بورس در آستانه واقعگرایی ارزی

به گزارش بورس امروز؛ در روزهایی که نرخ ارز در بازار آزاد با شتابی تازه مواجه شده و نوسانهای چند هزار تومانی در طول هفته به پدیدهای عادی تبدیل شدهاند، تصمیم سیاستگذار برای عرضه ارز در بازار توافقی با نرخی نزدیک به بازار آزاد، بار دیگر نگاهها را به رابطه میان سیاست ارزی، تورم انتظاری و بازار سرمایه معطوف کرده است. این تصمیم، اگرچه در ظاهر با هدف «تنظیم عرضه و تقاضا» و «مهار بازار غیررسمی» اتخاذ شده، اما در عمل پیامهای متضادی برای فعالان اقتصادی، صنایع صادراتمحور و سرمایهگذاران بورسی به همراه دارد.
منطق سیاست ارزی جدید؛ از کنترل تا واقعگرایی
پیش از این، بخش عمدهای از ارز حاصل از صادرات شرکتهای بزرگ در بازار نیما و با نرخی بهمراتب پایینتر از بازار آزاد عرضه میشد. این فاصله قیمتی، نهتنها انگیزه بازگشت ارز را کاهش میداد، بلکه موجب کاهش شفافیت در درآمدهای ارزی شرکتها و ایجاد عدمتوازن در ارزشگذاری سهام صادراتمحور میشد.
اکنون با نزدیک شدن نرخ بازار توافقی به نرخ آزاد، سیاستگذار عملاً به نوعی واقعگرایی ارزی تن داده است؛ واقعگراییای که در صورت استمرار، میتواند آثار دوگانهای بر اقتصاد کلان و بازار سرمایه بر جای گذارد: از یکسو به افزایش درآمد ریالی شرکتهای صادراتمحور منجر میشود و از سوی دیگر، انتظارات تورمی و نرخ تنزیل سرمایهگذاران را افزایش میدهد.
اثر فوری بر سودآوری شرکتهای صادراتمحور
در گام نخست، رشد نرخ تسعیر ارز در بازار توافقی بهصورت مستقیم سودآوری شرکتهای صادرکننده را افزایش میدهد. شرکتهای بزرگ فولادی، پتروشیمی و معدنی با درآمد ارزی بالا، از این تصمیم بیشترین نفع را میبرند؛ زیرا بخش عمده بهای تمامشده آنها ریالی است و رشد نرخ تسعیر، حاشیه سودشان را بهبود میبخشد.
با این حال، این اثر مثبت تنها زمانی پایدار خواهد بود که دولت در سمت هزینهها و نرخ خوراک و انرژی نیز دست به افزایش ناگهانی نزند. در غیر اینصورت، بخش قابلتوجهی از منافع ارزی جدید در هزینههای سربار و خوراک مستهلک خواهد شد.
پیامدهای رفتاری در بورس؛ تغییر لحن انتظارات و انگیزهها
بازار سهام ایران همواره نسبت به سیگنالهای ارزی واکنش روانی شدیدی دارد. رشد نرخ ارز معمولاً بهعنوان علامتی از «تضعیف پول ملی» و «افزایش ارزش داراییهای واقعی» تفسیر میشود؛ ازاینرو بسیاری از سرمایهگذاران حقیقی در چنین شرایطی ترجیح میدهند وزن پرتفوی خود را به سمت سهام کالامحور منتقل کنند.
در نتیجه، عرضه ارز توافقی با نرخ آزاد، هرچند در ظاهر اقدامی سیاستی است، اما در عمل یک پیام روانی قوی به فعالان بازار ارسال میکند: اینکه نرخهای رسمی پایینتر دیگر مبنای تصمیمگیری نیست و بازار به سمت تسعیر واقعی حرکت کرده است.
این پیام موجب افزایش انتظارات تورمی، رشد تقاضا برای سهام صادراتمحور، و حتی در کوتاهمدت افزایش ارزش معاملات بورس میشود؛ هرچند پایداری این موج به رفتار بعدی سیاستگذار بستگی دارد.
