اخبار ویژه

آیا فولاد سبز می‌تواند نجات بخش صنعت فولاد ایران در دنیای پرچالش امروز باشد؟

به گزارش بورس امروز؛ مصرف گاز در صنایع کشور، به جز پتروشیمی، تقریباً ۱۶ درصد از کل مصرف گاز را تشکیل می‌دهد که از این میزان، صنعت فولاد حدود ۵.۲ درصد را به خود اختصاص داده است. با وجود برخورداری ایران از دومین ذخایر گازی بزرگ دنیا (۳۲.۶ تریلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۰)، تأمین بهینه از این منابع محقق نشده است. در سال ۱۴۰۲، صنعت فولاد تقریباً ۱۲۷۰۰ میلیون نرمال مترمکعب گاز مصرف کرده است که بخش عمده‌ای از آن در واحدهای احیا مستقیم صورت می‌گیرد. علاوه بر مصرف مستقیم گاز در سال ۱۴۰۲، حدود ۳۷.۴ میلیون کیلووات‌ساعت برق در زنجیره فولاد مصرف شده که معادل ۴۶۲۰۰ نرمال مترمکعب گاز در نیروگاه‌های سیکل ترکیبی تولید شده است. بنابراین، دو نوع مصرف گاز، مستقیم و غیرمستقیم وجود دارد که در توسعه بی‌حد و حصر زنجیره فولاد قابل توجه است.

افزایش قیمت گاز تأثیرات قابل توجهی بر صنعت فولاد دارد. واحدهای احیا مستقیم به دلیل نیاز به تأمین زنجیره بعدی خود با مشکلات زیادی مواجه هستند. ارزش افزوده بالای زنجیره فولاد بیشتر به مصرف گاز در این واحدها مربوط می‌شود و در صورت قطع گاز، مشکلات جدی در کوتاه‌مدت به وجود می‌آید. تولید فولاد میانی در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال گذشته ۴.۳ درصد کاهش یافته است و پیش‌بینی می‌شود که تولید از ۳۳ میلیون تن به ۳۲ میلیون تن برسد. ناترازی انرژی به‌خصوص بر زنجیره فولاد تأثیر گذاشته و ضریب بهره‌برداری کاهش یافته است. بخشی از این ناترازی به عدم بهینه بودن مصرف انرژی در واحدهای تولیدی و عدم استفاده از فناوری‌های جدید مرتبط با انقلاب چهارم صنعت برمی‌گردد. همچنین، قیمت پایین انرژی باعث نشده تا تولیدکنندگان بر روی بهینه‌سازی مصرف تمرکز کنند. در حال حاضر، این پارادوکس که قیمت پایین انرژی به همراه کمبود آن وجود دارد، تأثیر زیادی بر بهینه‌سازی مصرف در زنجیره فولاد دارد.

در نتیجه، ناترازی انرژی و هزینه‌های بالای گاز، چالش‌های جدی برای صنعت فولاد به وجود آورده و نیاز به برنامه‌ریزی و مدیریت بهتر برای بهینه‌سازی مصرف دارد.

در خصوص حذف کربن از فرآیندهای تولید فولاد در ایران، باید یادآور شویم که کاهش کربن از این فرآیندها یکی از اهداف مهم جهانی است و تحولات اخیر سیاسی تأثیری در این موضوع ندارند. تولید پایدار و استفاده از فرصت‌های سودآوری پایدار نیازمند توجه جدی به کاهش اثرات زیست‌محیطی، به‌ویژه در حوزه فولاد است.

یکی از تکنولوژی‌های مطرح در این زمینه استفاده از هیدروژن به‌جای گاز طبیعی در واحدهای احیا مستقیم است که جزو پرطرفدارترین روش‌ها برای تولید فولاد سبز محسوب می‌شود. کربن‌زدایی از انرژی‌های مصرفی می‌تواند مرحله‌ای پیش از تولید هیدروژن باشد. توسعه هیدروژن تجدیدپذیر در صنعت فولاد می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی به این موضوع کمک کند. همچنین، کربن‌کچری (جمع‌آوری، استفاده و ذخیره‌سازی کربن) یکی دیگر از فناوری‌هایی است که در زنجیره‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد و مستلزم دسترسی به تکنولوژی‌های روز است.

تولید فولاد از طریق کوره‌های قوس الکتریکی، به‌جای کوره‌های بلند، نیز رو به رشد است. با توجه به مزایایی که ایران دارد و گفتگوهایی که در این زمینه صورت گرفته، همچنان از کوره‌های قوس الکتریکی بهره‌برداری می‌شود. این موارد فرصت‌های خوبی برای ایران به شمار می‌روند، زیرا کشور ما زنجیره بسیار گسترده‌ای برای کاهش اثرات کربن دارد. همچنین، با توجه به ظرفیت‌سازی انجام‌شده در زنجیره، مازاد تولید در برابر تقاضای داخلی وجود دارد و ناگزیر به ورود به بازارهای صادراتی خواهیم بود. به همین دلیل، مباحث مربوط به کاهش اثرات زیست‌محیطی کربن باید به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

نکته مهم این است که این موارد باید زودتر، توسط دولت شناسایی و سیاست‌گذاری‌های لازم انجام شود. متأسفانه، مطالعات در حوزه فولاد در حال حاضر بسیار کم و با استانداردهای روز فاصله دارد. در حال حاضر، صرفاً گفتار درمانی صورت می‌گیرد و هیچ‌کس این موضوعات را در گزارشاتی مانند طرح جامع فولاد ارزیابی نمی‌کند.

