راهبرد مدرنسازی سازوکار صندوقهای صدور و ابطالی طلا در بازار سرمایه

به گزارش بورس امروز؛ برنامه «رینگ طلا» عنوان تازهترین تولید رسانهای پایگاه خبری بازار سرمایه ایران (سنا) به شمار میرود. این برنامه با رویکردی موشکافانه به سازوکارهای مالی طلاپایه، به ارزیابی فرصتها، موانع موجود و مسیر پیشروی این بازار در چارچوب بورس میپردازد. در نخستین شماره این مجموعه، چالشهای پیشروی صندوقهای صدور و ابطالی طلا و پتانسیلهای این ابزارها جهت راهاندازی معاملات شبانهروزی به نقد گذاشته شده است. سیرانوش دانشوری، مدیر سرمایهگذاری صندوق طلای تابان تمدن، از کارشناسان حاضر در اولین قسمت «رینگ طلا» بود که به واکاوی دلایل استقبال نهچندان گسترده از این صندوقها و تشریح مزیتهای ممتاز آنها پرداخت.
صنعت صندوقهای طلا در سالیان اخیر رشد چشمگیری را پشت سر گذاشته است. همزمان، شکلگیری بسترهای آنلاین معامله فلز زرد و سهولت خرید لحظهای در هر بازه زمانی، دریچه متفاوتی از مشارکت در این بازار گشوده است. همین دگرگونی، هماوردی بین ابزارهای نظاممند بورس و سامانههای غیررسمی بیرون از بازار سرمایه را به سطحی تازه رسانده است. دادهها حاکی از آن است که تعداد کل صندوقهای طلای بورس به مرز ۴۰ صندوق رسیده است. با این حال، شاکله اصلی این حوزه در دستان نمادهای قابل معامله (ETF) قرار دارد و با وجود اعطای مجوز فعالیت به صندوقهای صدور و ابطالی طلا، این دسته هنوز نتوانستهاند سهم درخوری از نقدینگی را جذب کنند.
سیرانوش دانشوری، مدیر سرمایهگذاری صندوق طلای تابان تمدن، بر این باور است که غفلت از آموزش همگانی و تبلیغات درست در کنار نفوذ ابزارهای آنلاین خرید طلا، اصلیترین ریشه وضعیت فعلی است. وی یادآور شد که این ابزارها از نقاط قوتی چون سلامت آماری، نظارت سازمان بورس، سهولت مقایسه سبد دارایی، معافیتهای مالیاتی و وثیقهپذیری برخوردارند و با برپایی زیرساخت برخط برای ثبت درخواست در ۲۴ ساعت روز، جایگاهی شایستهتر در بازار طلا پیدا خواهند کرد.
مشروح گفتوگوی سیرانوش دانشوری در برنامه «رینگ طلا» به شرح زیر است:
خانم دانشوری، علیرغم فعالیت حدود ۴۰ صندوق طلا در بازار و سیطره پررنگ ETFها، علت عقبماندگی صندوقهای صدور و ابطالی طلا در جذب سرمایهگذاران چیست؟
به عقیده من، یکی از مهمترین ریشهها، کمبود معرفی مؤثر و ناکافی بودن اقدامات ترویجی پیرامون این ابزارهاست. این دسته از داراییها آنچنان که شایسته است به مخاطبان شناسانده نشدهاند و مهلت کافی برای اثبات جایگاه خود نیافتهاند. از سوی دیگر، خرید طلا همواره به خاطر ویژگیهای راهبردی، قدرت نقدشوندگی کمنظیر و اعتبار بینالمللی محبوب بوده است. در دوران معاصر، این جریان کهن با رویکردی مدرن به نام دادوستد تمامدیجیتال و آنی پیوند خورده است. اکنون یک فرد میتواند تنها با نصب یک نرمافزار کاربردی در گوشی همراه، در اندک دقایقی و بر اساس بودجه خود طلای خام بخرد. تجربه کاربری سهل این پلتفرمها، مجال دیده شدن را از این صندوقها ربوده است. در واقع این ابزارها با حریفی رقابت میکنند که پیامی فوقالعاده راحت به مخاطب میدهد: خرید طلا در چند ثانیه و با مبالغ خرد. حال آنکه منطق صندوقهای بورسی و صدور و ابطالی، مشارکت در ساختاری شفاف، دارای استاندارد و تحت کنترل ناظر بازار است. از این رو ما نیز ناگزیریم فرایند ورود مخاطب به این صندوقها را به نهایت سادگی برسانیم.
آیا معتقدید شیوه مشارکت در این صندوقها نسبت به پلتفرمهای برخط فروش طلا پیچیدهتر است؟
خیر؛ اتفاقاً سازوکار عملیاتی این ابزارها چه در قالب صدور و ابطال و چه در شکل ETF کاملاً شفاف و ساده است. فرد با رقمی معین وارد میشود و در موعد خروج نیز با ارزشگذاری مشخصی پول خود را تحویل میگیرد. مبنای این محاسبات نیز شاخصهای کلیدی بازار، یعنی اونس جهانی و برابری دلار است. در نتیجه ماهیت دادوستد سخت نیست، بلکه شیوه دسترسی و راحتی بستر ثبت نام موضوع بحث است. خریدار برای خرید واحد باید به شرکت مدیریت دارایی مراجعه و از مجرای پرتال تعریفشده تقاضا بگذارد. بنابراین باید مسیر پیشروی متقاضی برای رسیدن به این واحدها هموار گردد. برپایی سامانهای متمرکز و پویا برای انجام صدور و ابطال لحظهای میتواند این گره را باز کند؛ رویکردی که پیش از این در صندوقهای با درآمد ثابت قدیمی با موفقیت پیاده شده و این بازار نیز پتانسیل حرکت به این سمت را داراست.
افق گسترش صندوقهای صدور و ابطالی طلا را در سایه حضور پلتفرمهای مجازی چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظرم چشمانداز روشنی وجود دارد، خاصه با تحولاتی که در مختصات کنونی بازار رخ داده است. سخن از درگاههایی به میان آمد که بدون اهرمهای نظارتی مبالغ هنگفتی را به سوی خود کشاندهاند. مقایسه کارکردی این دو بستر به روشنی مزیت ابزارهای بورس را نمایان میسازد. صندوقهای طلا از ویژگیهایی بهرهمندند که مراجع غیررسمی امکان ارائه آنها را ندارند. برجستهترین مزیت، شفافیت عملکردی و حضور نهادهای ناظر قانونی است. تمامی جزئیات تحت کنترل مستقیم سازمان بورس بوده و تخصیص منابع ماهانه در بستر کدال افشا میشود؛ بنابراین پرتفوی، خریدها و معاملات کاملاً در منظر عموم است. افزون بر این، ارقام روزانه صدور، ابطال و ارزش خالص داراییها (NAV) در درگاه صندوق اعلام شده و دادهای قابل بررسی فراهم میآورد. دارایی پشتوانه نیز در فضایی عادلانه چون بورس کالای ایران (گواهیهای سکه، شمش و نقره) خرید میشود که حجم و بهای هر دادوستد در آن روشن است. این زیرساخت مقایسهپذیری بالایی به سرمایهگذار میبخشد. همچنین ثبت رسمی در شرکت سپردهگذاری مرکزی، قابلیت رهگیری اموال، سهولت در انحصار وراثت، امکان توثیق برای وامگیری، مزایای قطعی معافیت مالیاتی (ویژه اشخاص حقوقی جهت پوشش ریسکهای کلان) و ارائه مدرک رسمی تمکن مالی، برتری بیچونوچرای این ابزار را رقم میزند.
با احتساب چنین امتیازاتی، علت عدم تمایل پررنگ نهادهای مالی به ایجاد این نوع صندوقها چه بوده است؟
در تجربه پیشین صندوقهای ETF طلا نیز شاهد بودیم که ابتدا تنوع آنها بسیار پایین بود و تنها از حوالی سال ۱۴۰۲ جهش دریافت مجوزها آغاز شد. در ادوار پیشین عملاً ضرورتی برای راهاندازی این ابزارها حس نمیشد؛ چرا که سامانههای آنلاین رقیب شکل نگرفته بودند و زمانبندی تالار معاملات ETFها نیاز فعالان را برطرف میکرد. اما دگرگونی پارادایمهای مالی و اقتصادی در کنار رونق روزافزون شیوههای نوپا، جای خالی این صندوقها را آشکار ساخت. نکته دیگر این است که در ساختار صدور و ابطال، معضل فقدان خریدار در صف یا افت نقدشوندگی بیمعناست و تبادل با بهای منصفانه روز انجام میگیرد.
آیا فعالیت ۲۴ ساعته این ابزارها درمان نهایی این چالشها خواهد بود؟
یقیناً فعالیت پیوسته و شبانهروزی، توان بالایی برای باز کردن این گره دارد. اگر در کنار نهاد، زیرساختی دیجیتال مهیا گردد که فرد در هر بازه دلخواه شبانهروز امکان ارسال سفارش داشته باشد، عمده فاصلهها جبران میشود. البته پیادهسازی این امکان، مستلزم تدارک بستری فنی، انضباط رویهای دقیق و برنامهریزی یکپارچه است تا در تراز عملیاتی اختلالی بروز نکند.
به تأمین زیرساخت اشاره کردید؛ این چرخه ۲۴ ساعته چگونه در غیاب ساعات رسمی تالار بورس قیمتگذاری خواهد شد؟
موضوع را با مثالی بیان میکنم؛ داراییهای مبنای صندوقها شمش و مسکوکات بورس کالا هستند. تا هنگامی که رینگ معاملاتی باز است، بهای صدور و ابطال بهصورت لحظهای با ترکیب داراییها و کارمزد مشخص میشود. اما در زمانهای تعطیلی تابلو، مسئله قیمت پایه اهمیت مییابد. راهکار نخست این است که خود صندوق بر اساس نوسان اونس و قیمت دلار، ارزش ذاتی را معین کند و تسویه نهایی ناترازیها را به روز کاری بعد موکول سازد. شیوه کارآمدتر دیگر آن است که نهاد ناظر یا بورس کالا، درگاهی رسمی طراحی کنند تا در زمان تعطیلی تابلوها، ارزش لحظهای ذاتی بر اساس دو متغیر انس و دلار را مخابره کند. بدین ترتیب مدیران مبنای قیمتی یکسانی برای ثبت سفارشها در ساعات تعطیلی در اختیار خواهند داشت. همچنین تعریف یک بازه نیمساعته یا یکساعته پیشگشایش پیش از آغاز بازار، فرصتی عالی جهت تسویه و ساماندهی مبادلات پیشین فراهم میکند. با تأمین این زیرساختها، مسیر جهش این ابزارها هموار گشته و پاسخ مناسبی به تقاضای مدرن سرمایهگذاران داده خواهد شد.
منبع: پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا)