تأثیر بر صنایع غیرصادراتی و تورم مصرفکننده
سیاست عرضه ارز با نرخ آزاد در بازار توافقی، برای صنایع غیرصادراتی اثر معکوس دارد. شرکتهایی که واردکننده مواد اولیهاند — مانند خودروسازی، داروسازی یا لوازم خانگی — با رشد نرخ ارز، با افزایش بهای تمامشده و کاهش حاشیه سود مواجه میشوند.
در ادامه، این رشد هزینهها معمولاً به قیمت نهایی کالاهای مصرفی منتقل میشود و موج تورمی جدیدی را ایجاد میکند.
بنابراین، در حالیکه سهام شرکتهای صادراتمحور رشد میکنند، فشار هزینهای بر صنایع داخلی و مصرفکننده نهایی افزایش مییابد. این دوگانگی میتواند در ماههای آینده ساختار بازار سهام را به سمت قطبی شدن بیشتر هدایت کند: صنایع صادراتی در اوج، صنایع داخلی در رکود.
آزمون اعتماد به سیاستگذار
یکی از کلیدهای اصلی اثرگذاری این تصمیم، میزان اعتماد فعالان اقتصادی به استمرار سیاست ارزی جدید است. اگر بازار احساس کند این تصمیم مقطعی یا تاکتیکی است، اثر آن در قیمتها کوتاهمدت و هیجانی خواهد بود. اما اگر نشانههایی از ثبات و هماهنگی سیاستگذار دیده شود — مثلاً در نرخ تسعیر بودجه یا نحوه عرضه ارز شرکتهای دولتی — بازار میتواند آن را بهعنوان اصلاح ساختاری واقعی تلقی کند.
در آن صورت، ریسک سیاسی و پریمیوم نااطمینانی در ارزشگذاریها کاهش یافته و بازار از فاز تورمی به فاز رشد بنیادی حرکت خواهد کرد.
نگاه مالی رفتاری؛ از انتظارات تا عمل
از منظر مالی رفتاری، عرضه ارز در بازار توافقی با نرخ آزاد، نقش محرک روانی مهمی دارد. سرمایهگذاران در بازار ایران معمولاً تصمیمهای خود را نه صرفاً بر پایه دادههای واقعی، بلکه بر اساس برداشت ذهنی از سیاستها اتخاذ میکنند.
وقتی سیاستگذار — ولو ناخواسته — سیگنال میدهد که «واقعیت اقتصادی پذیرفته شده»، ذهن بازار به سمت تحققپذیری سایر آزادسازیها (مانند نرخ انرژی یا نرخ بهره) سوق پیدا میکند.
این چرخه انتظارات اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به رفتارهای گلهای و تشکیل حبابهای مقطعی منجر شود؛ اما در صورت اطلاعرسانی شفاف، به تعمیق بازار و افزایش کارایی قیمتها کمک خواهد کرد.
جمع بندی؛ فرصت یا دام سیاستی؟
در مجموع، سیاست عرضه ارز در بازار توافقی با نرخ نزدیک به آزاد، شمشیری دولبه است. اگر با ثبات، انضباط مالی و هماهنگی سیاستهای پولی همراه شود، میتواند به بهبود شفافیت، افزایش سودآوری واقعی شرکتها و تقویت سرمایهگذاری منجر شود.
اما اگر این تصمیم در خلأ سیاستی یا با هدف کوتاهمدت مهار بازار غیررسمی اتخاذ شود، صرفاً تورم انتظاری را تشدید کرده و بازار سرمایه را به سمت نوسانات هیجانی بیشتر خواهد برد.
به بیان دیگر، مسیر پیشرو میان «بازار آزاد واقعی» و «بازار آزاد انتظاری» است. اگر سیاستگذار بتواند از مسیر اول حرکت کند، اقتصاد و بورس هر دو برنده خواهند بود؛ اما اگر در مسیر دوم گرفتار شود، بازار سرمایه تنها نقش آینهای از تورم را بازی خواهد کرد، نه موتور رشد آن.
نویسنده: علی سلامت- گروه مشاوران مالی رهسا
منبع: ماهنامه شماره 112 بورس امروز_ آبان ماه





