اخبار ویژه

دکترین رگولاتوری دیجیتال؛ صنعت لیزینگ در آستانه انفجار مالی و ظهور «بانکداری سایه»

به گزارش بورس امروز؛ در شرایطی که مختصات اقتصادی ایران با چالش‌های سنگینی همچون کمبود شدید نقدینگی مولد، سقوط آزاد قدرت خرید خانوارها و انسداد کانال‌های کلاسیک و سنتی تأمین مالی دست‌وپنجه نرم می‌کند، صنعت لیزینگ به عنوان آخرین سنگر و دژ دفاعی تأمین مالی خرد و متوسط (SME Financing) در حال ورود به یک نقطه عطف تاریخی است. این صنعت از یک سو می‌تواند موتور نجات اقتصاد مصرفی کشور باشد و از سوی دیگر، در صورت خواب زمستانی و بی‌توجهی سیاست‌گذار، به بزرگ‌ترین بحران رگولاتوری بازار پول و سرمایه بدل خواهد شد.

۱. پارادایم شیفت صنعت لیزینگ؛ عبور از «قسط‌فروشی خودرو» به عصر «دارایی‌های نامشهود»

واقعیت عریان این است که ما دیگر درباره یک صنعت سنتی، حجره‌ای و فیزیکی فروش اقساطی صحبت نمی‌کنیم. آنچه امروز در ابعاد بین‌المللی تحت عنوان صنعت لیزینگ (Leasing\ Industry) شناخته می‌شود، عملاً بخش جدایی‌ناپذیر و پیشران اکوسیستم فین‌تک (FinTech)، اعتبارسنجی هوشمند و تأمین مالی دیجیتال است. متأسفانه هنوز بخشی از بدنه سیاست‌گذار ایرانی، لیزینگ را صرفاً معادل فرمول سنتی فروش خودروی قسطی می‌بیند؛ در حالی که جهان مدت‌هاست از این لایه ابتدایی عبور کرده است. امروز صنعت لیزینگ در اقتصادهای پیشرفته وارد فضاهای نوین و شگفت‌انگیزی شده است که عبارتند از:

 لیزینگ داده و زیرساخت‌های دیجیتال

 لیزینگ ابرتجهیزات و پردازشگرهای هوش مصنوعی (AI)

 لیزینگ پلتفرم‌های انرژی‌های تجدیدپذیر و پاک

 لیزینگ تخصصی سلامت و تجهیزات پیشرفته پزشکی

 لیزینگ‌های اشتراک‌محور (SubscriptionBased)

 و حتی لیزینگ دارایی‌های نامشهود و فکری

اما در ایران، متأسفانه کماکان برای بخشی از نهادهای تصمیم‌گیر و سنتی، اصل موضوع “مشروعیت مدل کسب‌وکار” و ماهیت فقهی و حقوقی آن محل بحث و چالش است؛ این یعنی ما از قطار تحولات جهانی چند گام عقب هستیم. نکته مأموریتی و استراتژیک این است که اقتصاد ایران به دلیل کاهش شدید قدرت خرید، نرخ تورم مزمن و ناتوانی و قفل‌شدگی شبکه بانکی در تأمین مالی خرد، عملاً و به طور خودکار به سمت یک اقتصاد مبتنی بر اعتبار (CreditBased\ Economy) حرکت می‌کند؛ خواه رگولاتور برای این پدیده آماده باشد و خواه چشمان خود را ببندد.

اگر سیاست‌گذار این تغییر پارادایم بزرگ را درک نکند، بازار غیرمتشکل، خاکستری و غیررسمی اعتبار به‌شدت بزرگ و فربه خواهد شد. یعنی همان اتفاق خطرناکی که در برخی کشورها تحت عنوان «بانکداری سایه» (Shadow\Banking)  رخ داد، می‌تواند در ایران با مدل‌های غیررسمی BNPL (الان بخر، بعداً پرداخت کن)، اعتباردهی پلتفرمی بدون مجوز و تأمین مالی خاکستری تکرار شود. صنعت لیزینگ اگر درست، هوشمند و آینده‌نگرانه تنظیم‌گری شود، می‌تواند مانع شکل‌گیری بحران مالی و خطر نکول در آینده شود؛ اما اگر با ابزارهای سنتی سرکوب شود، این بحران و عطش مالی را به زیرزمین اقتصاد منتقل خواهد کرد.

