در صورت عدم توفیق حاکمیت در مهار نرخ ارز ، کم کم قیمت های ریالی کالا و خدمات در بازار نه صرفاً بر اساس عرضه و تقاضا که بر اساس برابری نرخ ارز تغییر می کند. به عبارت دیگر قیمت اسمی و قیمت واقعی از هم تفکیک شده و ریال صرفا بیان گر قیمت اسمی هر چیز خواهد بود و ممکن است حتی مبنای اعلام نرخ کالا و‌خدمات در بازار داخلی هم به ارزهای دیگر تبدیل شود.

هادی جمالیان،کارشناس بازار سرمایه عنوان کرد:جرقه ی آتش نرخ ارز را انتخاب ترامپ،خروج آمریکا از برجام ،بازگشت تحریم ها و انسداد انتقال ارز زد. اکسیژن این آتش را نقدینگی رشد یافته فراهم کرد. سوخت و حرارت این آتش را بی اعتمادی تشدید شده با فساد و ناکارآمدی و فعال شدن تقاضای احتیاطی فراهم می کند.این که کدام عامل چقدر نقش داشته چالش بی فایده ای است.

وی افزود:دارایی دهک های میانی و پایین جامعه در صورت تداوم شرایط فعلی به سرعت به سمت دهک های بالا تخلیه خواهد شد. فرق است بین دارایی و درآمد.دهک های میانی جامعه عمدتا اگر چه درآمد پایینی دارند اما هنوز دارایی هایی دارند که با کاهش قدرت خریدشان آنها را به فروش رسانده و در میان مدت بیش از پیش به درآمد جاری خود وابسته خواهند شد. انتهای چنین روندی شکل گیری جامعه ای است که تقریبا دو طبقه بیشتر نخواهد داشت. ثروتمندان و مردم عادی . حتی عنوان دهک ها دیگر خیلی معنا دار نخواهد بود.

کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: شاید طبقه ای ۹۰ درصدی داشته باشیم که کم و بیش روز مزد و ماه مزد صرفاً برای تأمین نیازهای اولیه شان کار می کنند و ده درصدی که دارایی دارند و البته بین خودشان شاید دهک هایی قابل تفکیک باشد.این بازتوزیع منفی ثروت در جامعه پیامدهای مهم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خواهد داشت که بسیار قابل توجه خواهد بود.

وی افزود:از طرفی در صورت عدم توفیق حاکمیت در مهار نرخ ارز ، کم کم قیمت های ریالی کالا و خدمات در بازار نه صرفاً بر اساس عرضه و تقاضا که بر اساس برابری نرخ ارز تغییر می کند. به عبارت دیگر قیمت اسمی و قیمت واقعی از هم تفکیک شده و ریال صرفا بیان گر قیمت اسمی هر چیز خواهد بود و ممکن است حتی مبنای اعلام نرخ کالا و‌خدمات در بازار داخلی هم به ارزهای دیگر تبدیل شود.

جمالیان اشاره کرد:بیشترین آسیب در کوتاه مدت در حوزه ی کسب و کارها به خدمات دهندگانی وارد شده که موجودی کالا نداشته اند و نتوانسته اند ارزش اسمی کسب و کار خود را با شرایط جدید تطبیق دهند و در حوزه ی اشخاص نیز حقوق بگیرانی که درآمدشان هیچ ارتباطی با ارز ندارد و دارایی قابل ملاحظه ای هم نداشته اند،بیشترین آسیب را دیده اند.هر اقدامی توسط دولت برای جبران آسیب وارده به اشخاص و بنگاه‌ها مادام که به تزریق ریال و رشد پایه ی پولی بینجامد عملاً به ضد خود تبدیل می شود. ( مثال آتش و اکسیژن )

وی در انتها افزود:تنها راه حل، سرد کردن آتش از مسیر اعتمادآفرینی است که البته برای این منظور حاکمیت و نه فقط دولت باید هماهنگ عمل کند و نه اینکه مثل چند ماه اخیر به جان هم بیفتند.مصاحبه ها و اعلان های پی‌ در پی‌ مسئولان قضایی در حوزه ی مبارزه با فساد بیش از آن که روان جامعه را در این باره آرام کند، ادراک فساد یعنی تصور عموم درباره ی میزان فساد را بالا برده و در نتیجه به بی اعتمادی فعلی دامن زده است. ” مثال سوخت و آتش”.این روزها زمان مبارزه ی جدی ولی “خاموش” با فساد است.