صندوق تثبیت؛ فرصت نفس

به گزارش بورس امروز؛ در شرایطی مانند وضعیت کنونی اقتصاد ایران که با ریسکهای سیاسی و امنیتی، از جمله شرایط جنگی، مواجه است، باید میان دو نوع اثر ریسک تفکیک قائل شد؛ بخشی از ریسک در ارزشگذاری داراییها و محاسبات سرمایهگذاران منعکس میشود، اما بخش دیگری صرفاً جنبه روانی دارد و میتواند فشار فروش را بیش از آنچه متغیرهای بنیادی ایجاب میکنند، تشدید کند. در چنین شرایطی، اگر بازار سهام از منظر ارزشگذاری به سطوح ارزنده رسیده باشد، حضور حقوقیها و صندوق تثبیت میتواند از تشدید هیجان، شکلگیری فروشهای غیرمنطقی و فاصله گرفتن قیمتها از ارزش ذاتی جلوگیری کند. بنابراین، این حمایتها زمانی اثربخشتر هستند که نقش ضربهگیر روانی بازار را ایفا کنند، نه اینکه جایگزین اصلاح عوامل بنیادی شوند.
تجربه بازارهای جهانی نیز نشان میدهد که در دورههای افزایش نااطمینانی، مداخلات حمایتی میتوانند نقش مهمی در کنترل فشارهای روانی و جلوگیری از تشدید رفتارهای هیجانی داشته باشند. برای مثال، در بحران کرونا در سال ۲۰۲۰، شاخص S&P500 در فاصله فوریه تا مارس همان سال حدود ۳۴ درصد افت کرد. در آن مقطع، بخش مهمی از ریزش بازار ناشی از نگرانی نسبت به آینده اقتصاد، اختلال در زنجیرههای تولید و افزایش عدم قطعیت بود. واکنش سیاستگذاران اقتصادی آمریکا از طریق تأمین نقدینگی گسترده، حمایت از بازارهای مالی و کاهش نگرانیهای مربوط به بحران نقدینگی، به تثبیت شرایط کمک کرد و مانع از آن شد که فشار روانی اولیه به یک بحران عمیقتر در بازار تبدیل شود. در نهایت، این شاخص توانست بخش قابل توجهی از افت خود را جبران کند و سال ۲۰۲۰ را با بازدهی مثبت به پایان برساند.
نمونه دیگر، بازار سرمایه ژاپن در دوران همهگیری کرونا است. شاخص نیکی ۲۲۵ در فاصله فوریه تا مارس ۲۰۲۰ حدود ۳۰ درصد افت کرد. در این دوره، بانک مرکزی ژاپن با افزایش خرید صندوقهای قابل معامله سهامی (ETF) و افزایش سقف خرید سالانه ETF از حدود ۶ تریلیون ین به ۱۲ تریلیون ین، تلاش کرد از تشدید فشار فروش و بیثباتی بازار جلوگیری کند. هدف این سیاست، تعیین سطح قیمت سهام یا جلوگیری از اصلاح طبیعی بازار نبود، بلکه حفظ نقدشوندگی، تقویت اعتماد سرمایهگذاران و جلوگیری از اختلال در فرآیند کشف قیمت بود. پس از فروکش کردن شوک اولیه، شاخص نیکی توانست بخش عمده افت خود را جبران کند و سال ۲۰۲۰ را با رشد حدود ۱۶ درصدی به پایان رساند.
این تجربهها نشان میدهد که حمایتهای بازار زمانی میتوانند اثربخش باشند که هدف آنها مدیریت شوکهای کوتاهمدت، کاهش رفتارهای هیجانی و ایجاد ثبات در شرایط بحرانی باشد؛ نه اینکه بخواهند جایگزین عوامل بنیادی مانند رشد اقتصادی، سودآوری شرکتها و اصلاح سیاستهای کلان شوند.
در مقابل، اگر ارزشگذاری سهام همچنان با واقعیتهای اقتصادی همخوانی نداشته باشد یا چشمانداز سودآوری شرکتها تضعیف شده باشد، حمایتهای نقدینگی تنها میتوانند از شدت و سرعت افت بکاهند و نمیتوان انتظار داشت مسیر بلندمدت بازار را تغییر دهند. به بیان دیگر، حمایت زمانی به تعادل واقعی منجر میشود که در کنار آن، متغیرهای بنیادی نیز از بازار پشتیبانی کنند.
اما در عین حال، یکی از مهمترین گلایههای فعالان بازار سرمایه در سالهای اخیر، نبود تعادل میان بازارهای دارایی در اقتصاد ایران است. بسیاری از سرمایهگذاران معتقدند در شرایطی که بازارهایی مانند ارز، طلا، مسکن و سایر داراییها رشدهای قابل توجهی را تجربه کردهاند، بازار سهام بهرغم نقش مهم خود در تأمین مالی تولید و هدایت سرمایه به بخش مولد اقتصاد، نتوانسته جایگاه متناسبی پیدا کند. این فاصله زمانی نگرانکنندهتر میشود که حمایت از بازار صرفاً به حفظ ظاهری شاخص محدود شود، بدون آنکه مسئله اصلی یعنی بازسازی اعتماد سرمایهگذاران، ارزشگذاری منطقی شرکتها و افزایش جذابیت سرمایهگذاری در بورس مورد توجه قرار گیرد. از این منظر، حمایت از بازار زمانی پایدار و مؤثر خواهد بود که در کنار مدیریت هیجان، با اصلاحات اقتصادی، ثبات در سیاستگذاری و تقویت اعتماد عمومی همراه شود.
نویسنده: مهدی خوری _ مدیرعامل سبدگردان رئیس
منبع: شماره 121 نشریه بورس امروز_ مرداد ماه