بنابراین، نیاز است تا مطالعات دقیقی در این زمینه انجام شود تا در راستای کاهش اثرات زیست‌محیطی کربن کمک کند. اما چالش‌هایی نیز وجود دارد؛ وابستگی زنجیره فولاد به گاز طبیعی به راحتی قابل چشم‌پوشی نیست. مزیت اصلی نسبی و تا حدودی رقابتی زنجیره فولاد کشور ما همین مصرف ارزان گاز است که به‌طور بالقوه در دسترس است.

همچنین، سرمایه‌گذاری‌های کافی در انرژی‌های تجدیدپذیر در مقایسه با کشورهای مهم تولیدکننده فولاد، مانند ترکیه، چین، کشورهای اروپایی، کره و ژاپن صورت نگرفته است. با وجود مزیت‌های جغرافیایی و موقعیت مناسب ژئوپلیتیکی، نتوانسته‌ایم از این ظرفیت‌ها بهره‌برداری کنیم که این وضعیت ناشی از تحریم‌ها و عدم توجه واحدها به این موضوع است.

مسئله کمک‌کننده دیگر این است که بسیاری از واحدهای ما در زنجیره فولاد کوچک مقیاس هستند. پیشنهاد می‌شود که با الگوبرداری از اقداماتی که چین انجام داده، واحدها در مرحله اول ادغام شوند و واحدهای بزرگ‌تری شکل بگیرند. این امر قدرت اقتصادی بیشتری به این واحدها می‌دهد و امکان سرمایه‌گذاری در حوزه‌های جدید، به‌ویژه در حوزه کاهش کربن و اثرات زیست‌محیطی را فراهم می‌کند.

تأثیر فولاد سبز بر مزیت‌های رقابتی کشور را باید در شرایط ایده‌آل بررسی کنیم. این حرکت ما را به بازارهای بین‌المللی متصل می‌کند. روندهای زیست‌محیطی در جهان به سمت محصولاتی با کربن کمتر پیش می‌رود. کشورهای اتحادیه اروپا مالیات کربن را برای محصولات پرکربن به‌صورت جدی اعمال می‌کنند. بنابراین، با توجه به مازاد عرضه قابل توجهی که در صنایع فولادی کشور داریم و ناپایداری بازارهای منطقه‌ای، باید مقیاس محصول خود را گسترش دهیم و به سمت بازارهای اروپایی برویم. اگر واحدهای ما به سمت تولید فولاد سبز بروند، می‌توانند در این بخش تأثیرگذارتر باشند.

الزامات مصرف‌کنندگان فولاد، مانند صنایع خودروسازی و ساختمان‌سازی، به این معناست که این صنایع باید به سمت محصولاتی بروند که از فولاد با کربن کمتر استفاده می‌کنند. در نتیجه، فولاد سبز بازار بزرگ‌تری پیدا خواهد کرد و ما باید سهم بیشتری از این بازار را به دست آوریم. همچنین، شرکت‌های فولادی وقتی وارد این حوزه می‌شوند، اعتبار و جایگاه قوی‌تری در بازار پیدا می‌کنند که می‌تواند در جذب سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی مؤثر باشد. در بلندمدت، سوخت‌های فسیلی جایگزین خواهند شد و کشورهایی که زودتر به این حوزه رو می‌آورند، پیشگام خواهند بود و سودآوری بیشتری خواهند داشت.

اما دستیابی به این هدف به آسانی نیست. هزینه‌های سرمایه‌گذاری در فولاد سبز بسیار بالاست و نیاز به این دارد که شرکت‌های ما به اندازه کافی قوی باشند تا بتوانند این کار را انجام دهند. از آنجایی که شرکت‌های ما غالباً کوچک مقیاس هستند، امکان سرمایه‌گذاری برای بسیاری از آن‌ها وجود ندارد و فقط به حیات خود ادامه می‌دهند. بنابراین، باید این شرکت‌ها تقویت شوند و روش‌های ادغام می‌تواند به آن‌ها کمک کند. همچنین، سرمایه‌گذاری کافی در انرژی‌های تجدیدپذیر در کشور انجام نشده است.

حمایت دولت از تجهیزاتی که در این حوزه وارد می‌شود، معافیت‌های مالیاتی بهتر و مشوق‌های بیشتری به شرکت‌ها برای ورود به این حوزه ضروری است. حمایت دولت می‌تواند شامل همکاری‌های بین‌المللی و انعقاد قراردادهایی با کشورهایی باشد که در این حوزه پیشتاز هستند تا زنجیره تأمین فولاد سبز تقویت شود. بحث‌های تحقیق و توسعه (R&D) و بومی‌سازی فرآیند فولاد سبز نیز اهمیت زیادی دارد و می‌تواند کمک‌کننده باشد. در این حوزه هنوز نیاز به مطالعات کیفی بیشتری وجود دارد. انتظار می‌رود که تقویت ویژه‌ای به‌ویژه در زمینه مدیریت طرح جامع فولاد و مطالعات در این حوزه انجام شود تا این موارد سریع‌تر و مؤثرتر بررسی و به دولت مردان گوشزد شود تا بتوانند سیاست‌گذاری‌های مناسبی در این راستا انجام دهند.

نویسنده: امیررضا سلیمانی‌نسب، مدیر سرمایه‌گذاری و امور مجامع هلدینگ آتیه فولاد

منبع: شماره 104 نشریه بورس امروز– اسفندماه 1403

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا