مدیریت ریسک فناوری چگونه امنیت و شفافیت شرکتها را میسازد؟

به گزارش بورس امروز؛ اقدام سازمان بورس و اوراق بهادار در برگزاری دورههای آموزشی تخصصی حاکمیت شرکتی با محوریت مدیریت ریسک فناوری، بهویژه برای اعضای هیاتمدیره شرکتهای فعال در بازار سرمایه، گامی اثرگذار و ارزشمند است. امروزه با گسترش وابستگی بنگاههای اقتصادی به بسترهای دیجیتال، مقوله مدیریت ریسک فناوری دیگر موضوعی محدود به واحدهای فنی و مهندسی نیست و باید متناسب با جایگاه آن در فعالیت شرکت، مستقیماً در سطح هیاتمدیره بررسی شود. آشنایی مدیران ارشد با مخاطرات و تحولات نوین زمانی اثربخش خواهد بود که به تحول در رویههای مدیریتی، شناسایی دقیق تهدیدها، ارتقای نحوه گزارشدهی به هیاتمدیره و پیگیری تدابیر اصلاحی بینجامد.
عبور از رعایت صوری دستورالعمل حاکمیت شرکتی
دستورالعمل حاکمیت شرکتی ناشران بورس، بستر شفافی را برای مسئولیتپذیری اعضای هیاتمدیره، استقرار ساختار کنترلهای داخلی، حل تعارض منافع و پاسداری از حقوق سهامداران فراهم آورده است؛ اما نکته اساسی، سنجش کیفیت اجرای این الزامات در میدان عمل است. تشکیل صرف کمیتههای تخصصی، تصویب آییننامهها و ارسال منظم گزارشهای نظارتی، هرگز به معنای پیادهسازی کارآمد حاکمیت شرکتی تلقی نمیشود. آنچه ارزش واقعی دارد، جایگاه خروجی کمیتهها در تصمیمگیریهای کلان، درجه پیگیری توصیههای حسابرسی داخلی و طراحی برنامههای مشخص برای رفع چالشها است. اگر مقررات به تصمیمگیری بهینه و نظارت قوی ختم نشود، ساختارهای شکلی گرهی از مسائل مدیریتی نخواهند گشود و باید اثربخشی میدانی آنها پایش گردد.
خروج مدیریت ریسک فناوری از انحصار واحدهای فنی
یکی از سوءبرداشتهای متداول در ساختار اداره بنگاهها، محدود پنداشتن حوزه مدیریت ریسک فناوری به دایره وظایف تیم IT است. در حال حاضر فرآیندهای مالی، خطوط تولید و عملیات شرکتها وابستگی مستقیمی به سیستمهای اطلاعاتی دارند و بروز وقفه در آنها میتواند بنگاه را متوقف سازد. با وجود اولویت داشتن مباحثی مانند تولید، فروش، نقدینگی و طرحهای توسعه در جلسات هیاتمدیره، ریسکهای سایبری و نرمافزاری نیز باید سهم مشخصی از دستور جلسات داشته باشند. اعضای هیاتمدیره ملزم به فراگیری نکات فنی ریز نیستند، بلکه باید بدانند کدام فرآیندها آسیبپذیرترند، توقف سیستمها چه خسارت ریالی وارد میسازد و چه راهکارهای پیشگیرانهای اتخاذ شده است. برای این منظور، متخصصان فناوری باید گزارشهای خود را با ادبیات اقتصادی، مالی و ارزیابی هزینه-فایده به مدیران ارشد ارائه دهند.
صیانت از دادههای سازمانی و تدوین برنامه تداوم کسبوکار
دادهها و سامانههای اطلاعاتی از ارزشمندترین داراییهای نامشهود شرکتها به شمار میروند و آسیب به آنها، علاوه بر تحمیل خسارات سنگین مالی، موجب کاهش اعتبار تجاری و تخریب اعتماد ذینفعان میشود. از این رو، استقرار فرآیندهای حفاظتی تنها به دفع حملات سایبری خلاصه نمیشود، بلکه شرکتها باید برای وضعیتهای بحرانی و خروج ناگهانی سامانهها از مدار، دارای «برنامه تداوم کسبوکار» (BCP) و بازیابی اطلاعات پس از حادثه باشند و مانورهای دورهای برگزار کنند. علاوه بر این، برونسپاری خدمات فنی به پیمانکاران خارجی، رافع مسئولیت هیاتمدیره در پایش ریسکها نیست و تعهدات مربوط به محرمانگی دادهها باید شفاف باشد. همچنین استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی نیازمند اعمال نظارت دقیق بر صحت خروجیها و حفظ محرمانگی اسناد سازمانی است.
منافع حاکمیت شرکتی برای تصمیمگیری هیاتمدیره و سهامداران
اجرای نظاممند حاکمیت شرکتی، امکان تصمیمگیری مبتنی بر اطلاعات قابل اتکا را برای اعضای هیاتمدیره فراهم میآورد. هنگامی که مرز مسئولیتها و کانالهای گزارشدهی شفاف باشد، ارزیابی طرحهای سرمایهگذاری صرفاً بر اساس دوره بازگشت سرمایه یا نرخ بازده داخلی صورت نمیگیرد، بلکه مفروضات کلان، نوسانات بهای تمامشده و ریسکهای عملیاتی نیز پیش از تصویب ارزیابی میشوند. از سوی دیگر، حاکمیت شرکتی سپری نیرومند برای حراست از حقوق سهامداران خرد در برابر معاملات با اشخاص وابسته و تعارض منافع است و بستر ارزیابی منصفانه عملکرد مدیران را از طریق شفافیت اطلاعاتی مهیا میکند.
اثر حاکمیت شرکتی بر تحلیل بنیادی و آموزشهای کاربردی
کیفیت نظارت، کنترل ریسکها و شفافیت عملیاتی به طور مستقیم بر ارزشگذاری سهام و تصمیم سرمایهگذاران بنیادی اثرگذار است. بنگاههایی که ساختار مدیریتی منسجم و شفافی دارند، با نااطمینانی و ریسک سرمایهگذاری کمتری ارزیابی میشوند که این امر به کاهش هزینه تأمین مالی و تسهیل پروژههای سرمایهبر کمک میکند. در نهایت، ضرورت دارد اثربخشی اجرای دستورالعمل حاکمیت شرکتی با معیارهایی نظیر پیگیری مصوبات و رفع ریسکها سنجیده شود تا در دام گزارشنویسیهای اداری صوری گرفتار نیفتد. استمرار دورههای آموزشی و کارگاههای عملی بورس در حوزه بحرانهای سایبری و تابآوری کسبوکار، میتواند مدیران را برای مواجهه با ریسکهای واقعی تجهیز کرده و منافع بلندمدت سهامداران را تأمین سازد.
منبع: پایگاه خبری بازار سرمایه(سنا)





