وعدههای تکراری درباره توافق با ایران؛ روایت ترامپ و واقعیت میدان

به گزارش بورس امروز؛ دونالد ترامپ بار دیگر اعلام کرده است که توافق با ایران «ظرف دو یا سه روز آینده» نهایی میشود؛ عبارتی که دیگر نه برای افکار عمومی آمریکا تازگی دارد و نه برای تحلیلگران بینالمللی. این جمله طی ماههای اخیر بارها تکرار شده و هر بار بدون آنکه نتیجهای ملموس در پی داشته باشد، تنها تاریخ آن تغییر کرده است.
مرور مواضع رئیسجمهور آمریکا از آغاز درگیریها نشان میدهد او بارها از پیشرفت چشمگیر مذاکرات، آمادگی ایران برای معامله و پایان قریبالوقوع بحران سخن گفته است. با این حال، تحولات میدانی و روندهای دیپلماتیک نشانهای از تحقق این پیشبینیها ارائه نکردهاند.
این پرسش مطرح میشود که چرا چنین ادعایی همچنان تکرار میشود، در حالی که نشانه روشنی از توافق در دست نیست؟
پاسخ را باید در معادلات داخلی آمریکا جستوجو کرد. طی ماههای اخیر، بحران با ایران به یکی از عوامل اثرگذار بر بازار انرژی تبدیل شده است. افزایش تنشها معمولاً با رشد قیمت نفت همراه بوده و این موضوع نگرانیها درباره تشدید تورم و بالا رفتن هزینه سوخت در ایالات متحده را افزایش داده است. در اقتصادی که همچنان نسبت به شوکهای قیمتی حساس است، هر خبر مثبت درباره کاهش تنش میتواند فضای روانی بازار را آرامتر کند.
برای کاخ سفید، مسئله فقط سیاست خارجی نیست؛ بلکه مدیریت افکار عمومی نیز اهمیت دارد. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد بخش قابل توجهی از شهروندان آمریکایی همچنان از هزینههای زندگی و قیمت بنزین ناراضیاند. در چنین شرایطی، هر سیگنالی که احتمال فروکش کردن بحران را تقویت کند، میتواند فشار سیاسی را کاهش دهد.
تجربه ماههای گذشته نشان داده است که حتی یک اظهار نظر خوشبینانه از سوی ترامپ درباره نزدیک بودن توافق، میتواند به سرعت بر قیمت نفت و شاخصهای مالی اثر بگذارد. بازارها معمولاً به کاهش ریسک ژئوپلیتیک واکنش مثبت نشان میدهند، حتی اگر در پشت صحنه تحول مشخصی رخ نداده باشد. از این منظر، تکرار وعده توافق را میتوان تلاشی برای مدیریت انتظارات اقتصادی و سیاسی در داخل آمریکا دانست.
با این حال، این شیوه اطلاعرسانی به توافق محدود نمیشود. در طول بیش از صد روز گذشته، روایتهای متعددی از سوی ترامپ مطرح شده که بسیاری از آنها با واقعیتهای میدانی فاصله داشتهاند؛ از پیشبینی فروپاشی سریع ساختار سیاسی ایران گرفته تا سخن گفتن از تجزیه کشور یا نابودی کامل توان نظامی تهران. تحولات عملی اما مسیر متفاوتی را نشان دادهاند.
اصرار بر «تسلیم کامل» ایران نیز یکی دیگر از مواضعی بود که در عمل تحقق نیافت. روند وقایع حاکی از آن است که نه سناریوی فروپاشی سریع محقق شد و نه مدل تحمیل یک توافق یکطرفه. حتی در موضوعاتی مانند کنترل تنگه هرمز یا حذف ایران از بازار انرژی، واکنش بازارهای جهانی نشان داد که معادلات پیچیدهتر از روایتهای رسمی است.
رویکرد ترامپ در سیاست خارجی اغلب رنگوبوی رسانهای دارد؛ گویی بحرانها نیز باید با منطق صحنه سیاسی و تأثیرگذاری فوری بر افکار عمومی مدیریت شوند. در چنین چارچوبی، اعلام مکرر نزدیک بودن توافق، بیش از آنکه بازتاب یک پیشرفت قطعی باشد، ابزاری برای ایجاد فضای روانی مثبت تلقی میشود.
اما تکرار مداوم وعدههایی که به سرانجام نمیرسند، هزینه دارد. فاصله میان گفتار و واقعیت، به مرور زمان اعتماد عمومی را تضعیف میکند. اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا توافقی شکل خواهد گرفت یا خیر؛ بلکه این است که تا چه اندازه میتوان به ضربالاجلهای اعلامشده از سوی رئیسجمهور آمریکا اتکا کرد.
بازارها ممکن است بار دیگر به این وعده واکنش نشان دهند، اما تجربه ماههای گذشته نشان داده است که خوشبینیهای مقطعی جای خود را به تردید میدهند. در نهایت، چالش بزرگتر برای کاخ سفید نه صرفاً مدیریت بحران خارجی، بلکه حفظ اعتبار سیاسی در داخل خواهد بود.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان





