نقشه پایداری: زنجیره فولاد ایران در آزمون نوسانات

به گزارش بورس امروز؛ صنعت فولاد ایران در بهار ۱۴۰۵ با یک آزمون بیسابقه روبهرو شد. در حالی که برخی قطبهای تولیدی در نقاط مختلف کشور دچار اختلال موقت شدند، سایر حلقههای این زنجیره با تداوم تولید و مدیریت هوشمندانه جریان مواد، مانع از شکستگی کامل زنجیره تأمین گردیدند. آنچه در این دوره رخ داد، نشاندهنده تابآوری یک شبکه صنعتی است که از معادن سنگان در شرق تا اسلبسازان جنوب و کارخانههای نورد در مرکز کشور گسترده شده است.
سنگان: بالادستی که متوقف نشد
در شمالشرق ایران، مجتمع صنایع معدنی فولاد سنگان خراسان که بر روی یکی از بزرگترین ذخایر سنگآهن کشور استوار است، در دوره مورد بررسی روند رو به رشد تولید و فروش خود را حفظ کرد. این شرکت که نقطه آغاز زنجیره ارزش فولاد بهشمار میرود، توانست با وجود فشارهای ناشی از شرایط خاص کشور، فعالیت تولیدی و اشتغال خود را تثبیت کند.
چالش اصلی سنگان در این دوره، تغییر الگوی خروجی مواد بود. با اختلال در تقاضای یکی از مشتریان اصلی سنتی، این شرکت مسیرهای جایگزینی را در پیش گرفت. بخشی از محصولات همچنان در مسیر همیشگی قرار گرفت، اما بخش مهمی از گندله تولیدی با همکاری شرکتهای مستقر در منطقه سیرجان به محصولات میانی تبدیل و راهی بازار مصرف شد. علاوه بر این، سنگان با تنوعبخشی به بازارهای فروش و عرضه محصول در بورس کالا، امکان دسترسی مشتریان جدیدی را در داخل و خارج از کشور فراهم کرد. کارخانه گندلهسازی این مجتمع که یکی از بزرگترین واحدهای شرق کشور است، همچنان به تولید پایدار خود ادامه داد.
سیرجان و هرمزگان: دو پل امن در جنوب
در جنوب و جنوبشرق کشور، دو قطب تولیدی همزمان نقش حیاتی واسطهگری در زنجیره فولاد را ایفا کردند. جهان فولاد سیرجان و مجموعههای وابسته به زنجیره گلگهر در کرمان، مسئولیت تبدیل مواد اولیه به محصولات میانی را بر عهده داشتند و در این دوره بدون آسیب مستقیم به فعالیت خود ادامه دادند. تولید آهن اسفنجی، شمش و میلگرد در این مجتمع در مسیر برنامه سالانه قرار داشت و تنها انحرافات جزئی گزارششده، ناشی از محدودیتهای عمومی انرژی در کشور بود.
در همین حال، فولاد هرمزگان در جنوب کشور و در امتداد سواحل خلیج فارس، بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اسلب کشور، خطوط تولید خود را فعال نگه داشت. آمارهای صنعتی حاکی از آن است که این شرکت در رتبه نخست تولید و فروش اسلب در کشور قرار دارد. در دورهای که برخی مسیرهای تأمین داخلی دچار اختلال شده بود، هرمزگان به یکی از منابع اصلی تأمین تختال مورد نیاز بزرگترین تولیدکننده ورق کشور تبدیل شد. فاصله جغرافیایی این مجتمع از سایر قطبهای صنعتی که در شرایط عادی بار لجستیکی اضافی ایجاد میکند، در این مقطع به مزیت تبدیل شد و مسیر تأمین مستقل و موازیای را در جنوب کشور فعال نگه داشت. حضور هرمزگان در کنار سیرجان، یک پشتیبان دوگانه برای حلقه میانی زنجیره فراهم آورد و امکان جریان مستمر مواد به سمت بخشهای پاییندست را تضمین کرد.
