اخبار بورسگزارش بازار بورس
بازگشایی بورس؛ فرصت یا تهدید در آتشبس؟
آخرین به روز رسانی: 29 فروردین 1405
0 خواندن این مطلب 4 دقیقه زمان میبرد

به گزارش بورس امروز؛ علی جبلعاملی قائممقام گروه مالی کارآمد در یادداشتی نوشت: الزامات بازگشایی بورس در شرایط آتشبس را باید در مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و ساختاری جستوجو کرد که همگی بهصورت همزمان بر رفتار بازار و تصمیم سیاستگذار اثر میگذارند. در شرایطی که پس از بیش از چهل روز توقف معاملات سهام، خبر برقراری یک آتشبس موقت دو هفتهای میان ایران و آمریکا منتشر شده، نگاهها دوباره به سمت بازار سرمایه معطوف شده و این پرسش جدی مطرح است که آیا زمان بازگشایی بورس فرا رسیده و اگر پاسخ مثبت است، این بازگشایی باید با چه ملاحظاتی انجام شود.
از منظر نظری و کارکردی، اصل بازگشایی بازار سرمایه تصمیمی قابل دفاع و حتی ضروری است. بازار سرمایه ذاتاً برای معامله، کشف قیمت و انتقال اطلاعات طراحی شده و تعطیلی طولانیمدت آن معمولاً نتیجهای جز انباشت فشار فروش، افزایش نااطمینانی و فاصله گرفتن قیمتهای تابلویی از واقعیتهای اقتصادی ندارد. هرچه توقف معاملات طولانیتر شود، بازگشت بازار به تعادل دشوارتر خواهد بود و ریسک بروز واکنشهای هیجانی در زمان بازگشایی افزایش مییابد. به همین دلیل، بازگشایی منظم و کنترلشده میتواند به تخلیه تدریجی هیجانات، بازتاب بهتر اطلاعات و شفافتر شدن چشمانداز قیمتی داراییها کمک کند.
با اینحال، بازگشایی بازار نباید بهعنوان یک اقدام صرفاً تقویمی یا واکنشی تلقی شود. تصمیمگیری عجولانه و بدون فراهم شدن پیشنیازهای لازم، این خطر را به همراه دارد که نوسانات تشدید شده و بیاعتمادی فعالان بازار افزایش یابد بهخصوص در این زمان که زیرساختها و شرکتها در حوزههای مختلف آسیب دیدهاند و بازار برآوردی از میزان آسیب آنها و اثرات احتمالی آن ندارد.سیاستگذار پیش از هر تصمیمی باید به تصویری نسبتاً روشن از شرایط اقتصادی، وضعیت عملیاتی شرکتها و فضای سیاسی دست پیدا کند. بازگشایی زمانی میتواند اثر مثبت داشته باشد که بازار بداند در چه محیطی در حال فعالیت است و با چه متغیرهایی مواجه خواهد بود.
یکی از مهمترین موضوعات در این میان، نحوه مدیریت نوسان در روزهای ابتدایی بازگشایی است. تجربههای گذشته نشان میدهد که کاهش شدید دامنه نوسان، اگرچه در نگاه اول ابزاری برای مهار هیجان بهنظر میرسد، اما در عمل میتواند فرآیند کشف قیمت را طولانی و پرهزینه کند. محدودیت بیش از حد دامنه نوسان اغلب به شکلگیری صفهای گسترده خرید یا فروش منجر میشود و نقدشوندگی بازار را کاهش میدهد. این وضعیت نهتنها به آرامش بازار کمک نمیکند، بلکه نگرانی سرمایهگذاران را تشدید کرده و احساس قفلشدگی را در بازار افزایش میدهد.
در مقابل، مدیریت هوشمندانه بازگشایی نیازمند بهکارگیری همزمان چند ابزار مکمل است. تقویت نقش بازارگردانها، مدیریت هدفمند عرضههای حقوقی، افزایش زمان پیشگشایش، استفاده از سازوکارهای کنترلی موقت و…میتواند به ایجاد نظمی نسبی در معاملات کمک کند. چنین رویکردی به بازار اجازه میدهد بدون شوکهای شدید و غیرضروری، بهتدریج بهتعادل برسد و قیمتها با سرعتی منطقی خود را با اطلاعات جدید تطبیق دهند.
در روزهای ابتدایی پس از بازگشایی، احتمال بروز فشار فروش امری دور از انتظار نیست. بخشی از سرمایهگذاران در هفتههای گذشته فرصت واکنش به تحولات امنیتی و سیاسی را نداشتهاند و طبیعی است که در نخستین روزهای معامله، تلاش کنند ترکیب داراییهای خود را بازتنظیم کنند. با اینحال، آنچه مسیر بازار را در افق میانمدت تعیین میکند، نه واکنشهای اولیه بلکه تداوم یا عدم تداوم ثبات سیاسی است. اگر نشانههای معتبر از پایدار بودن آتشبس ،کاهش تنشها و یا توافق احتمالی مخابره شود، بازار پس از عبور از هیجانات اولیه میتواند به سمت تعادل حرکت کند. در مقابل، بازگشت فضای سیاسی به سمت تنش، ریسک سیستماتیک را دوباره افزایش خواهد داد و ممکن است بازار را با واکنشهای پیشبینیناپذیر مواجه کند.
در چنین فضایی، چشمانداز دیپلماتیک نقش تعیینکنندهای در رفتار بازار ایفا میکند. بازار سرمایه بیش از هر چیز به قابلیت پیشبینی نیاز دارد. فعالان بازار زمانی تصمیمهای باثبات و تحلیلی میگیرند که بتوانند مسیر تحولات سیاسی را تا حدی تخمین بزنند. سیگنالهای رسمی، شفاف و معتبر درباره تداوم آتشبس و مدیریت تنشها میتواند به کاهش ریسک ادراکشده کمک کرده و زمینه بازگشت آرامتر بازار را فراهم کند.
موضوع حداقل افشا توسط شرکتها و برآورد دقیق اثرات جنگ تحمیلی بر شیوه و تداوم فعالیت آنها باید مورد توجه بسیار قرار گیرد. لذا برآورد دقیق خسارتهای واردشده به شرکتهای بورسی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. برخی شرکتها در جریان حملات هوایی با آسیب به زیرساختها، تجهیزات، انبارها یا زنجیره تولید مواجه شدهاند.
با اینحال، بازگشایی بازار نباید بهعنوان یک اقدام صرفاً تقویمی یا واکنشی تلقی شود. تصمیمگیری عجولانه و بدون فراهم شدن پیشنیازهای لازم، این خطر را به همراه دارد که نوسانات تشدید شده و بیاعتمادی فعالان بازار افزایش یابد بهخصوص در این زمان که زیرساختها و شرکتها در حوزههای مختلف آسیب دیدهاند و بازار برآوردی از میزان آسیب آنها و اثرات احتمالی آن ندارد.سیاستگذار پیش از هر تصمیمی باید به تصویری نسبتاً روشن از شرایط اقتصادی، وضعیت عملیاتی شرکتها و فضای سیاسی دست پیدا کند. بازگشایی زمانی میتواند اثر مثبت داشته باشد که بازار بداند در چه محیطی در حال فعالیت است و با چه متغیرهایی مواجه خواهد بود.
یکی از مهمترین موضوعات در این میان، نحوه مدیریت نوسان در روزهای ابتدایی بازگشایی است. تجربههای گذشته نشان میدهد که کاهش شدید دامنه نوسان، اگرچه در نگاه اول ابزاری برای مهار هیجان بهنظر میرسد، اما در عمل میتواند فرآیند کشف قیمت را طولانی و پرهزینه کند. محدودیت بیش از حد دامنه نوسان اغلب به شکلگیری صفهای گسترده خرید یا فروش منجر میشود و نقدشوندگی بازار را کاهش میدهد. این وضعیت نهتنها به آرامش بازار کمک نمیکند، بلکه نگرانی سرمایهگذاران را تشدید کرده و احساس قفلشدگی را در بازار افزایش میدهد.
در مقابل، مدیریت هوشمندانه بازگشایی نیازمند بهکارگیری همزمان چند ابزار مکمل است. تقویت نقش بازارگردانها، مدیریت هدفمند عرضههای حقوقی، افزایش زمان پیشگشایش، استفاده از سازوکارهای کنترلی موقت و…میتواند به ایجاد نظمی نسبی در معاملات کمک کند. چنین رویکردی به بازار اجازه میدهد بدون شوکهای شدید و غیرضروری، بهتدریج بهتعادل برسد و قیمتها با سرعتی منطقی خود را با اطلاعات جدید تطبیق دهند.
