ایران: حملات نظامی دلیل اصلی شکاف نظارتی آژانس اتمی است

به گزارش بورس امروز؛ در حالی که نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین آغاز به کار کرده، پرونده هستهای ایران بار دیگر در کانون توجه اعضا قرار گرفته است. گزارش تازه مدیرکل آژانس، رافائل گروسی، با تأکید بر «فقدان دسترسی»، «از دست رفتن پیوستگی دانش» و «ناتوانی در راستیآزمایی»، نگرانیهایی را درباره توان نظارتی آژانس بر برنامه هستهای ایران مطرح کرده است.
مقامات ایرانی این گزارش را بازتابدهنده تناقضی در رویکرد آژانس طی یک سال گذشته دانسته و معتقدند که شکاف نظارتی کنونی، نتیجه مستقیم حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای ایران و سکوت آژانس در قبال این حملات است. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اسماعیل بقائی، در نشست خبری اخیر خود تأکید کرد که اگر آژانس نگران از دست رفتن پیوستگی دانش است، باید عاملان ایجاد این وضعیت را مورد بازخواست قرار دهد. وی افزود که ایران برای هر پیشامدی آماده است، اما مسئولان نهادهای بینالمللی باید در اعلام مواضع و انجام وظایف خود مسئولانه عمل کنند.
تهران معتقد است که نادیده گرفتن حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز یک کشور عضو معاهده عدم اشاعه و سپس طرح پیامدهای ناشی از آن به عنوان نشانهای از عدم شفافیت، رویکردی نادرست است. مقامات ایرانی این انتقاد را زمانی پررنگتر میدانند که عملکرد آژانس در قبال موارد مشابه در دیگر نقاط جهان مورد مقایسه قرار میگیرد و معتقدند واکنش مدیرکل آژانس به حملات علیه تأسیسات هستهای ایران، با استانداردهای معمول این نهاد همخوانی نداشته و شائبه سیاسی شدن رویکرد آژانس را تقویت کرده است.
مرور تحولات یک سال گذشته نشان میدهد که پرونده هستهای ایران وارد چرخهای از کاهش همکاریهای فنی و افزایش بیاعتمادی متقابل شده است. گزارش سال گذشته مدیرکل آژانس، ضمن اذعان به نبود شواهدی دال بر حرکت ایران به سمت تولید سلاح هستهای، بر موضوع مکانهای اعلامنشده تمرکز داشت. این فضای سیاسی و رسانهای، به بسترسازی برای افزایش فشارهای بینالمللی علیه ایران کمک کرد که در نهایت در ۲۳ خرداد سال گذشته با حملات نظامی به تأسیسات هستهای کشورمان وارد مرحلهای جدید شد. اکنون آژانس از محدود شدن توان راستیآزمایی سخن میگوید، در حالی که بخش مهمی از زیرساختهای نظارتی پیشین در نتیجه همان تحولات از بین رفته است.
نکته قابل توجه در گزارش اخیر گروسی این است که آژانس ادعایی درباره انحراف برنامه هستهای ایران به سمت اهداف نظامی مطرح نکرده، بلکه صرفاً بر ناتوانی خود در تأیید کامل وضعیت کنونی برخی فعالیتها به دلیل فقدان دسترسیهای لازم تأکید کرده است. این تفاوت میان «اثبات انحراف» و «ناتوانی در راستیآزمایی» از منظر حقوقی و فنی اهمیت بالایی دارد و نشان میدهد گزارش اخیر بیشتر بازتابدهنده محدودیتهای فعلی آژانس در انجام مأموریت نظارتی خود است.
در این میان، برخی کشورهای غربی بار دیگر از احتمال تصویب قطعنامه علیه ایران سخن گفتهاند. اما تجربه سالهای گذشته نشان داده که صدور قطعنامه به تنهایی نه دسترسی آژانس را افزایش میدهد و نه شکافهای موجود را ترمیم میکند. بازسازی سازوکارهای نظارتی نیازمند دو پیششرط اساسی است: اراده سیاسی برای بازگرداندن اعتماد میان ایران و آژانس و فراهم شدن شرایط فنی و امنیتی لازم برای ازسرگیری روند بازرسیها. تا زمانی که تهران احساس کند حقوق هستهای و امنیت تأسیساتش مورد حمایت نهادهای بینالمللی قرار نمیگیرد، بازگشت به سطح پیشین همکاریها با دشواریهای جدی مواجه خواهد بود. در چنین شرایطی، مهمترین پرسش پیش روی شورای حکام، نه نحوه وادار کردن ایران به همکاری بیشتر، بلکه چگونگی احیای اعتماد از دسترفته است. تجربه یک سال گذشته نشان داده که فشار سیاسی و اقدام نظامی نه تنها به شفافیت بیشتر منجر نشده، بلکه بزرگترین شکاف نظارتی تاریخ روابط ایران و آژانس را رقم زده است؛ شکافی که پر کردن آن بیش از هر چیز به رویکردی متوازن، فنی و فارغ از ملاحظات سیاسی نیاز دارد.
منبع: خبرگزاری مهر





