اخبار ویژه

چرایی کاهش 97 درصدی ارزش ریال در مرداد ماه؟

به گزارش بورس امروز؛ بگذارید از ارزش پول ملی شروع کنیم، چیزی که نمی­توان آن را با حرف و شعار برای همیشه دستکاری کرد. ارزش پول ملی آینه تمام قد شرایط اقتصادی یک کشور است و از طریق روندهای آن به سادگی می­توان به اطلاعات زیادی در خصوص اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی یک جامعه دست یافت. اگر روند ارزش پولی را از سال 1390 تا به امروز مورد بررسی قرار دهیم متوجه یک گزاره بسیار مهم خواهیم شد و آن این است که در هیچ مقطعی مجموعه اقدامات منجر به تقویب ارزش پولی نشده و در بهترین حالت ثبات ارزش و یا کاهش اندک را شاهد بوده ایم.

باید خاطر نشان کرد وقتی میزان کاهش ارزش پول ملی در مرداد 1402 برابر با 97% و در سال 1401 برابر با 96% اینگونه تفسیر نمی­شود که کاهش ارزش ناچیز بوده است ! متوسط نرخ دلار آزاد در سال 1401 برابر با 35،000 تومان و در مرداد 1402 برابر با 49،000 تومان بوده است. لذا با وجود کاهش ارزش 28% در همین فاصله زمانی اما میزان کاهش ارزش پولی ملی در مرداد 1402 نسبت به سال پایه (سال 1390) تنها یک واحد رصد نسبت به همین شاخص در سال 1401 بیشتر بوده است. به عبارتی از یک سطح به بعد میزان کاهش­های بزرگ ارزش، تنها یک کاهش اندک در قیاس با سال پایه ایجاد می­کنند. حال چرا این بررسی مهم است؟

اهمیت نمودار بالا در این است که طی 10-11 سال گذشته حجم زیادی از اخبار مثبت سیاسی وجود داشته است که هیچ کدام تحولات اقتصادی خاصی ایجاد نکرده­اند و این ریشه در مسائل خاصی دارد. لذا خبر آزاد سازی منابع بلوکه شده ایران در حدی نیست که بتوان از آن نتیجه تحول سیاسی و یا اقتصادی را برداشت کرد. لذا اینگونه می­توان نتیجه گرفت که با همین سطح از حکمرانی اقتصادی همچنان باید نگران کاهش ارزش پولی بود و این بدان معنا است که موتور متغیرهای اسمی همچنان داغ باقی خواهد ماند. کشور در سال 1401 شاهد رکورد چاپ پول بوده است و در این سال، پایه پولی رشد 42% را داشته است. در چنین شرایطی بازار سرمایه که همیشه روند متغیرهای اسمی را با یک تأخیر زمانی در خود نشان داده است همچون گذشته رفتار خواهد کرد منتهی یک تفاوت اساسی شرایط حاظر با گذشته، نگاه دولت به بازارهای مولد است که تا به امروز نشان داده است حمایت از بازارهای مولد در حد یک حرف و شعار بوده است. عدم حمایت از صنایع مطیناً شرایط اقتصادی آتی را بسیار پیچیده و سخت کرده و نقطه شکست اقتصادی را تحریک می­کند. برای مثال عدم سرمایه­گذاری مناسب بر روی زیر ساخت­های اساسی همانند انرژی، باعث گردیده پیش بینی پذیری اقتصاد سختر از گذشته باشد و تولیدکنندگان هر سال با چالش­های جدی روبرو باشند که این موضوع بر انگیزه توسعه­ای آنها تأثیر به شدت منفی خواهد داشت و اگر اقتصاد را خوب درک کرده باشیم متوجه می شویم همه این موارد در نهایت اثر خود را در متغیرهای اقتصادی چون نرخ رشد اقتصادی، تورم، نرخ بیکاری، ارز و حتی شاخصه­های اجتماعی و فرهنگی نمایان خواهد کرد. لذا در این شرایط بی ثبات و چشم انداز بسیار مبهم، از بازار سرمایه، نمی­توان انتظار دقیقاً همان روندهای قبلی را داشت اما مطمیناً به این متغیرها واکنش نشان خواهد داد و بازده اسمی مثبت ایجاد می­کند.

 

حمید مرتضی کوشکی -معاون سرمایه گذاری گروه مالی مهرگان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا