در حال حاضر،سهام شرکت‌های معدنی از جمله سنگ‌آهنی‌ها، تولیدکنندگان سرب و روی و مس صرف‌نظر از سهام فولادی‌ها بخش قابل‌توجهی از ارزش بازار سرمایه را به خود اختصاص داده‌اند، از این‌رو سهامداران بسیاری در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند. بر همین اساس است که می‌توان گفت شرکت‌های صنعتی و معدنی بالاترین سهم را در حجم بازار سرمایه به خود اختصاص داده‌اند.

بازار سرمایه ایران تا چه میزان قادر به تأمین سرمایه مورد نیاز برای صنایع و معادن بوده و ظرفیت خالی این بازار تا چه حدى است؟ برای پاسخ به این سؤال در ابتدا باید به درک این نکته رسید که یکی از مهم‌ترین وظایف ذاتی بازار سرمایه در تمام کشورها تأمین مالی آسان و ارزان قيمت شركت هاى حاضر در اين بازار است. بر اين اساس سازمان بورس تهران نيز تلاش نموده تا اين مهم محقق گردد.

مرتضی فغانی،كارشناس اقتصاد در رابطه با نقش بازار سرمایه در تأمین مالی صنایع و معادن،با خبرنگار بورس امروز به گفتگو پرداخت.

فغانی گفت:سال ۱۳۹۷ در حالی با حمایت از کالای ایرانی نام گذاری شده که یکی از پیش‌نیازهای مورد نیاز برای رونق تولید و بهبود وضعیت اشتغال، استفاده از ظرفیت‌های بازار سرمایه است؛ به عبارت دیگر کشف قیمت، پوشش ریسک، تأمین مالی و گسترش شبکه کارگزاری چهار وظیفه عمده‌ای هستند که تحقق آن‌ها از بازار سرمایه انتظار می‌رود.در این بین شاید تأمین مالی از جایگاه ویژه‌تری برخوردار باشد چراکه يكى از دغدغه امروز اقتصاد ما، تأمین مالی تولیدکنندگان و واحدهای صنعتی و معدنی به‌عنوان بازارهای جایگزین نفت است.

وی افزود:از سوی دیگر همواره بازار سازی و بازارگردانی سهام از سوی نهادهای مالی هم‌چون تأمین سرمایه‌ها دغدغه اصلی بازار سرمایه بوده و این در حالی است که به نظر می‌رسد در شرایط کنونی بازار سهام می‌تواند نقش پر رنگ‌تری نسبت به بازار پول در تأمین مالی ارزان‌قیمت واحدهای توليدى و صنعتى ایفا کند.

کارشناس اقتصاد در ادامه گفت:در بررسی حجم شرکت‌های بورسی به این مهم می‌رسیم که سهام شرکت‌های معدنی از دیرباز در بازار سرمایه در زمره سهام پیشرو بوده و همواره این شرکت‌ها طرفداران زیادی در تالار شیشه‌ای از آن خود کرده‌اند. تا آنجا که در ۱۰ سال گذشته سرمایه‌گذاران سهام معدنی همواره از سود مستمر و بازدهی منطقی و مداوم این شرکت‌ها بهره‌مند بوده‌اند. یکی از ویژگی‌های اصلی سهام معدنی در بازار، بزرگی این شرکت‌ها و تأثیرگذاری آن‌ها بر رشدهای پی‌در‌پی شاخص است.

وی خاطرنشان کرد:در حال حاضر نیز سهام شرکت‌های معدنی از جمله سنگ‌آهنی‌ها، تولیدکنندگان سرب و روی و مس صرف‌نظر از سهام فولادی‌ها بخش قابل‌توجهی از ارزش بازار سرمایه را به خود اختصاص داده‌اند، از این‌رو سهامداران بسیاری در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند. بر همین اساس است که می‌توان گفت شرکت‌های صنعتی و معدنی بالاترین سهم را در حجم بازار سرمایه به خود اختصاص داده‌اند.

فغانی در ادامه گفت:اما بازار سرمایه ایران تا چه میزان قادر به تأمین سرمایه مورد نیاز برای صنایع و معادن بوده و ظرفیت خالی این بازار تا چه حدى است؟ برای پاسخ به این سؤال در ابتدا باید به درک این نکته رسید که یکی از مهم‌ترین وظایف ذاتی بازار سرمایه در تمام کشورها تأمین مالی آسان و ارزان قيمت شركت هاى حاضر در اين بازار است. بر اين اساس سازمان بورس تهران نيز تلاش نموده تا اين مهم محقق گردد. زيرا تسهیل تأمین مالی ارزان و تقویت بنيه مالى شركت ها منجر به افزایش سودآوری بنگاه‌های توليدى، صنعتى و خدماتى مى شود و بعداز اين مرحله ،امکان حضور همه بازیگران اقتصاد از جمله دولت برای استفاده از ظرفیت‌ های موجود در یک شرایط رقابتی در این بازار فراهم می‌شود.

وی اضافه کرد:پتانسیلی که بهره‌گیری از آن ارتباط مستقیم با تعاملات و روابط بین‌المللی دارد هر چند که به باور برخی از فعالان بازار، همواره پیامدهای مثبت ناشی از دستاوردهای سیاسی در عرصه بین‌الملل مانند آنچه در برجام برای اقتصاد ایران رقم خورد در بلندمدت در وضعیت تولید صنایع مختلف نمود پیدا می‌کند و طبیعی که با ایجاد تحولات اخیر منطقه و جهان افت‌وخیزهایی را در تابلوهای معاملاتی این بازار شاهد باشيم.

کارشناس اقتصاد تاکید کرد:بازار سرمایه نشان‌دهنده ارزش فعلی اتفاقات آتی است و همواره یک گام جلوتر از وضعیت اقتصادی پیش می‌رود.بر همین اساس فراهم آوردن بسترهای لازم جهت رونق صنایع و ورود سرمایه‌ گذاران خارجی به کشور ضرورتى اجتناب ناپذير است و پيش بينى مى شود صنایعی همچون پتروشیمی، خودرو و مخابرات نسبت به ديگر صنايع بیشترین اثرپذیری را از تحولات اخیر ایران و جهان داشته باشند و البته باز هم در بلند مدت ، در این مسیر، بازار سرمایه مى تواند بسيار نقش آفرينى كند.

وی در ادامه گفت:به نظر می‌رسد اقداماتی که بازار سرمایه می‌تواند جهت افزایش سهم خود در تأمین منابع مالی براى صنايع  و معادن انجام دهد به شرح ذیل است:

۱-  لزوم طراحی و پیاده‌سازی انواع ابزارها و نهادهای مالی جدید (متناسب با سلیقه‌های آحاد جامعه ازلحاظ ریسک‌پذیری، افق سرمایه‌گذاری، بازدهی و …).

۲-  شرایطی مهیا شود که از ظرفیت بخش خصوصی جهت کمک به پایداری درآمدهای دولت از منابع بازار سرمایه بیش از گذشته استفاده شود. بازار سرمایه می‌تواند با اقداماتی چون کمک به انتشار انواع اوراق بهادار اسلامی، به تأمین مالی دولت از طریق جذب منابع مازاد مردم کمک کند.

۳- یکی از چالش‌های جدی برای حضور بیشتر سرمایه‌گذاران خرد و حقیقی، حمایت از آنان در شرایط مختلف اقتصادی است.

۴- دولت و مجلس سازوکارهای تشویقی لازم مانند معافیت‌های مالیاتی فروشندگان و خریداران کالا در بورس، اعطای تسهیلات آسان و ارزان‌قیمت بانکی به خریداران کالا از بورس و الزام نهادهای وابسته به دولت جهت خرید یا فروش کالاهای بورسی در بورس‌‌های کالایی را در جهت توسعه هر چه بیشتر بورس‌های کالایی به وجود آورند.