دلار، طلا و بورس؛ سه بازار، سه واکنش متفاوت

به گزارش بورس امروز؛ شاید در نگاه اول، ارتباط میان دلار، طلا و بورس ساده به نظر رسد، به این دلیل که فزایش نرخ دلار معمولاً با رشد قیمت طلا همراه میشود و از طرف دیگر، بسیاری انتظار دارند افزایش نرخ ارز به دلیل بالا رفتن ارزش ریالی درآمد شرکتهای صادراتی، به رشد بورس نیز منجر شود. با این حال، رفتار بازارها همیشه مطابق این رابطه ساده پیش نمیرود. در مقاطع مختلف ممکن است دلار صعود کند، طلا نیز همراه آن افزایش یابد، اما بورس واکنش متفاوتی نشان دهد. برای درک این تفاوت، باید به سازوکار هر بازار و انتظاراتی توجه کرد که معاملهگران از آینده دارند.
دلار برای اقتصاد ایران فقط یک دارایی نیست، بلکه یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر قیمتها، هزینه تولید، درآمد شرکتها و انتظارات تورمی است. به همین دلیل، افزایش نرخ ارز میتواند اثرات متفاوتی بر شرکتهای بورسی داشته باشد. برای شرکتهای صادراتمحور، افزایش نرخ دلار در صورت ثابت ماندن سایر شرایط میتواند ارزش ریالی درآمدهای ارزی را افزایش دهد. اما در طرف مقابل، بسیاری از شرکتها به مواد اولیه، تجهیزات یا نهادههای وارداتی وابستهاند و افزایش نرخ ارز میتواند هزینههای آنها را بالا ببرد. بنابراین اثر افزایش نرخ ارز بر بورس، به ترکیب صنایع و وضعیت هر شرکت بستگی دارد.
موضوع مهمتر، تفاوت میان «اثر اقتصادی» و «اثر بورسی» است. بازار سهام فقط وضعیت امروز شرکتها را قیمتگذاری نمیکند؛ بلکه انتظارات نسبت به آینده نیز در قیمت سهام منعکس میشود. اگر رشد نرخ ارز از قبل پیشبینی شده باشد، بخشی از اثر آن ممکن است پیش از وقوع در قیمتها دیده شده باشد. از سوی دیگر، اگر افزایش قیمت دلار با نگرانی درباره نرخ بهره، رکود یا کاهش قدرت خرید همراه شود، ممکن است اثر مثبت آن بر درآمد برخی شرکتها تحتتأثیر فضای کلی بازار قرار گیرد.
طلا اما مسیر متفاوتی دارد. قیمت طلای داخلی را میتوان حاصل ترکیبی از قیمت جهانی طلا و نرخ ارز دانست؛ بنابراین تغییر هر یک از این دو متغیر میتواند بر قیمت داخلی اثر گذارد. در بازار جهانی نیز طلا تحت تأثیر عواملی مانند نرخهای بهره واقعی، ارزش دلار، ریسکهای ژئوپلیتیکی، جریان سرمایهگذاری و انتظارات معاملهگران قرار دارد. به همین دلیل ممکن است در یک مقطع افزایش نرخ ارز داخلی از قیمت طلا حمایت کند، در حالی که قیمت جهانی طلا تحت تأثیر عوامل دیگری قرار داشته باشد.
همین تفاوت را میتوان در رفتار بورس نیز مشاهده کرد. بازار سهام مجموعهای از شرکتها با مدلهای کسبوکار متفاوت است و واکنش آنها به تغییرات اقتصادی یکسان نیست. رشد نرخ ارز میتواند برای یک شرکت صادراتی اثر مثبتی داشته باشد، برای شرکتی که وابستگی زیادی به واردات دارد فشار هزینه ایجاد کند و برای شرکتی دیگر، به دلیل سیاستهای قیمتگذاری یا شرایط فروش، نتیجه متفاوتی داشته باشد. در کنار این عوامل، نرخ بهره، سیاستهای اقتصادی، قیمتهای جهانی کالاها و وضعیت نقدینگی نیز بر مسیر بازار سهام اثر میگذارند.
به همین دلیل، مسیر آینده این سه بازار نیز لزوماً یکسان نخواهد بود. اگر فشارهای تورمی و ارزی در اقتصاد داخلی ادامه یابد، نرخ ارز همچنان یکی از متغیرهای مهم برای بازارهای مالی خواهد بود؛ اما میزان اثرگذاری آن بر هر بازار به شرایط همان مقطع بستگی دارد. در مورد طلا، علاوه بر نرخ ارز داخلی، مسیر قیمت جهانی و شرایط اقتصاد جهانی اهمیت خواهد داشت و در رابطه با بورس نیز وضعیت سودآوری شرکتها، سیاستهای اقتصادی و میزان ورود نقدینگی میتواند تعیین کند که تغییرات متغیرهای کلان چگونه در قیمت سهام منعکس شود.
از طرف دیگر، هرچه انتظارات سرمایهگذاران نسبت به آینده تغییر کند، امکان تغییر رابطه میان این بازارها نیز وجود دارد. ممکن است دورهای شکل گیرد که رشد قیمت ارز بیشتر از مسیر انتظارات تورمی بر بازارها اثر گذارد و در دورهای دیگر، عوامل بنیادی شرکتها یا تحولات بازار جهانی نقش پررنگتری پیدا کنند. در چنین شرایطی، مقایسه صرف نمودار قیمت دلار، طلا و شاخص بورس نمیتواند تصویر کاملی از آینده ارائه دهد.
در نهایت، شاید بتوان گفت آینده این سه بازار بیش از آنکه به یک رابطه ثابت میان آنها وابسته باشد، به تغییر وزن عوامل مختلف بستگی خواهد داشت. نرخ ارز، قیمت جهانی طلا، نرخ بهره، تورم، سودآوری شرکتها، سیاستهای اقتصادی و فضای عمومی اقتصاد هرکدام میتوانند در مقاطع مختلف نقش پررنگتری پیدا کنند. به همین دلیل، احتمالاً در ادامه نیز شاهد دورههایی خواهیم بود که دلار، طلا و بورس همجهت حرکت میکنند و دورههایی که مسیر آنها از یکدیگر فاصله میگیرد؛ موضوعی که اهمیت نگاه تحلیلی به بازارها را بیشتر از همیشه نشان میدهد.
نویسنده: فرزاد محمدی- تحلیلگر بازار سرمایه
منبع: شماره 123 نشریه بورس امروز_ مهر ماه





