی باشد، همانطور که ورود پول بدون پشتوانه بنیادی نیز الزاماً به یک روند پایدار منجر نمیشود. آنچه میتواند این دو را به یکدیگر متصل کند، ترکیب افزایش تقاضا با بهبود سودآوری شرکتها و کاهش ریسکهای سیستماتیک است. اگر این اتفاق رخ دهد، بازار از مرحله رشد ناشی از تغییر انتظارات عبور میکند و وارد مرحلهای میشود که نقدینگی جدید، پشتوانه بنیادی بیشتری برای ماندن در سهام پیدا میکند.
بورس در حال حاضر در نقطهای قرار گرفته که احتمال شکلگیری موج جدید نقدینگی جدی شده، اما هنوز قطعی نشده است . نشانههای بازگشت تقاضا و افزایش ریسکپذیری را نمیتوان نادیده گرفت، اما برای تبدیل این نشانهها به یک روند پایدار، بازار به سه تأیید مهم نیاز دارد: کاهش ریسک سیاسی، جذابتر شدن بازده مورد انتظار سهام در برابر طلا، ارز و اوراق، و تأیید رشد سودآوری شرکتها در گزارشهای ماهانه و فصلی. اگر این سه عامل در یک مسیر قرار بگیرند، بخشی از سرمایههای پارکشده در داراییهای دفاعی میتواند به سمت سهام حرکت کند و وزن بورس در سبد سرمایهگذاری خانوارها و سرمایهگذاران افزایش یابد. در غیر این صورت، بازار همچنان با چرخش نقدینگی میان داراییها مواجه خواهد بود.
بنابراین، موج بعدی نقدینگی زمانی آغاز شده تلقی میشود که پول تازهوارد فقط وارد بورس نشود، بلکه در آن بماند. نشانه واقعی این تغییر نیز نه صرفاً رکوردشکنی شاخص، بلکه تداوم ارزش معاملات، گسترده شدن تقاضا، استمرار ورود پول و مهمتر از همه، همراه شدن رشد قیمتها با رشد سودآوری شرکتهاست. اگر این اتفاقها همزمان رخ دهند، رقابت بورس با طلا، ارز و اوراق میتواند به نفع سهام تغییر کند؛ در غیر این صورت، رشد اخیر را باید همچنان مرحلهای از آزمون بازار برای سنجش مقصد بعدی نقدینگی دانست.
نویسنده: محمد مهاجر- تحلیلگر ارشد کارگزاری پیشرو
منبع: شماره ۱۲۲ نشریه بورس امروز_ شهریور ماه





