ظرفیت رها شده؛ 20 میلیون تن فولاد خاموش

به گزارش بورس امروز؛ صنعت فولاد ایران با وجود برخورداری از زنجیره تکمیل تولید و ذخایر غنی سنگآهن، از ظرفیت نصبشده خود بهرهای نمیبرد. ظرفیت تولید بالغ بر ۵۰ میلیون تن است، لیکن بهرهبرداری واقعی تنها ۶۰ درصد این رقم را تشکیل میدهد و بالغ بر ۲۰ میلیون تن ظرفیت بلااستفاده باقی مانده است. تولید فولاد خام در سال ۱۴۰۳ با افت ۵.۷ درصدی نسبت به سال قبل به ۳۰.۲ میلیون تن رسید که فاصله معناداری با هدف ۵۵ میلیون تنی طرح جامع فولاد ایجاد کرده است. این فاصله صرفاً یک عدد نیست؛ بیانگر آن است که سرمایهگذاریهای انجامشده بازده مورد انتظار را تولید نکردهاند.
مهمترین عامل اختلال در تولید، نبود زیرساختهای انرژی است. صنعت فولاد ۱۱ درصد برق و ۵ درصد گاز مصرفی کشور را به خود اختصاص داده است. برای دستیابی به هدف ۵۵ میلیون تن فولاد خام، نیاز به حدود ۱۰ هزار مگاوات برق و ۲۲ میلیارد مترمکعب گاز مازاد وجود دارد. با این حال، در سال گذشته حدود ۴۰ درصد از ظرفیت تولید به دلیل محدودیتهای برق از مدار خارج گردید. قطعیهای مکرر منجر به توقف ۴ تا ۶ ماهه خطوط تولید شده و بهرهوری را به شدت کاهش داده است. این امر نشاندهنده عدم هماهنگی میان سیاستگذاری انرژی و سیاستگذاری صنعتی است. صنعتی که ۱۱ درصد برق کشور را مصرف میکند، نمیتواند بدون تأمین پایدار انرژی به رشد خود ادامه دهد.
در حوزه آب نیز وضعیت نامطلوب است. و برای تحقق هدف نهایی به بیش از ۳۷۰ میلیون مترمکعب آب نیاز دارد که تقریباً سه برابر مصرف فعلی است. طرحهای انتقال آب به دلیل هزینههای بالا، موانع زیستمحیطی و طولانی بودن فرآیند اجرایی، نتوانستهاند پاسخگوی نیاز ملی باشند. این مسئله توسعه صنایع فولادی در مناطق مرکزی را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
تأمین پایدار مواد اولیه بهویژه سنگآهن و گندله، یکی از دغدغههای اصلی صنعت فولاد است. با وجود ظرفیتهای معدنی قابل توجه، فرآیندهای طولانی اکتشاف، اخذ مجوزهای زیستمحیطی، مسائل مربوط به حقوق دولتی و محدودیتهای صادراتی مواد اولیه، منجر به کسری در زنجیره تأمین شده است. این امر قیمت تمامشده محصولات را افزایش داده و قدرت رقابتپذیری در بازارهای جهانی را تضعیف کرده است. از سوی دیگر، تحریمها و محدودیتهای بانکی، واردات ماشینآلات و قطعات یدکی پیشرفته و مواد افزودنی مورد نیاز را با دشواریهای فراوانی روبرو کرده است که تأثیر مستقیمی بر کیفیت و راندمان تولید دارد.
تنشهای منطقهای و حملات به زیرساختهای کشور در سال ۱۴۰۴، بازار فولاد را با نااطمینانی شدیدی مواجه ساخته است. جنگ خلیج فارس علاوه بر تأثیر مستقیم بر قیمت نفت و هزینه حمل، زنجیره تأمین جهانی را نیز مختل کرده است. آخرین قیمتهای فوب در بازار جهانی به شرح زیر است: ورق گرم بنادر چین ۴۷۰ تا ۴۸۰ دلار با پتانسیل صعود به بالای ۵۲۰ دلار، شمش بازارهای خاور دور ۴۵۰ تا ۴۶۰ دلار، شمش صادراتی CIS ۴۶۰ تا ۴۷۰ دلار، قراضه سیافآر بنادر ترکیه ۴۰۰ دلار و میلگرد صادراتی ترکیه ۵۹۰ تا ۶۰۰ دلار. با توجه به شرایط پیش آمده در خلیج فارس، پیشبینی آینده بازار با مشکل جدی روبرو است. افزایش قیمت نفت هم بر کرایه حمل و هم بر هزینه تولید اثر مستقیم دارد. در صورت عدم توانایی مصرفکنندگان در پذیرش قیمتهای جدید، تقاضا عقبنشینی خواهد کرد و رکود، نتیجه نهایی خواهد بود. جنگ خلیج فارس تنها بر بازار فولاد و نفت تأثیر نگذاشته، بلکه زنجیره تأمین جهانی کالاهای صنعتی و مواد اولیه را نیز تحت تأثیر قرار داده است. سیاستهای حمایتگرایانه رو به گسترش و محدودیت عرضه مواد اولیه، فعالان بازار را به سمت محتاطانه عمل کردن سوق داده و سطح فعالیتهای تجاری را کاهش داده است.
بازار داخلی فولاد نیز مانند سایر بازارها، متأثر از عرضه و تقاضاست. در بعد عرضه، از کار افتادن برخی کارخانههای فولادی، لطمه جدی به عرضه ورق وارد کرده و موجب افزایش شدید قیمت شده است. با این حال، افزایش قیمت با توجه به کششپذیری محدود تقاضا، دامنه مشخصی دارد و فراتر از آن، منجر به توقف تولید در صنایع پاییندستی و افزایش بیکاری خواهد شد. قیمت ورق سرد پس از بازگشایی بازار، تا دو برابر افزایش یافته است، اما پایداری این روند با توجه به محدودیت تقاضا، محل تردید است. در بعد تقاضا، بالا رفتن هزینه تولید بهویژه دستمزد، درخواستها را کاهش داده و تعطیلی واحدهای تولیدی بر اثر جنگ، بر تقاضا اثر منفی گذاشته است. آنچه فارغ از عرضه و تقاضا بر بازار اثرگذار است، متغیرهای پولی است. عرضه پول، نرخ بهره و قیمت ارز، فاکتورهای تعیینکننده آینده بازار هستند. خرابیهای فیزیکی قابل ترمیم است، اما حجم انبوه بدهیها و پول چاپشده، ساختار اقتصاد پس از جنگ را شکل خواهد داد.
بر اساس آخرین آمار انجمن جهانی فولاد (آوریل ۲۰۲۶)، ایران از فهرست ۱۰ تولیدکننده برتر جهان خارج شده و ویتنام با تولید ۸.۵ میلیون تن و رشد ۸.۴ درصدی، جایگاه دهم را کسب کرده است. تولید جهانی فولاد در چهارماهه نخست سال ۲۰۲۶ معادل ۶۱۳.۳ میلیون تن بوده که نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵، ۲ درصد کاهش داشته است. وضعیت تولید در ۱۰ کشور برتر به شرح زیر است: چین ۳۳۱.۱ میلیون تن با کاهش ۴.۱ درصد، هند ۵۸.۷ میلیون تن با رشد ۹.۴ درصد، آمریکا ۲۸.۱ میلیون تن با رشد ۶.۶ درصد، ژاپن ۲۶.۷ میلیون تن با کاهش ۱.۲ درصد، کره جنوبی ۲۱ میلیون تن با رشد ۲.۵ درصد، روسیه ۲۰.۶ میلیون تن با کاهش ۱۲ درصد، ترکیه ۱۳ میلیون تن با رشد ۶.۳ درصد، آلمان ۱۲.۵ میلیون تن با رشد ۹.۱ درصد، برزیل ۱۰.۸ میلیون تن با کاهش ۱.۶ درصد و ویتنام ۸.۵ میلیون تن با رشد ۸.۴ درصد. الگوی تولید جهانی حاکی از آن است که کشورهایی با بازار داخلی قوی (هند، آمریکا)، صادرات رقابتی (ترکیه، آلمان) یا ظرفیتهای جدید (ویتنام) در مسیر رشد قرار دارند. کاهش تولید چین و روسیه و خروج ایران از جمع ۱۰ تولیدکننده برتر، نشاندهنده تغییرات ساختاری در بازار جهانی است.
صنعت فولاد ایران با وجود دارا بودن زنجیره تکمیل تولید و ذخایر غنی مواد اولیه، در تقاطع چالشهای زیرساختی، بینالمللی و ژئوپلیتیک قرار دارد. فقدان زیرساختهای انرژی و آب، مانع اصلی بهرهبرداری از ظرفیتهای نصبشده است و صنعت فولاد را به یک صنعت زیرظرفیت تبدیل کرده است. برای خروج از این وضعیت و بازگشت به مسیر رشد، تأمین فوری زیرساختهای انرژی (برق و گاز) به عنوان اولویت اول، مدیریت بهینه منابع آب و تسریع در اجرای طرحهای انتقال آب، تسهیل فرآیندهای اکتشاف و اخذ مجوزهای معدنی، مدیریت بهتر منابع موجود در شرایط تحریم و تدوین استراتژی صادراتی مبتنی بر تولید پایدار و کیفیت قابل رقابت، ضروری است. بدون تأمین پایدار انرژی، هیچیک از برنامههای تولیدی و صادراتی قابلیت اجرایی نخواهد داشت.
احمد خوروش – مدیر عامل شرکت فولاد سپید فراب کویر
منبع: شماره ۱۲۰ نشریه بورس امروز_تیر ماه





