پدیده لیدرشیپ در بازار سرمایه متاسفانه وجود دارد و نمی‌توان وجود آن را انکار کرد. صنعت خودرو به عنوان یکی از صنایع مهم بازار سرمایه است، تاکنون بارها شده است که نمادهای خودروسازی از تاثیر مثبت و منفی بر کلیت بازار داشته باشند. در حال حاضر صنعت خودرو گرفتار قیمت گذاری دستوری است؛ این روند زیان های انباشته زیادی را برای صنعت خودروسازی به همراه آورده است، به طوری که هر ساله نه تنها از زیانشان کاسته نشده، بلکه بر آن افزوده شده است.

به گزارش بورس امروز، بازدهی صنعت خودرو از اوایل سال ۱۳۸۸ تاکنون معادل ۵۹۷ درصد بوده است که در مقایسه با صنایع پیشرو بورس، سودآوری کمتری را برای سرمایه‌گذاران به ارمغان آورده است. از طرفی نسبت سرمایه ثبت شده به ارزش جاری این صنعت که معادل ۴۵/۰ است، نشان می‌دهد این صنعت نسبت به قیمت اسمی هر سهم، رشد قیمت مناسبی را تجربه نکرده است.

ضریبى به نام ضریب همبستگی پسین و ضریب همبستگی پیشین در اقتصاد وجود دارد که نمایانگر میزان ارتباط صنایع با یکدیگر است و صنعت خودرو در ضریب همبستگی پیشین رتبه دوم را در بین ۱۰ صنعت برتر کشور دارا است. متاسفانه در حال حاضر صنعت خودرو گرفتار قیمت گذاری دستوری است. این اتفاقات نمایانگر انتقال سرمایه از جیب سهامدارانی است که سال‌هاست در طرح‌های توسعه شرکت‌ها مشارکت داشته و به توسعه بنگاه‌ها کمک کرده‌اند و حال با دخالت‌های دستوری دولت تحت فشار قرار گرفته‌اند. این دخالت‌ها انتقال رانت از تولید‌کننده به دلال‌ها را به دنبال خواهد داشت. متاسفانه آنچه که در بازار مصرف مشاهده می‌شود تمام قیمت‌گذاری‌ها از محصولات فلزی گرفته تا محصولات نهایی بر اساس نرخ آزاد است. نمادهای موثر و لیدر در بازار بر کلیت بازار تاثیر می‌گذارند. در این بین سوالی مطرح می شود که آیا صنعت خودرو می تواند لیدر بازار سرمایه باشد؟ این مساله ارزندگی نمادها و دلایلی که باید به خرید و فروش سهام مبادرت کرد را از بین می برد. صف فروش لیدر کل بازار را منفی می کند و صف خرید آن، صف های خرید موهوم برای بازار ایجاد می کند. این صف ها در زمان متوقف بودن نماد لیدر نیز به سمت صف های فروش می رود. این در حالیست که مرادی مدیر اوراق بهادار مبین سرمایه معتقد است که نمادهای لیدر در بازار سرمایه می‌توانند نقش موثری در روند بازار داشته باشند، روند مثبت در آنها، کلیت بازار را به تبع آن مثبت می سازد؛ کمااینکه اگر وارد فاز اصلاح قیمتی شوند، کلیت بازار نیز وارد ریزش می شود. اما افشین بیرامی کارشناس بازار سرمایه در  نقطه مقابل این دیدگاه با لیدر بودن صنعت خودرو در بازار سرمایه مخالف است. به گفته بیرامی؛ متاسفانه بازار در بحث لیدری به این نکته توجه نمیکند که آیا این امر به نفع صنعت است یا خیر؟، بلکه تنها نگاه بر این بود که صنعت لیدر چه وضعیتی دارد. در صورتی که این صنعت مثبت باشد، تمام نمادها مثبت و در صورت منفی بودن، به تبع آن نیز تمامی نمادها منفی می شوند؛ این بزرگترین عیب لیدرشیپ در بازار سرمایه است.

در این میان گرجی آرا، کارشناس بازار سرمایه با اشاره به وضعیت بازار بورس معتقد است: زمانی که ارائه گزارشات عملکردی شرکت‌ها و عبور از تحولات بین‌المللی بازار را شاهد باشیم، بازار روند عادی خود را طی خواهد کرد. بنا بر اظهارات گرجی بازار به لیدر نیازی ندارد.

صنعت خودرو می تواند لیدر بازار شود؟

هر رویدادی در حوزه اقتصادی ممکن است در برخی صنایع سود آور و برای برخی دیگر از صنایع زیان آور باشد. این روند طبیعی یک رویداد اقتصادی است اما اگر در بازار سرمایه بخواهیم به دنبال لیدر باشیم، این مسائل اقتصادی دیگر دیده نمی شوند. به دنبال این امر معقولیت و منطق در بازار از بین می‌رود و بحث تحلیل و معقولیت سهم ها در اثر تبعیت از لیدر  نیز از میان می‌رود.

پدیده لیدرشیپ در بازار سرمایه متاسفانه وجود دارد و نمی‌توان وجود آن را انکار کرد. به نظر می رسد که در بازار سرمایه لیدری چرخشی است به این شکل که مدتی پالایشی ها لیدر می‌شوند، سپس بانک ها و زمانی نیز خودرویی ها لیدرند. در صورتی که وضعیت لیدر مثبت باشد، بازار به سمت رشد می‌رود و در صورتی که منفی باشد، بازار به سمت اصلاح قیمت و ریزش متمایل می شود؛ بنابراین نمی‌توان گفت خودرویی ها در بازار سرمایه نمی‌توانند لیدر باشند.

به عقیده مرادی مدیر اوراق بهادار مبین سرمایه؛ صنعت خودرو یکی از صنایع لیدر در بازار سرمایه است، به گفته وی؛ بارها نمادهای خودروسازی توانسته اند، تاثیر مثبت و منفی بر کلیت بازار داشته باشند. به عنوان مثال زمانی که سایپا از ۸۰۰ تومان به ۳۰۰ الی ۴۰۰ تومان اصلاح قیمت داشت، کلیت بازار به وضعیت «خساپا» و «خودرو» نگاه می‌کرد و روند بازار ریزشی شد. این

درحالی است که بنا به گفته بیرامی در صورت رخ دادن این دو رویداد، بازار سرمایه دچار ریزش می شود اما در مقابل آن خودرویی ها رشد می‌کنند؛ در حالی که در بحث لیدری بازار سرمایه، اگر لیدر  رشد کند، بازار به طبع آن رشد می کند و با ریزش آنها، نمادهای دیگر نیز با ریزش مواجه می شوند؛ بنابراین خودرویی ها نمی توانند لیدر باشند و رشد کنند در حالی که باقی نمادها در حال افت قیمت هستند.

قیمت گذاری دستوری

به گفته مرادی؛ متاسفانه در حال حاضر صنعت خودرو گرفتار قیمت گذاری دستوری است؛ این روند زیان های انباشته زیادی را برای صنعت خودروسازی به همراه داشته است، به طوری که هر ساله نه تنها زیان‌شان کاسته نشده است، بلکه زیان افزوده شده و معلوم نیست این روند تاکجا ادامه خواهد داشت.به گفته مرادی؛ تداوم این روند نتیجه ای جز ورشکستگی برای صنعت خودروسازی ندارد، مسئولین از قیمت گذاری دستوری دست بردارند و اجازه دهند بازار، قیمت خودر را اصلاح کند. وی با تاکید بر لزوم لغو

قیمت گذاری دستوری اظهار می دارد: اگر امروز قیمت گذاری دستوری خودرو  ملغی شود، بازار از منفی به مثبت می رود. در این خصوص با توجه به صورت‌های مالی و عملکرد این دو خودروساز در کشور بیرامی نیز معتقد است که صنعت خودروسازی تا حدودی ورشکسته است حتی با وجود فروش هایی که دارند. تا زمانی که رقیبی برای صنایع خودروسازی وجود نداشته باشد، وضعیت صنایع به همین منوال است.

وی ادامه می دهد: متاسفانه در صنایع خودروسازی به دلیل انحصاری که وجود دارد، شرایط به همین شکل خواهد بود؛ زیرا این دو خودروساز تا زمانی که رقیب قوی برای خود نداشته باشند، به فکر پیشرفت نخواهند بود و هیچ آینده مثبتی برای این صنعت وجود نخواهد داشت.

بیرامی موضوع قیمت گذاری دستوری را نشات گرفته از وجود انحصار در این صنایع می داند، اما با ورود رقیب به بازار، قیمت گذاری نیز از حالت دستوری خارج می‌شود. به دنبال این امر عرضه و تقاضا قیمت را در بازار مشخص می‌کند و ارزندگی محصول تعیین می‌شوند؛ همه این موارد که گفته شد، همانند یک زنجیره است و تا زمانی که مانع از ورود رقیب به بازار مصرف شود و دو خودروساز  نیز ملزم به عرضه محصول بر  اساس قیمت های تعیین شده باشند، خودرو به عنوان یک کالای سرمایه گذاری استفاده شده و صنایع خودروسازی با آسیب جدی مواجه خواهند شد. مرادی نیز راه نجات صنعت خودرو را خروج از قیمت گذاری دستوری می داند و معتقد است که از هرجا شروع کنیم، ضرر کمتر می شود.

 انتشار اوراق تبعی در صنعت خودرو

به گفته برخی کارشناسان؛ راهکاری که به‌منظور حفظ آرامش‌خاطر سهام‌داران و تضمین بازدهی آن‌ها توصیه می‌شود، انتشار اوراق «اختیار فروش تبعی» از سوی شرکت‌های بورسی است که در ایران با نام «بیمه سهام» شناخته می‌شود. انتشار این اوراق موجب خواهد شد تا هیجانات فروش فروکش کند و سرمایه‌گذاری‌های مردم بیمه شود. در این خصوص در ۲۶ ام شهریور سال جاری اوراق اختیار فروش تبعی سهام شرکت ایران خودرو در نماد “هخود۹۱۱” با هدف حمایت از سهام مذکور در بورس اوراق بهادار تهران آغاز شد.

 

  • منبع خبر : ماهنامه بورس امروز