هزینه سنگین جنگ علیه ایران برای اقتصاد انرژی آمریکا

به گزارش بورس امروز؛ تازهترین برآوردهای دانشگاه براون نشان میدهد جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران هزینههای سنگینی را در حوزه انرژی بر اقتصاد آمریکا تحمیل کرده است. بر اساس دادههای منتشرشده از سوی «مدرسه امور عمومی و بینالملل واتسون» در این دانشگاه، هزینههای اضافی ناشی از این درگیری در بخش انرژی تاکنون از ۳۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار فراتر رفته است.
این رقم از طریق سامانهای با عنوان «شمارشگر رصد هزینههای انرژی جنگ علیه ایران» محاسبه میشود؛ سامانهای که برای پایش لحظهای پیامدهای اقتصادی این درگیری طراحی شده است. طبق این برآوردها، از ۲۸ فوریه (نهم اسفند) تاکنون افزایش هزینههای انرژی در آمریکا روندی قابلتوجه داشته است.
در کنار این هزینهها، بررسیها نشان میدهد که تنها در بخش نظامی نیز آمریکا روزانه حدود یک میلیارد دلار هزینه کرده است. کارشناسان نظامی معتقدند در صورت آغاز دوباره عملیات نظامی علیه ایران، این درگیری میتواند به یکی از پرهزینهترین جنگهای معاصر برای واشنگتن تبدیل شود؛ چرا که گستردگی جغرافیایی ایران، توان موشکی، عمق راهبردی منطقهای و اهمیت مسیرهای انتقال انرژی، هرگونه درگیری را به بحرانی گسترده و فرسایشی تبدیل میکند.
بخش مهمی از هزینههای جنگ نیز به استقرار تجهیزات و نیروهای نظامی در منطقه مربوط میشود. ناوهای هواپیمابر، جنگندهها، سامانههای پدافندی، پهپادها و هزاران نیروی نظامی در منطقه مستقر شدهاند و نگهداری و عملیات روزانه هر ناو هواپیمابر بهتنهایی دهها میلیون دلار هزینه دارد. علاوه بر این، استفاده مداوم از موشکهای دوربرد، بمبهای هدایتشونده، عملیات سوخترسانی هوایی و فعالیتهای اطلاعاتی، هزینههای عملیاتی را به شکل قابلتوجهی افزایش میدهد؛ بهطوری که حتی چند هفته درگیری میتواند دهها میلیارد دلار بار مالی جدید ایجاد کند.
از سوی دیگر، پیامدهای این درگیری تنها به هزینههای نظامی محدود نمیشود و بازار جهانی انرژی نیز بهشدت تحت تأثیر قرار میگیرد. ناامنی در خلیج فارس و تنگه هرمز میتواند باعث افزایش شدید قیمت نفت و گاز شود؛ مسئلهای که نهتنها اقتصاد آمریکا بلکه اقتصاد بسیاری از کشورهای جهان را با فشارهای تازه مواجه میکند. افزایش بهای انرژی معمولاً با رشد تورم، بالا رفتن هزینه حملونقل، افزایش قیمت کالاهای اساسی و تشدید فشار معیشتی همراه است و همین موضوع میتواند تبعات سیاسی گستردهای برای دولتها داشته باشد.
در همین حال، اقتصاد آمریکا در سالهای اخیر با بدهی بالای دولت فدرال، کسری بودجه مزمن و فشارهای تورمی روبهرو بوده است و ورود به یک جنگ گسترده دیگر در غرب آسیا میتواند میلیاردها دلار هزینه اضافی به بودجه این کشور تحمیل کند. تجربه جنگهای عراق و افغانستان نیز نشان داده است که هزینههای واقعی جنگها تنها به عملیات نظامی محدود نمیشود و پیامدهای مالی آن، از درمان نیروهای نظامی گرفته تا بازسازی تجهیزات و تبعات اقتصادی بیثباتی، سالها ادامه پیدا میکند.
همزمان با افزایش تنشها، بازارهای مالی جهان نیز واکنش نشان دادهاند. کاهش شاخصهای بورسی، افزایش قیمت طلا، حرکت سرمایهها به سمت داراییهای امن و نوسانات ارزی از جمله واکنشهای معمول بازارها در شرایط بحرانهای ژئوپولیتیکی است؛ روندی که میتواند به کاهش سرمایهگذاری و رکود اقتصادی در بخشهای مختلف منجر شود.
در چنین شرایطی بسیاری از تحلیلگران معتقدند حتی در صورت وقوع درگیری، هزینههای اقتصادی و امنیتی آن به اندازهای گسترده خواهد بود که هیچیک از طرفها پیروز واقعی اقتصادی جنگ نخواهند بود. از این منظر، هرگونه تشدید تنش نظامی علیه ایران میتواند علاوه بر پیامدهای امنیتی، شوک بزرگی به بازار جهانی انرژی و ثبات اقتصاد بینالملل وارد کند.