 ۲. جنگ اقتصاد دیجیتال با مقررات کلاسیک؛ بمبِ ساعتی نکول در پلتفرم‌های زیرزمینی

ما امروز دقیقاً با یک گسست و شکاف عمیق و جدی میان “سرعت نوآوری مالی” و “مکانیک تنظیم‌گری سنتی” روبه‌رو هستیم. سرعت خلق مدل‌های جدید اعتباردهی در بستر اقتصاد دیجیتال، چندین برابر سرعت فرآیندهای قانون‌گذاری و بوروکراسی مجالس و شوراها شده است. امروز پلتفرم‌هایی در سطح کشور به صورت چراغ‌خاموش فعال‌اند که عملاً عملیات شبه‌لیزینگ و توزیع اعتبار انجام می‌دهند، اما تحت هیچ‌کدام از الزامات قانونی کفایت سرمایه، ذخیره‌گیری ریسک، نظارت دقیق اعتباری یا استانداردهای سخت‌گیرانه افشای اطلاعات قرار ندارند.

این وضعیت به شدت ناامن و خطرناک است. وقتی یک شرکت یا پلتفرم بدون داشتن ساختار حرفه‌ای و علمی مدیریت ریسک، شروع به توزیع و پاشش اعتبار گسترده در جامعه می‌کند، در ظاهر ممکن است رشد بازار و رونق فروش رخ دهد، اما در لایه‌های پنهان و ترازنامه‌ای این شرکت‌ها، بمب ساعتی و هولناک “نکول” (Default) در حال شکل‌گیری است.

در دنیا پس از تجربه تلخ بحران مالی ۲۰۰۸، مفاهیم پیشرفته‌ای مثل فناوری تنظیم‌گری (RegTech) و فناوری نظارتی (SupTech) خلق شدند؛ یعنی به‌کارگیری خود فناوری در خدمت تنظیم‌گری و نظارت آنلاین. اما ما در ایران هنوز درگیر مدل‌های کلاسیک، کاغذی و مجوزمحور هستیم. باید با شجاعت بپذیریم که آینده صنعت لیزینگ، آینده‌ای “داده‌محور” (DataDriven) است، نه “وثیقه‌محور” (CollateralBased).

در جهان امروز، اعتبار و رتبه اعتباری افراد را از روی رفتار مالی، الگوی مصرف روزانه، تراکنش‌های دیجیتال، ثبات شغلی، شفافیت رفتار مالیاتی و حتی رفتار شبکه اجتماعی آن‌ها تحلیل و استخراج می‌کنند؛ اما در ایران هنوز بعضاً چک، سفته و ضامن کسر از حقوق، محور اصلی تصمیم‌گیری اعتباری است! این یعنی هزینه تأمین مالی بالا می‌رود، دسترسی توده مردم به منابع محدود می‌شود و در نهایت، کل اقتصاد از رشد اعتبار مولد محروم می‌ماند. به طور خلاصه، ما در آستانه یک جنگ بزرگ میان “اقتصاد دیجیتال” و “مقررات سنتی” هستیم و صنعت لیزینگ دقیقاً در مرکز این میدان نبرد قرار گرفته است.

 ۳. انحصارطلبی ترازنامه‌ای؛ بانک‌ها مکمل لیزینگ هستند یا رقیب سرکوب‌گر؟

در تمام بازارهای مالی دنیا، میان بانک‌ها و نهادهای تأمین مالی غیربانکی (NBFI) نوعی رقابت طبیعی و ارگانیک وجود دارد. اما در فضای اقتصادی ایران، این رقابت گاهی به دلیل ساختارهای انحصاری و مالکیت‌های شبه‌دولتی، پیچیده‌تر و زهرآگین‌تر می‌شود. صنعت لیزینگ اگر به‌درستی توسعه پیدا کند و بال‌وپر بگیرد، بخشی از انحصار سنتی و تاریخی تأمین مالی را می‌شکند و این موضوع طبیعتاً برای برخی بازیگران بزرگ سنتی خوشایند و مطلوب نیست. لیزینگ به‌خصوص در حوزه تأمین مالی بنگاه‌های کوچک و متوسط (SME Financing)، می‌تواند بسیار چابک‌تر، سریع‌تر و منعطف‌تر از یک بانک عمل کند؛ چرا که بانک‌ها عمدتاً درگیر بوروکراسی سنگین، ناترازی‌های شدید، محدودیت‌های ترازنامه‌ای بانک مرکزی و الزامات پیچیده نظارتی هستند. اما در نقطه مقابل، یک شرکت لیزینگ پویا می‌تواند:

با سرعت بسیار بالاتری فرآیند اعتبارسنجی را طی کند. به شکل تخصصی‌تر و کارشناسی‌تر دارایی موضوع قرارداد را ارزیابی کند. و هدفمندتر و بدون انحراف منابع، تأمین مالی واقعی انجام دهد.

