اخبار ویژه

انقلابی که بازار سرمایه را بازتعریف خواهد کرد

به گزارش بورس امروز؛ گاهی بزرگ‌ترین ثروت یک کشور، نه در کمبود منابع، بلکه در ناتوانی آن در به‌کارگیری منابع موجود نهفته است. در بسیاری از اقتصادهای جهان، از جمله ایران، حجم عظیمی از دارایی‌ها وجود دارد که ارزشمند هستند اما عملاً در چرخه سرمایه قرار ندارند. زمین‌ها، معادن، هتل‌ها، انبارهای لجستیکی، پروژه‌های نیمه‌تمام، زیرساخت‌های انرژی و صدها میلیارد دلار دارایی دیگر وجود دارند که مالک دارند، ارزش دارند، اما نقدشوندگی ندارند و امکان مشارکت عمومی در آن‌ها محدود است.درواقع میان «داشتن دارایی» و «تبدیل دارایی به سرمایه» فاصله‌ای وجود دارد که اقتصاد مدرن سال‌هاست تلاش می‌کند آن را کاهش دهد.شاید بتوان گفت داستان توکنایزیشن دارایی‌های واقعی یا Real World Asset Tokenization، پیش از آنکه داستان بلاک‌چین باشد، داستان حل همین فاصله است.

از سهام تا توکن؛ تکامل مالکیت

اگر به تاریخ بازارهای مالی نگاه کنیم، بخش مهمی از پیشرفت اقتصاد جهانی در واقع تاریخ تکامل مفهوم مالکیت است. روزی تنها راه بهره‌برداری از یک دارایی، مالکیت مستقیم آن بود. بعدها شرکت‌های سهامی به وجود آمدند و امکان تقسیم مالکیت میان هزاران نفر فراهم شد. بورس‌ها شکل گرفتند و سرمایه‌گذاری عمومی به یکی از موتورهای رشد اقتصادی تبدیل شد. امروز اما فناوری در حال برداشتن گام بعدی است. توکنایزیشن به زبان ساده یعنی تبدیل حقوق مالکیت یک دارایی واقعی به واحدهای دیجیتالی قابل معامله. این دارایی می‌تواند یک معدن مس باشد، یک هتل، یک پروژه پتروشیمی، یک نیروگاه خورشیدی یا حتی درآمدهای آتی یک زیرساخت اقتصادی. در چنین مدلی، سرمایه‌گذاری دیگر محدود به گروه کوچکی از سرمایه‌گذاران بزرگ نخواهد بود. هر فرد می‌تواند متناسب با توان مالی خود در مالکیت یک دارایی واقعی مشارکت کند.

چرا جهان به سمت دارایی‌های توکنایزشده حرکت می‌کند؟

پاسخ را باید در سه مسئله قدیمی اقتصاد جست‌وجو کرد.

نخست، نقدشوندگی

نوشته های مشابه

بسیاری از دارایی‌های بزرگ اقتصادی ارزش بالایی دارند اما فروش یا انتقال مالکیت آن‌ها زمان‌بر و پرهزینه است. یک هتل یا یک معدن ممکن است ماه‌ها در انتظار خریدار بماند.

دوم، دسترسی

بخش بزرگی از فرصت‌های سرمایه‌گذاری تنها در اختیار سرمایه‌گذاران بزرگ قرار دارد. توکنایزیشن این مانع را از میان برمی‌دارد و امکان مشارکت خرد را فراهم می‌کند.

سوم، هزینه مبادله

یکی از مهم‌ترین مفاهیم اقتصاد مدرن، کاهش اصطکاک در انتقال ارزش است.همان‌طور که اینترنت هزینه انتقال اطلاعات را کاهش داد، فناوری بلاک‌چین در حال کاهش هزینه انتقال مالکیت و ارزش است.نتیجه این فرآیند، شکل‌گیری بازارهایی است که پیش از این اساساً امکان وجود نداشتند.

موضوع فقط فناوری نیست

یکی از اشتباهات رایج این است که توکنایزیشن را صرفاً یک فناوری جدید یا نسخه پیشرفته‌ای از رمزارزها بدانیم.در واقع بخش فنی ماجرا تنها بخش کوچکی از داستان است. پشت هر دارایی توکنایزشده باید ساختاری دقیق از حقوق مالکیت، ارزش‌گذاری، حسابرسی، افشای اطلاعات، حاکمیت شرکتی و نظارت وجود داشته باشد. اگر این زیرساخت‌ها وجود نداشته باشند، توکن چیزی بیش از یک کد دیجیتال نخواهد بود. به همین دلیل است که موفق‌ترین پروژه‌های جهان نه توسط فعالان حوزه رمزارز، بلکه توسط بزرگ‌ترین مؤسسات مالی دنیا در حال توسعه هستند.

تجربه جهانی چه می‌گوید؟

در سال‌های اخیر شاهد ورود جدی نهادهای مالی سنتی به حوزه دارایی‌های توکنایزشده بوده‌ایم. صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر اوراق خزانه، اوراق قرضه دیجیتال، پروژه‌های املاک توکنایزشده و صندوق‌های دارایی‌محور مبتنی بر بلاک‌چین، تنها بخشی از تحولاتی هستند که در مراکز مالی جهان در حال وقوع‌اند. امارات متحده عربی، سنگاپور، سوئیس و هنگ‌کنگ از جمله کشورهایی هستند که با تدوین چارچوب‌های حقوقی و نظارتی مشخص، خود را برای اقتصاد دارایی‌های دیجیتال آماده کرده‌اند. نکته مهم اینجاست که رقابت امروز دیگر بر سر فناوری نیست؛ رقابت بر سر جذب سرمایه جهانی است.

فرصت ایران

ایران از منظر دارایی‌های واقعی، یکی از غنی‌ترین کشورهای منطقه محسوب می‌شود معادن، زیرساخت‌های انرژی، دارایی‌های لجستیکی، املاک، پروژه‌های توسعه‌ای و ظرفیت‌های صنعتی کشور ارزشی چندین برابر بازار سرمایه فعلی دارند اما بخش مهمی از این دارایی‌ها همچنان خارج از چرخه تأمین مالی قرار دارند توکنایزیشن می‌تواند راهی برای فعال‌سازی بخشی از این سرمایه‌های خاموش باشد. این موضوع صرفاً به معنای ایجاد یک ابزار مالی جدید نیست؛ بلکه می‌تواند به ایجاد بازارهای جدید، افزایش مشارکت عمومی، جذب سرمایه، تسریع توسعه پروژه‌ها و افزایش بهره‌وری اقتصادی منجر شود.

چالش اصلی کجاست؟

برخلاف تصور رایج، چالش اصلی فناوری نیست. فناوری لازم امروز در جهان وجود دارد و حتی در داخل کشور نیز قابل توسعه است.مسئله اصلی اعتماد است. اعتماد به مالکیت، اعتماد به ارزش‌گذاری، اعتماد به چارچوب حقوقی و اعتماد به سازوکار نظارتی. اقتصاد دیجیتال پیش از آنکه به زیرساخت نرم‌افزاری نیاز داشته باشد، به زیرساخت نهادی نیاز دارد.هر کشوری که بتواند این اعتماد را ایجاد کند، سهم بیشتری از اقتصاد آینده خواهد داشت.

و در نهایت:

توکنایزیشن دارایی‌های واقعی را نباید صرفاً یک روند فناورانه یا یک موج زودگذر در صنعت مالی دانست. آنچه در حال وقوع است، بازتعریف رابطه میان دارایی، سرمایه و مشارکت اقتصادی است. همان‌گونه که شرکت‌های سهامی امکان مشارکت میلیون‌ها نفر در رشد بنگاه‌های اقتصادی را فراهم کردند، دارایی‌های توکنایزشده نیز می‌توانند امکان مشارکت میلیون‌ها نفر در مالکیت و توسعه دارایی‌های واقعی را فراهم کنند. شاید مهم‌ترین پرسش امروز این نباشد که آیا اقتصاد جهانی به سمت دارایی‌های توکنایزشده حرکت خواهد کرد یا خیر. پرسش اصلی این است که کدام کشورها، کدام بازارها و کدام نهادها زودتر از دیگران زیرساخت حضور در این اقتصاد جدید را خواهند ساخت.

امیر حسین بیطرفان كارشناس تحليل صورتهاي مالي و ارزشگذاری اوراق بهادار

منبع: شماره 119 نشریه بورس امروز_ خرداد ماه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا