قالیباف بر این عقیده است بهبود و ثبات شرایط این بازار، منجر به شفافیت فضای واقعی و تامین مالی شرکت های بورسی دراجرای پروژه های مختلف بزرگ می شود، اما در این فضا حاکم بر اقتصاد که با یک خبر تمام بازار قرمز و یا سبز می شود، محدودیت های موجود در بازار سرمایه از بروز نوسانات منفی جلوگیری می کند. و درنهایت آخرین اقدام وی تلاش برای تحقق خواسته سهامداران شرکت بورس یعنی یکی شدن طبقات سهامداری شد.

حسن قالیباف اصل،دومین مدیرعامل بورس اوراق بهادار تهران از سال ۱۳۹۷-۱۳۸۷ مدیریت بازار سرمایه تهران را بر عهده داشت.

وی در حال حاضرعضو هیئت علمی و ریاست دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه الزهرا است. وی بر این باور است که شرایط رونق یا رکود بازار  برای عرضه اولیه فرقی ندارد و در هر صورت برای سرمایه گذاران بورسی جذاب است.

قالیباف بر این عقیده است بهبود و ثبات شرایط این بازار، منجر به شفافیت فضای واقعی و تامین مالی شرکت های بورسی دراجرای پروژه های مختلف بزرگ می شود، اما در این فضا حاکم بر اقتصاد که با یک خبر تمام بازار قرمز و یا سبز می شود، محدودیت های موجود در بازار سرمایه از بروز نوسانات منفی جلوگیری می کند. و درنهایت آخرین اقدام وی تلاش برای تحقق خواسته سهامداران شرکت بورس یعنی یکی شدن طبقات سهامداری شد.

آنچه در پی می آید حاصل گفتگوی ما با این خبره مالی است.

عرضه های اولیه در فضای رونق و رکود

یکی از جذابیت های بازار سرمایه و بورس عرضه های اولیه است. هر عرضه اولیه ای، تقاضایی را به دنبال دارد. رونق یا رکود بازار تاثیری برعرضه های اولیه ندارد. انجام عرضه اولیه در زمان رونق بازارمنجر به فروش سهم با قیمت های بالاتر می شود. در شرایط روکود نیز اگر قیمت مناسب باشد باز هم  از این عرضه استقبال می شود. موضوع اصلی، قیمت عرضه است. قاعدتاً در زمان رکود حاکم بر بازار سهامدار عمده به  ناچار سهم خود در عرضه اولیه با قیمت پایین تر بفروش می رساند.

 

نگاه بازار به ارزندگی عرضه های اولیه

بحث قیمت خیلی مهم است. اگرقیمتی  که در عرضه اولیه برای سهم در نظر گرفته می شود، مناسب باشد حتماً بازار سرمایه از آن استقبال می کند. البته بهتر است که عرضه اولیه در دوران رونق بازار انجام شود تا سهامدار عمده سهام خود را با قیمت بالاتر بفروشد. عرضه اولیه می تواند بخش مهمی از تقاضای بازار را پاسخ دهد.

 

 توان عرضه های اولیه در جذب نقدینگی جامعه

حتماً می تواند. امسال شاهد آن بودیم که نقدینگی موجود در جامعه و چرخش آن چگونه بازارها  را تحت تاثیر قرار داد. اگر فرصت های سرمایه گذاری ظرفیت دار از جمله عرضه های اولیه، افزایش سرمایه شرکت ها  و انتشار اوراق بهادار با درآمد ثابت با جذب نقدینگی، مانع افزایش قیمت و تورم در بازارهای  دیگر می شود.

 

تجدید ارزیابی دارایی ها در دوران رکود و تورم

افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها برای شرکت هایی که ساختار سود و زیان آنها مشکل دارد (به طوری که در ترازنامه آنها زیان انباشته بزرگی به ثبت رسیده است  و آنها را مشمول ماده ۱۴۱ کرده است)  کمک بزرگی محسوب می شود. به طوری که این افزایش سرمایه منجر می شود تا در کف تراز نامه آن شرکت تجدید ساختاری انجام  شود. در غیر این صورت خود به خود افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها،  ارزش افزوده ای برای شرکت ایجاد نمی کند. در  شرایط  حاضر این افزایش سرمایه به اصلاح سمت چپ ترازنامه  کمک می کند و شرکت می تواند  فعالیت های اصلی خود را با وضعیت بهتری انجام دهد. به عنوان مثال اگر شرکتی که زیان انباشته بزرگی در سمت چپ ترازنامه خود داشته باشد از شرایط دریافت تسهیلات از بانک یا انتشار اوراق برای تامین مالی برخوردار نباشد، اما مالک دارایی ارزشمندی باشد به راحتی می تواند با ارزش های دفتری ثبت شده در صورت های مالی به واسطه تجدید ارزیابی، تراز نامه خود را اصلاح کند.

 

شروع درخواست تجمیع نمادهای بورس و انرژی، کالا و…

بحث طبقه نمادها یا طبقه سهامداری ها  در بورس ها از زمان تشکیل بورس تهران، پیش بینی شد. در شرکت بورس تهران سه دسته سهامدار یعنی شرکت های کارگزاری، نهادهای مالی و سرمایه گذاران نهادی و در نهایت سایر اشخاص حقوقی تعریف شد. یکی شدن نمادها درخواست سهامداران شرکت بورس تهران در مجمع بود. بر اساس این درخواست  دوبار این موضوع را به سازمان بورس ارایه کردیم. لازم به ذکر است که عملیاتی شدن این درخواست نیاز به مصوبه شورای بورس دارد. در واقع با مصوبه شورای بورس، معاملات بین نمادها و طبقات سهامداران ممکن می شود.

 

نگرانی ها از محل تفاوت قیمت ها

در حال حاضر تفاوت قیمت ها در طبقات سهامداری نمادهای شرکت بورس خود را نشان می دهد. البته این تفاوت قیمت ها در سایر سهام نیز وجود دارد. معاملاتی که در کارگزاری ها و توسط سرمایه گذاران نهادی انجام می شود، از جنس معاملات بلوک است. سقف سهامداری بورس ۲٫۵ درصد است. لذا این معاملات تنها در بین سایر سهامداران نهادی به صورت بلوک انجام می شود. این بحث در سهام سایر بورس ها نیز مطرح است. در واقع در سایرسهام شرکت های پذیرفته شده در بورس نیز این موضوع وجود دارد اما چون تابلویی وجود ندارد تا این معاملات را نشان دهد، این موضوع به چشم نمی آید.

هر روز سهام به صورت خرد در تابلوهای بورس معامله می شود و این معاملات قابل مشاهده است به جز سهام بورسها. اما معاملات عمده و بلوک پس از آگهی و ورود به بازار یا بازارهای دیگر به شکل عمده معامله می شود. اما در اینجا  در سهام شرکت بورس چون سطح به شکل سه طبقه دیده شده است، معاملات به چشم می آید. اما با یکی شدن این سطوحِ، فردی که ۲٫۵ درصد سهام دارد، با توجه به سقف سهامداری بورس ها آن را به شکل خرد در بازار معامله نمی کند. در این شرایط این سهام آگهی می شود. در این معاملات تفاوت قیمت وجود خواهد داشت. با این توضییح که  آگهی این سهام را به یک معامله بزرگ تبدیل می کند.

طبق بررسی ها و تحلیل های انجام گرفته در بورس تهران به این نتیجه رسیدیم که با توجه به سقف سهامداری ۲٫۵ درصدی، اگر طبقات سهامداری ایجاد شود نه تنها مشکلی به وجود نخواهد آمد بلکه معاملات بلوکی و عمده را توسط بورس قابل کنترل می کند. در نظر داشته باشید قیمت خرده فروشی و معاملات روزانه در تابلو درج می شود، در مورد موارد دیگر با معاملات بلوکی و عمده تعیین قیمت می شود. در واقع معاملات کلان و  بلوکی و  قطعی شدن آنها  تحت نظر بورس و با شرایط خاص انجام می شود. بنابراین با برهم خوردن سطوح و طبقات سهامداری، معاملات بلوک بطور مستقیم یا غیرمستقیم انجام نمی شود.

 

نکته اصلی در یکی شدن نمادها

نکته اصلی در یکی شدن طبقات سهامداری نمادهایی چون شرکت بورس تهران کمک به نقدشوندگی سهام است. در حقیقت  برداشت این است که اگر طبقات سهامداری از بین برود، نقدشوندگی سهام افزایش یافته و رونق بورس بیشتر می شود. با یکی شدن همه طبقات سهامداری بازهم تفاوت قیمت به واسطه معاملات عمده وجود خواهد داشت.

 

و سرانجام پیگیری ها برای یکی شدن طبقات سهامداری

در گذشته چندبار این موضوع به سازمان بورس پیشنهاد و پیگیری های زیادی انجام شد. این موضوع تنها به بورس تهران بر نمی گردد بلکه شامل همه بورس ها می شود. پیشنهاد از سوی شرکت بورس تهران ارایه شد اما ظاهراً اکثر بورسها می خواهند چنین اقدامی را انجام دهند.

 

و محدودیت های دیگر بازار مانند دامنه نوسان

اینکه در بازار بورس محدودیت ها کم شود اتفاق خوبی است. مکانیزم های جدید باید وارد شود . به عنوان مثال فرض کنید اگر آستانه نوسان ثابت یا تولید اطلاعات از سوی شرکت ها منظم باشد شاهد شفاف شدن بخش واقعی اقتصاد خواهیم بود. هر چه دامنه نوسان بازتر  شود برای بازار بهتر است و به عنوان ابزارهای موثر اجازه نوسان بازار را می دهند. اما باید به یک نکته توجه داشت که بهره وری در بنگاه های ما پایین است. در دنیا شرایط اینگونه نیست. متاسفانه به خاطر عوامل سیستماتیک قیمت های سهام جابجا می شود و عملکرد خود شرکت ها جدا است.

پروژه های تعریف شده از سوی شرکت و میزان پیشرفت آن در بازار مطرح نمی شود. در بورس های سایر کشورها قیمت سهام برخی از شرکت ها دچار نوسان می شود اما در بازار ما قیمت همه شرکت ها با رشد یا کاهش می یابد. همه این موضوعات به عوامل کلان و سیستماتیک مرتبط است. اگر فضای فعالیت شرکت ها بهبود یابد و بهره وری ایجاد شود، ‍پروژه های شرکت ها باعث ارزشمندی آنها در آینده می شود. از سوی دیگر برخی از شرکت ها سودآوری ارزشمند هستند. لذا همه شرکت ها نباید یک مسیر را طی کنند، بلکه باید مسیر های مختلفی پیش روی آنها باشد. این امر بستگی به فعالیت هایی که در داخل شرکت ها انجام می شود، دارد. چنین شرایطی نیاز به بهبود فضای کلان شرکت ها دارد تا آنها از بهره وری و مدیریت بهتر خود نقدینگی به دست آورند. اما آنچه که در حال حاضر در بازار ما در حال وقوع است آنست که با یک خبر خوب همه بازار سبز و با یک خبر منفی، تمام بازار منفی می شود و بازار کامل نسبت به عملکرد و فعالیت شرکت ها نسبت به یکدیگر بی تفاوت است.

لذا باید در جامعه به این بحث پرداخت. لذا شرایط فعلی کار ناظر بازار و توجه به این اخبار  کار را سخت می کند. نمی توان پذیرفت که سهمی چند برابر ارزش بازارش رشد کند و قیمت آن افزایش یابد اما فردای آن روز قیمت این سهم کاهش یابد و برعکس. شاید چون فضای واقعی اقتصاد شفاف نیست، مقررات محدودیت زا، فضای فکر کردن به بازار می دهد. هر چه فضای واقعی بازار شفاف شود، بهتر می توان دامنه نوسان بازار مالی را بازتر کرد.