خوزستان: بازگشت تدریجی به مدار
فولاد خوزستان در جنوبغرب کشور، یکی از تولیدکنندگان اصلی محصولات نیمهتمام فولادی، در بهار ۱۴۰۵ دچار اختلال در فرآیند تولید شد. این رویداد منجر به توقف موقت برخی واحدها و کاهش ظرفیت عملیاتی در بخشهایی از مجتمع گردید.
با این حال، مدیریت این شرکت بلافاصله برنامه جامع بازسازی را تدوین و اجرایی کرد. نیروهای فنی و امدادی در محل حاضر شدند و اقدامات لازم برای ایمنسازی و مهار شرایط آغاز گردید. طی ماههای پس از حادثه، واحدهای تولیدی به تدریج و بر اساس اولویتبندی فنی به مدار بازگشتند و ظرفیت تولید مجدداً در حال احیا است. داراییهای این شرکت فاقد پوشش بیمهای متعارف بود و هزینههای بازسازی از محل منابع داخلی، تسهیلات بانکی و بازار سرمایه تأمین گردید.
مبارکه: تطبیق استراتژیک با شرایط جدید
فولاد مبارکه اصفهان، بهعنوان بزرگترین تولیدکننده ورق فولادی کشور، در همان بازه زمانی دچار آسیبهایی در بخشهای زیرساختی و تولیدی شد. این اختلال منجر به کاهش موقت ظرفیت در برخی خطوط تولیدی گردید و شرکت را با چالش تأمین مواد اولیه روبهرو ساخت.
راهبرد اصلی مبارکه در این دوره، تغییر الگوی تأمین و تکیه بر بازار داخلی بود. این شرکت بهجای اتکای صرف به تولید داخلی خود و زنجیره متصل، خرید مواد اولیه از جمله تختال را از بورس کالا و سایر تولیدکنندگان داخلی به شدت افزایش داد. در این میان، فولاد هرمزگان و فولاد سیرجان بهعنوان تأمینکنندگان عمده، نقش برجستهای در جبران کمبودهای ناشی از اختلال مسیرهای قبلی ایفا کردند. تأمینکنندگان کنسانتره، گندله و آهن اسفنجی نیز از طریق بورس کالا شناسایی و قراردادهای لازم منعقد شد. این رویکرد بازارمحور، امکان ادامه فعالیت خطوط نورد را فراهم کرد و با وجود کاهش حجم تولید در برخی بخشها، درآمد فروش داخلی شرکت همچنان روند مثبتی را حفظ کرد.
جغرافیا و بازار، دو ستون تابآوری
آنچه در پس از نوسانات بهار ۱۴۰۵ در زنجیره فولاد ایران مشاهده میشود، اهمیت پراکندگی جغرافیایی و وجود مکانیسمهای بازار در حفظ پایداری صنعت است. اختلال در دو قطب صنعتی در جنوبغرب و مرکز، نتوانست کل زنجیره را از کار بیندازد؛ زیرا حلقههای سالم در شرق، جنوبشرق و جنوب همچنان به تولید ادامه میدادند.
بورس کالا در این میان بهمثابه شبکه عصبی زنجیره عمل کرد و امکان تغییر مسیر جریان مواد از تولیدکنندگان سالم به مصرفکنندگان نیازمند را فراهم ساخت. سنگان تولید کرد، سیرجان و هرمزگان اسلب و شمش عرضه کردند، خوزستان در حال بازسازی است و مبارکه با خرید هوشمندانه از بازار، خطوط خود را فعال نگه داشت. این تجربه نشان میدهد که زنجیره فولاد ایران دیگر یک خط تولید خطی نیست، بلکه شبکهای چندقطبی است که با تکیه بر تنوع جغرافیایی و انعطاف بازار، قادر است در شرایط دشوار نیز به حیات خود ادامه دهد.