در اقتصادهای توسعه‌یافته، سهم شیر و بخش بزرگی از تأمین مالی تجهیزات سنگین صنعتی, ماشین‌آلات خطوط تولید، فناوری‌های های‌تک و ناوگان حمل‌ونقل توسط صنعت لیزینگ پوشش داده می‌شود، نه سیستم بانکی. اما در ایران متأسفانه هنوز نگاه غالب حاکمیت این است که لیزینگ باید به عنوان یک فرزند خوانده و زیر سایه بانک باقی بماند. بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک سیاست‌گذار این است که لیزینگ را رقیب و تهدید بانک ببیند؛ در حالی که لیزینگ مکمل نظام بانکی است. اقتصادی که فقط و فقط بر پایه وام بانکی تکیه کند، دچار انسداد مالی و خفگی نقدینگی می‌شود. تنوع ابزارهای تأمین مالی یک ضرورت حیاتی برای پایداری است، نه یک انتخاب فانتزی.

 ۴. عصر سقوط مالکیت دائم؛ لزوم تحول در نظام قضایی برای پذیرش امضای دیجیتال

اگر بخواهیم وضعیت آمادگی حقوقی و ساختار قضایی کشور برای هضم لیزینگ آنلاین را بسنجیم، باید واقع‌بین باشیم؛ هنوز آمادگی کامل وجود ندارد. ما از نظر قوانین حقوق تجارت الکترونیک، اسناد الکترونیکی و امضای دیجیتال ظرفیت‌های قانونی و مکتوب خوبی روی کاغذ داریم، اما مشکل اصلی و گلوگاه ما در “پذیرش عملیاتی” و “هماهنگی نهادی” است. بسیاری از اختلافات و چالش‌های حقوقی زمانی سرباز می‌کنند که یک قرارداد تمام‌دیجیتال باید در فرآیند قضایی دادگاه‌ها یا دوایر اجرایی مورد استناد و صدور اجراییه قرار گیرد؛ آنجا متأسفانه هنوز نگاه سنتی، کاغذی و فیزیکی بر سیستم حاکم است.

این در حالی است که آینده صنعت لیزینگ اساساً بدون فرآیند دیجیتالی‌شدن (Digitalization) غیرممکن است. مدل سنتی مراجعه حضوری، کپی مدارک، تشکیل پرونده‌های قطور فیزیکی و فرآیندهای زمان‌بر دیگر با شتاب اقتصاد امروز سازگار نیست. نسل جدید مشتریان و بومیان دیجیتال ارکان جدیدی را مطالبه می‌کنند:

 می‌خواهند اعتبار را به صورت کاملاً آنلاین و در لحظه دریافت کنند.

 قرارداد را با امضای دیجیتال محکم کنند.

 اقساط را از طریق کیف پول‌های هوشمند مدیریت کنند.

 و حتی دارایی را به‌صورت مدل‌های اشتراکی (SubscriptionBased) مصرف کنند.

ما رسماً وارد عصر پارادایم “Ownership to Access” شده‌ایم؛ یعنی ترجیح «دسترسی هوشمند به دارایی» بر «مالکیت دائمی و سنتی آن». مردم دیگر به دنبال تملک همیشگی اشیا نیستند، بلکه می‌خواهند از خدمات آن دارایی استفاده کنند. این تغییر بسیار عمیق است و اثرات حقوقی و فلسفی بزرگی خواهد داشت. طی پنج سال آینده، بزرگ‌ترین گسل و تحول حقوقی صنعت لیزینگ در ایران مربوط به حوزه‌های زیر خواهد بود:

الف- مالکیت دیجیتال و توکنایزیشن (Tokenization) دارایی‌ها

ب- قراردادهای هوشمند (Smart Contracts) بر بستر بلاک‌چین

ج- و فرآیندهای اجرای خودکار تعهدات بدون نیاز به دادگاه

اگر رگولاتور خود را برای این تحولات مواج آماده نکند، بخش بزرگی از بازار به سمت قراردادهای خاکستری و خارج از چارچوب رسمی و نظارتی حرکت خواهد کرد که این یعنی افزایش پرونده‌های قضایی.

