تامین مالی از طریق بازار سرمایه عمدتا به دو روش صورت می گیرد؛ انتشار اوراق مالکانه (سرمایه‌ای) و انتشار اوراق بدهی.مهمترین علت عدم جذابیت مشارکت در افزایش سرمایه این است که نرخ سود بانکی بعنوان فرصت سرمایه گذاری جایگزین، در کشور ما بالا بوده و سرمایه گذاران بابت سرمایه گذاری در این اوراق مالکانه سود ثابتی دریافت نمی کنند ولی در مقابل آن امکان دریافت سود ثابت و بدون ریسک بابت سپرده گذاری در بانک وجود دارد.

حسن قاسمی مدیرعامل کارگزاری آینده نگر خوارزمی در گفتگو با خبرنگار بورس امروز عنوان کرد: تامین مالی به روش انتشار اوراق مالکانه در بازار سرمایه کشور ما قدمت بیشتری داشته است. مهمترین نوع تامین مالی از این روش، افزایش سرمایه شرکت ها است؛ ولی این روش تامین مالی از طرق دیگری از جمله صندوق های پروژه و صندوق های زمین و ساختمان هم صورت گرفته که البته تجربه چندان موفقی نبوده است.

وی افزود: در چند سال اخیر با تعریف ابزارهای جدیدی همچون اوراق مشارکت، سلف موازی، صکوک و… تامین مالی از طریق انتشار اوراق بدهی نیز مورد اقبال واقع شده و بسیاری از شرکتهای بورسی و حتی غیر بورسی از این روش تامین مالی کرده اند . روش انتشار اوراق مالکانه یا سرمایه ای معمولا برای ناشر هزینه مالی مستقیم به همراه ندارد بنابراین افرادی که با سرمایه گذاری از طریق ابزارهای مالکانه در تامین مالی پروژه‌ها و خصوصاً افزایش سرمایه شرکتها مشارکت می نمایند، سود ثابتی دریافت نمی‌کنند و فقط می توانند از محل سود تقسیمی شرکت یا منافع ناشی از اجرای پروژه پس از راه‌اندازی و اتمام ساخت، منتفع شوند. همچنین در این روش تامین مالی معمولا بازپرداخت اصل سرمایه نیز توسط ناشر انجام نمی شود بنابراین تامین مالی از این طریق برای ناشر بسیار جذاب است.

مدیر عامل کارگزاری آینده نگر خوارزمی خاطرنشان کرد: اگر از منابع مالی دریافت شده به این روش، استفاده مناسبی نشود، قیمت بازار ابزار مالی بکارگرفته شده افت کرده و علاوه بر متضرر شدن سرمایه گذار، ناشر نیز برای تامین مالی در دفعات بعد دچار مشکل خواهد شد. اما تامین مالی از روش انتشار اوراق بدهی، هزینه مالی برای ناشر به همراه دارد و ناشر می بایست در طول دوره انتشار یا عمر اوراق مبلغی را به عنوان بهره در مقاطع زمانی مشخصی که عموماً سه ماهه هست، به سرمایه گذاران بپردازد. اگرچه انجام افزایش سرمایه و تامین مالی از این روش، هزینه مالی برای شرکت ها ندارد ولی سرمایه گذاران رغبتی به مشارکت در افزایش سرمایه نداشته و معمولا شاهد افت قیمت سهام قبل از برگزاری مجامع افزایش سرمایه هستیم.

قاسمی یادآور شد: مهمترین علت عدم جذابیت مشارکت در افزایش سرمایه این است که نرخ سود بانکی بعنوان فرصت سرمایه گذاری جایگزین، در کشور ما بالا بوده و سرمایه گذاران بابت سرمایه گذاری در این اوراق مالکانه سود ثابتی دریافت نمی کنند ولی در مقابل آن امکان دریافت سود ثابت و بدون ریسک بابت سپرده گذاری در بانک وجود دارد. به همین دلیل استقبال از پذیره نویسی صندوق های زمین و ساختمان و یا صندوق های پروژه که ابزارهای تامین مالی از طریق روش مالکانه یا سرمایه ای هستند، بسیار کم و در مقیاس کوچک بوده است. تنها موردی نیز که تامین مالی از طریق انتشار اوراق صندوق پروژه وجود داشته مربوط به صندوق پروژه شرکت مپنا بود است که در آن بر خلاف ماهیت اوراق مالکانه و صندوق پروژه ها، برای سرمایه گذاران پرداخت سود ثابت در نظر گرفته شد.

وی در ادامه اضافه کرد: مهمترین موانع بر سر راه تامین مالی از طریق بازار ، ضعف فرهنگی و انتظار سرمایه گذاران از کسب بازدهی ثابت و تحمل حداقل ریسک ممکن است. بالا بودن نرخ بازدهی در بازارهای رقیب مانع جدی برای تقویت این حوزه می باشد.  بانک ها به دلیل پرداخت سود با نرخ بالا و ریسک پایین همواره رقیب جدی برای بازار سرمایه بوده اند و شانس بازار سرمایه برای جذب نقدینگی را کاهش داده اند. ضمن اینکه معمولا هنگام انتشار اوراق بدهی از ناشر خواسته می شود که یک نهاد مالی را بعنوان رکن ضامن برای تضمین اصل و فرع اوراق معرفی نماید که این اقدام علاوه بر افزایش نرخ هزینه تامین مالی برای ناشر، تامین مالی از بازار سرمایه را به بازار پول گره می زند.

قاسمی اظهار داشت: علاوه بر این موارد، ریسک های سیاسی و اقتصادی متعددی متوجه بازار سرمایه ما است که در بسیاری مواقع از جذابیت سرمایه گذاری در این بازار می کاهد. همچنین تامین مالی از طریق بازار سرمایه، ضوابط و مقرراتی دارد و ناشران باید هم زمان زیادی صرف اخذ مجوز انتشار اوراق تامین مالی کنند و هم باید از شرایط خاصی در صورت های مالی خود برخوردار باشند و… و بدین ترتیب تامین مالی از طریق بازار سرمایه حتی برای شرکت های بزرگ و چابک ممکن است ماه ها به طول انجامد؛ حال آنکه معمولا اخذ تسهیلات از سیستم بانکی آسان تر و در مدت زمان بسیار کوتاه‌تری صورت می گیرد. علاوه بر این، برخی ابزارهای تعریف شده مانند صندوق پروژه و صندوق زمین و ساختمان، هنوز با ابهاماتی در مورد بخشی از فرآیند اجرایی کار، نحوه اتمام فعالیت و موارد مالیاتی مواجه هستند.  

وی در ادامه گفت: بهترین راهکار کمک به شرکت ها برای تامین مالی از طریق بازار سرمایه، تسهیل شرایط انتشار اوراق خصوصاً افزایش سرمایه شرکت های فعال در بازار سرمایه بویژه برای شرکتهای برتر می باشد. اصولاً شرکتهایی که از لحاظ شاخص هایی نظیر گزارشگری بموقع، کیفیت بالای سودآوری و میزان سرمایه مناسب برخوردار هستند باید از امتیازاتی نیز در زمان انتشار ابزارهای مالی بهره‌مند شوند. همچنین طولانی شدن مدت زمان اجرای فرآیند انتشار خصوصاً در هنگام افزایش سرمایه مشکلاتی از جمله احتمال افت قیمت یا کاهش نقدشوندگی سهام را برای سهامداران به همراه دارد. قطعا باید شرکت های بزرگ و معتبر راحت تر بتوانند نسبت به این مهم اقدام کنند.


مدیرعامل کارگزاری آینده نگر خوارزمی اشاره کرد: رتبه بندی شرکت ها، قطعه گم شده پازل تامین مالی از طریق بازار سرمایه بوده و با رتبه بندی شرکت ها می توان به تسهیل فرآیند کمک به سزایی کرد. با توجه به اهمیت و ضرورت رتبه بندی شرکت های بورسی و ضعف دانش فنی در این زمینه می توان از تجارب کشورهای موفق و مشاوران خارجی در این حوزه استفاده کرد. ضمناً با انجام رتبه بندی امکان انتشار اوراق با نرخهای سود متفاوت برای شرکتها متناسب با میزان ریسک آنها وجود خواهد داشت. در چنین شرایطی قاعدتاً نرخ تامین مالی شرکتهای کم ریسک باید از شرکتهای دیگر کمتر باشد و انتشار اوراق بدهی با یک نرخ مشخص برای همه ناشران منطبق با اصول مدیریت ریسک نیست.

وی در انتها اضافه کرد: بازار سرمایه در سال های اخیر، نقدینگی قابل توجهی از طریق انتشار اوراق بدهی و صندوق های درآمد ثابت جذب کرده و بسیاری از شرکت های بزرگ از مزایای تامین مالی از طریق بازار سرمایه برخوردار شده اند. بدون شک در صورت رفع برخی موانع و نقاط ضعف و نیز تسهیل شرایط، برای استفاده از پتانسیل های بازار سرمایه، می توان اتفاقات مثبتی هم برای صنایع تولیدی کشور و هم برای سرمایه‌گذاران رقم زد.