در روزهای ابتدایی پس از بازگشایی، احتمال بروز فشار فروش امری دور از انتظار نیست. بخشی از سرمایهگذاران در هفتههای گذشته فرصت واکنش به تحولات امنیتی و سیاسی را نداشتهاند و طبیعی است که در نخستین روزهای معامله، تلاش کنند ترکیب داراییهای خود را بازتنظیم کنند. با اینحال، آنچه مسیر بازار را در افق میانمدت تعیین میکند، نه واکنشهای اولیه بلکه تداوم یا عدم تداوم ثبات سیاسی است. اگر نشانههای معتبر از پایدار بودن آتشبس ،کاهش تنشها و یا توافق احتمالی مخابره شود، بازار پس از عبور از هیجانات اولیه میتواند به سمت تعادل حرکت کند. در مقابل، بازگشت فضای سیاسی به سمت تنش، ریسک سیستماتیک را دوباره افزایش خواهد داد و ممکن است بازار را با واکنشهای پیشبینیناپذیر مواجه کند.
در چنین فضایی، چشمانداز دیپلماتیک نقش تعیینکنندهای در رفتار بازار ایفا میکند. بازار سرمایه بیش از هر چیز به قابلیت پیشبینی نیاز دارد. فعالان بازار زمانی تصمیمهای باثبات و تحلیلی میگیرند که بتوانند مسیر تحولات سیاسی را تا حدی تخمین بزنند. سیگنالهای رسمی، شفاف و معتبر درباره تداوم آتشبس و مدیریت تنشها میتواند به کاهش ریسک ادراکشده کمک کرده و زمینه بازگشت آرامتر بازار را فراهم کند.
موضوع حداقل افشا توسط شرکتها و برآورد دقیق اثرات جنگ تحمیلی بر شیوه و تداوم فعالیت آنها باید مورد توجه بسیار قرار گیرد. لذا برآورد دقیق خسارتهای واردشده به شرکتهای بورسی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. برخی شرکتها در جریان حملات هوایی با آسیب به زیرساختها، تجهیزات، انبارها یا زنجیره تولید مواجه شدهاند.
در خصوص بازگشایی بورس تا زمانی که گزارشهای رسمی و شفافی از میزان این خسارتها منتشر نشود، بازار با ابهام جدی روبهرو خواهد بود. شفافسازی در این حوزه به سرمایهگذار کمک میکند.
در کنار ملاحظات سیاسی، موضوع حداقل افشا توسط شرکتها و برآورد دقیق اثرات جنگ تحمیلی بر شیوه و تداوم فعالیت آنها باید مورد توجه بسیار قرار گیرد. لذا برآورد دقیق خسارتهای واردشده به شرکتهای بورسی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. برخی شرکتها در جریان حملات هوایی با آسیب به زیرساختها، تجهیزات، انبارها یا زنجیره تولید مواجه شدهاند و تا زمانی که گزارشهای رسمی و شفافی از میزان این خسارتها منتشر نشود، بازار با ابهام جدی روبهرو خواهد بود. شفافسازی در این حوزه به سرمایهگذاران کمک میکند ریسکها را بهدرستی در قیمتها منعکس کنند و از واکنشهای افراطی جلوگیری شود.
در همین راستا، تعیین تکلیف وضعیت بیمه یا جبران خسارت شرکتهای آسیب دیده اهمیت مضاعفی دارد. نحوه پرداخت خسارت، میزان پوشش بیمهای و زمانبندی جبران زیانها متغیرهایی هستند که میتوانند تأثیر مستقیمی بر ارزشگذاری سهام این شرکتها داشته باشند. ابهام در این بخش، بهویژه در روزهای ابتدایی بازگشایی، میتواند فشار فروش را تشدید کند و فضای روانی بازار را تحت تأثیر قرار دهد.
نقش صندوقهای حمایتی بازار نیز در مقطع بازگشایی بسیار کلیدی است. این صندوقها یکی از ابزارهای مهم برای مدیریت شرایط هیجانی محسوب میشوند و تأمین و تزریق منابع جدید به آنها میتواند به تثبیت بازار کمک کند. حضور فعال و هدفمند این صندوقها در روزهای نخست بازگشایی، ضمن کاهش احتمال شکلگیری صفهای سنگین فروش، پیام مثبتی به بازار مخابره میکند و میتواند در بازسازی اعتماد عمومی نقش مؤثری ایفا کند. اما لازمه آن تجهیز منابع برای این صندوقها و یا سایر حقوقی های بزرگ است.
در نهایت باید تأکید کرد که بازار سرمایه صرفاً با باز شدن نمادها به تعادل نمیرسد. آنچه بازار به آن نیاز دارد، ترکیبی از شفافیت اطلاعاتی، آمادگی زیرساختی و اطمینان نسبی نسبت به آینده است. بنابراین بازگشایی بورس در شرایط آتشبس، اگر با در نظر گرفتن این الزامات سخت و با رویکردی تدریجی و مدیریتشده انجام شود، شاید بتواند نقطه شروعی برای بازگشت آرام بازار به مسیر طبیعی خود باشد. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که تعطیلی طولانیمدت جای خود را به اتفاقات پیشبینی نشده و نوسانات شدید و فرسایشی بدهد. تصمیمگیری دقیق و چندبعدی در این مقطع، بیش از هر زمان دیگری برای آینده بازار سرمایه اهمیت دارد.
در کنار ملاحظات سیاسی، موضوع حداقل افشا توسط شرکتها و برآورد دقیق اثرات جنگ تحمیلی بر شیوه و تداوم فعالیت آنها باید مورد توجه بسیار قرار گیرد. لذا برآورد دقیق خسارتهای واردشده به شرکتهای بورسی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. برخی شرکتها در جریان حملات هوایی با آسیب به زیرساختها، تجهیزات، انبارها یا زنجیره تولید مواجه شدهاند و تا زمانی که گزارشهای رسمی و شفافی از میزان این خسارتها منتشر نشود، بازار با ابهام جدی روبهرو خواهد بود. شفافسازی در این حوزه به سرمایهگذاران کمک میکند ریسکها را بهدرستی در قیمتها منعکس کنند و از واکنشهای افراطی جلوگیری شود.
در همین راستا، تعیین تکلیف وضعیت بیمه یا جبران خسارت شرکتهای آسیب دیده اهمیت مضاعفی دارد. نحوه پرداخت خسارت، میزان پوشش بیمهای و زمانبندی جبران زیانها متغیرهایی هستند که میتوانند تأثیر مستقیمی بر ارزشگذاری سهام این شرکتها داشته باشند. ابهام در این بخش، بهویژه در روزهای ابتدایی بازگشایی، میتواند فشار فروش را تشدید کند و فضای روانی بازار را تحت تأثیر قرار دهد.
نقش صندوقهای حمایتی بازار نیز در مقطع بازگشایی بسیار کلیدی است. این صندوقها یکی از ابزارهای مهم برای مدیریت شرایط هیجانی محسوب میشوند و تأمین و تزریق منابع جدید به آنها میتواند به تثبیت بازار کمک کند. حضور فعال و هدفمند این صندوقها در روزهای نخست بازگشایی، ضمن کاهش احتمال شکلگیری صفهای سنگین فروش، پیام مثبتی به بازار مخابره میکند و میتواند در بازسازی اعتماد عمومی نقش مؤثری ایفا کند. اما لازمه آن تجهیز منابع برای این صندوقها و یا سایر حقوقی های بزرگ است.
در نهایت باید تأکید کرد که بازار سرمایه صرفاً با باز شدن نمادها به تعادل نمیرسد. آنچه بازار به آن نیاز دارد، ترکیبی از شفافیت اطلاعاتی، آمادگی زیرساختی و اطمینان نسبی نسبت به آینده است. بنابراین بازگشایی بورس در شرایط آتشبس، اگر با در نظر گرفتن این الزامات سخت و با رویکردی تدریجی و مدیریتشده انجام شود، شاید بتواند نقطه شروعی برای بازگشت آرام بازار به مسیر طبیعی خود باشد. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که تعطیلی طولانیمدت جای خود را به اتفاقات پیشبینی نشده و نوسانات شدید و فرسایشی بدهد. تصمیمگیری دقیق و چندبعدی در این مقطع، بیش از هر زمان دیگری برای آینده بازار سرمایه اهمیت دارد.
منبع خبر: پایگاه خبری بازار سرمایه ایران(سنا)
URL Copied
آخرین به روز رسانی: 29 فروردین 1405
0 خواندن این مطلب 4 دقیقه زمان میبرد