 ۵. لیزینگ بدون دارایی؛ وقتی قدرت در «داده» است نه در ساختمان و شعبه

مفهوم “لیزینگ بدون دارایی فیزیکی” دقیقاً همان مغز افزار و نقطه‌ای است که بسیاری از مدیران سنتی هنوز آن را درک نکرده‌اند. مدل سنتی لیزینگ همواره مبتنی بر یک دارایی فیزیکی، ملموس و قابل توقیف بود؛ چیزهایی مثل خودرو، ماشین‌آلات، تجهیزات کارخانه‌ای و امثال آن. اما اقتصاد جدید، اقتصاد دارایی‌های نامشهود (Intangible Assets) است. امروز ارزشمندترین شرکت‌های جهان الزاماً کارخانه‌دار و صاحب سوله نیستند؛ بلکه مالک داده، نرم‌افزار، الگوریتم، پلتفرم و زیرساخت دیجیتال‌اند. در چنین فضایی، لیزینگ هم تغییر ماهیت و هویت می‌دهد.

شما اکنون در دنیا با مدل‌های موفقی مواجه هستید که نرم‌افزارهای گران‌قیمت سازمانی، ظرفیت پردازش ابری (Cloud Computing)، زیرساخت‌ها و کدهای هوش مصنوعی و یا حتی اشتراک خدمات حرفه‌ای را در قالب قراردادهای لیزینگ ارائه می‌دهند.

این تحول برای کشور ما فوق‌العاده حیاتی و استراتژیک است چون اقتصاد ایران هم ناگزیر و برای بقا، باید به سمت دیجیتالی‌شدن حرکت کند. اگر مقررات ما چشمان خود را ببندد و فقط دارایی فیزیکی و آهن‌وآلات را به رسمیت بشناسد، عملاً بخش بزرگی از اقتصاد آینده را به بازارهای زیرزمینی واگذار کرده‌ایم. طی دهه آینده شرکت‌های لیزینگ موفق، الزاماً آن‌هایی نیستند که سرمایه ثبتی کلان‌تر یا بیشترین شعبه فیزیکی را در کشور دارند؛ بلکه آن‌هایی هستند که به بزرگ‌ترین بانک داده، قوی‌ترین موتور اعتبارسنجی الگوریتمی و پیشرفته‌ترین سیستم‌های تحلیل ریسک مجهزند. قدرت آینده در “داده” است نه در ساختمان، شعبه و آهن.

۶. شمارش معکوس برای حاکمیت اقتصادی؛ هشدار نهایی به سیاست‌گذاران

هشدار نهایی من به فرماندهان مالی و اقتصادی کشور روشن و قاطع است: اقتصاد ایران دیگر با ابزارها، بخشنامه‌ها و تفکرات مالی دهه‌های گذشته قابل اداره و کنترل نیست. ما وارد عصری شده‌ایم که در آن تأمین مالی سنتی بانکی کاملاً ناکارآمد و منجمد شده، رفتار و سبک زندگی مصرف‌کننده دچار دگرگونی گشته، فناوری‌های نوین ساختار بازار پول را از ریشه تغییر داده‌اند و مرزهای سنتی میان بانک، فین‌تک و صنعت لیزینگ در حال ذوب شدن است. اگر سیاست‌گذار همچنان بخواهم با نگاه محدود، محافظه‌کار، ترسو و صرفاً با رویکرد پلیسی و کنترلی با صنعت لیزینگ برخورد کند، نتیجه عینی آن رشد سرسام‌آور بازارهای غیررسمی، نزول‌خواری‌های مدرن پلتفرمی و بی‌انضباطی شدید مالی خواهد بود. در این ماراتن، اقتصادهایی موفق و برنده خواهند بود که بتوانند اعتبار را هوشمند توزیع کنند، ریسک را داده‌محور مدیریت کنند و نوآوری مالی را به رسمیت بشناسند.

صنعت لیزینگ در صورت رهایی از زنجیر مقررات سنتی، می‌تواند پیشران رشد اقتصادی، تحریک تقاضای سرکوب‌شده، نوسازی صنایع فرسوده و حتی کنترل رکود باشد؛ اما فقط در صورتی که تنظیم‌گری آن مبتنی بر افق‌های آینده باشد نه نوستالژی‌های گذشته. دهه آینده، دهه “بازتعریف نظام قدرت مالی” در ایران است و لیزینگ در قلب این تحول قرار دارد. سوال واقعی پیش روی حاکمیت اقتصادی کشور این نیست که “آیا لیزینگ رشد می‌کند یا نه؟” سوال واقعی و ترسناک این است: آیا حاکمیت می‌خواهد این رشد شتابان را هوشمندانه مدیریت کند یا صرفاً نظاره‌گر شکل‌گیری یک بازار عظیم، خاکستری و کاملاً خارج از کنترل خواهد بود؟

نویسنده:  مسعود حاجیلو، عضو کمیسیون تنظیم‌گری، حقوقی و مقررات انجمن ملی لیزینگ ایران

منبع: شماره 120 نشریه بورس امروز_ تیرماه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا