تحلیل رفتار اخیر بازار سرمایه؛ غلبه بنیاد بر هیجان

به گزارش بورس امروز؛ بازار فعلاً بر پایه بنیاد قوی و ورود نسبی نقدینگی در مسیر نگهداری سهام است، مگر اینکه ریسکهای سیاسی تشدید شود.
تحولات اخیر بازار سرمایه، بهویژه رفتار متفاوت شاخص کل و شاخص هموزن، بار دیگر اهمیت تحلیل چندبعدی و پرهیز از برداشتهای شتابزده را برجسته کرده است. در مقاطعی که شاخص کل با افت مواجه میشود اما شاخص هموزن مسیر مثبتی را طی میکند، برخی این وضعیت را نشانهای از چرخش ساختاری نقدینگی از شرکتهای بزرگ به سمت سهمهای کوچک تلقی میکنند؛ حال آنکه بررسی دقیقتر نشان میدهد چنین برداشتی لزوماً قابل اتکا نیست.
واقعیت آن است که در فازهای اصلاحی یا انتقالی بازار، این نوع واگرایی میان شاخصها پدیدهای طبیعی محسوب میشود. در این شرایط، برخی نمادهای کوچکتر به دلیل انعطافپذیری بیشتر قیمتی و نیاز به نقدینگی کمتر، با تحرکات مقطعی مواجه میشوند. با این حال، این موضوع بههیچوجه به معنای خروج جریان اصلی پول از شرکتهای بزرگ نیست. شواهد نشان میدهد که نقدینگی هوشمند در بازار، رویکردی گزینشی در پیش گرفته و بیش از آنکه به اندازه شرکتها توجه کند، بر معیارهایی نظیر کیفیت سودآوری، پایداری درآمد و ارزندگی تمرکز دارد.
از سوی دیگر، افزایش ارزش معاملات خرد و رسیدن آن به سطوح قابل توجه، نشانهای از عمقگیری بازار و افزایش مشارکت سرمایهگذاران است. این رشد را نمیتوان صرفاً به نوسانگیری فعالان قدیمی نسبت داد، چرا که پایداری در سطوح بالای معاملات معمولاً نیازمند ورود بخشی از نقدینگی تازه یا تغییر در انتظارات سرمایهگذاران است. در این میان، بهبود نسبی عملکرد شرکتها و انتشار گزارشهای قابل قبول در بسیاری از صنایع، نقش مهمی در افزایش جذابیت بازار ایفا کرده است.
نسبتهای ارزشی همچنان نشان میدهند که بازار به محدوده اشباع نرسیده و در بسیاری از نمادها ظرفیت رشد وجود دارد. این موضوع سبب شده بخشی از سرمایهگذاران با نگاه میانمدت و مبتنی بر تحلیل بنیادی وارد بازار شوند. با این حال، نمیتوان نقش متغیرهای بیرونی، بهویژه ریسکهای سیاسی، را نادیده گرفت. این ریسکها باعث شدهاند بخشی از فعالان بازار همچنان با احتیاط عمل کنند و استراتژیهای منعطفتری در پیش بگیرند.
در تقابل میان گزارشهای مطلوب شرکتها و ریسکهای سیاسی، میتوان گفت در شرایط فعلی، کفه ترازو به نفع عوامل بنیادی سنگینی میکند سودآوری مناسب بنگاهها و تداوم عملکرد عملیاتی قوی، پشتوانهای برای بازار ایجاد کرده که مانع از واکنشهای هیجانی شدید به اخبار منفی شده است. با این حال، در صورت تشدید قابل توجه ریسکهای سیاسی، این تعادل میتواند بهطور موقت برهم بخورد و بازار ناچار به تعدیل انتظارات خود شود.
در این میان، توسعه ابزارهای سرمایهگذاری غیرمستقیم مانند صندوقهای بخشی نیز نقش مهمی در تعمیق بازار ایفا میکند. این صندوقها، از جمله صندوقهای متمرکز بر صنعت خودرو، این امکان را فراهم میکنند که سرمایهگذاران بدون نیاز به انتخاب مستقیم سهام، در یک صنعت خاص سرمایهگذاری کنند و از مدیریت حرفهای دارایی بهرهمند شوند. برای سرمایهگذاران غیرحرفهای، این ابزارها میتوانند گزینهای کارآمدتر و کمریسکتر نسبت به خرید مستقیم سهام باشند؛ هرچند برای تحلیلگران حرفهای، همچنان امکان کسب بازدهی بالاتر از طریق انتخاب دقیق نمادها وجود دارد.
در نهایت، با در نظر گرفتن ارزش فعلی بازار سرمایه و مقایسه آن با ظرفیت سودآوری شرکتها و سایر بازارهای دارایی، به نظر میرسد استراتژی نگهداری سهام همچنان منطقیتر از خروج و انتظار در حاشیه بازار باشد اگرچه ارزش اسمی بازار در سطوح بالایی قرار دارد، اما از منظر بنیادی و حتی ارزش دلاری، هنوز فاصله معناداری با سقفهای تاریخی مشاهده میشود. علاوه بر این، نشانههایی از جاماندگی بازار سهام نسبت به سایر داراییها به چشم میخورد که میتواند زمینهساز تداوم روند صعودی در صورت کنترل ریسکهای بیرونی باشد.
بر این اساس، میتوان جمعبندی کرد که بازار سرمایه در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه تحلیلی و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی است. تا زمانی که سطح ریسکهای سیستماتیک در محدوده قابل کنترل باقی بماند، این عوامل بنیادی هستند که مسیر اصلی بازار را تعیین خواهند کرد.
نویسنده: علی بابائی – مدیر توسعه کسبوکار کارگزاری بانک سامان





