پس از اتصال سامانه مدیریت ریسک به نرم‌افزار معاملات، معامله‌گر تنها می‌تواند برای مشتریانی اقدام به خرید نماید که حداقل به میزان مبلغ خرید، مانده مثبت یا اعتبار داشته باشند و یا توسط کارگزاری قابل‌اعتماد تشخیص داده‌شده باشند و تا سقف معینی برای آن‌ها در سامانه مدیریت ریسک قدرت خرید ایجادشده باشد.

مهدی سوری مدیر توسعه بازار شرکت کارگزاری آینده نگر خوارزمی در گفتگو با خبرنگار بورس امروز عنوان کرد: با اجرای فاز سوم از سامانه مدیریت ریسک و اعمال محدودیت‌های آن تا ساعت ۱۱:۳۰، بازاز سرمایه با اعتراض بخش وسیعی از فعالان بازار مواجه شد.

این در حالی است که بسیاری از موارد مطرح‌شده در این اعتراضات، شامل مواردی بود که راهکارهای آن از قبل در سامانه پیش‌بینی‌شده است. تا پیش از اتصال این سامانه، هر معامله‌گر می‌توانست بدون توجه به میزان مانده، اعتبار یا قابل‌اعتماد بودن مشتری، به هر میزان که صلاح بداند برای مشتریان اقدام به ثبت سفارش در ایستگاه معاملاتی خود نماید. باوجود اینکه معمولاً این ثبت سفارشات معمولاً با هماهنگی شفاهی بین معامله‌گران و مدیر معاملات انجام می‌شد، در صورت خطای معامله‌گر در تشخیص میزان اعتبار یا قابل‌اعتماد بودن مشتری، ریسک زیادی متوجه کارگزاری و شخص معامله‌گر می‌شد.

پس از اتصال سامانه مدیریت ریسک به نرم‌افزار معاملات، معامله‌گر تنها می‌تواند برای مشتریانی اقدام به خرید نماید که حداقل به میزان مبلغ خرید، مانده مثبت یا اعتبار داشته باشند و یا توسط کارگزاری قابل‌اعتماد تشخیص داده‌شده باشند و تا سقف معینی برای آن‌ها در سامانه مدیریت ریسک قدرت خرید ایجادشده باشد. این اقدام مثبت، ابزار کنترلی مناسبی برای نظارت و کنترل رفتار معامله‌گران در اختیار کارگزاری قرار می‌دهد و با کاهش مسئولیت معامله‌گران، از فشار روانی این افراد در ساعات پراسترس بازار می‌کاهد.

مشتریان کارگزاری نیز می‌توانند طبق روال پیش از راه‌اندازی سامانه مدیریت ریسک، سفارشات خود را به کارگزاری ارجاع دهند؛ و درصورتی‌که مشتری قابل‌اعتماد کارگزاری بخواهد از محل فروش یا T+2 اقدام به تسویه معاملات خود نماید، کارگزار می‌تواند بلافاصله قدرت خرید لازم را در بک‌آفیس خود ایجاد نماید و پس از چند دقیقه، اقدام به ثبت سفارش در سامانه معاملات نماید.

با توجه به این توضیحات، می‌توان نتیجه گرفت که ایجاد سامانه مدیریت ریسک به‌خودی‌خود اقدام مثبتی در راستای کاهش ریسک کارگزاران است و مانند هر اقدام جدیدی دارای نواقصی هم هست که در ادامه به آن خواهیم پرداخت؛ اما مسئله بسیار اساسی که نیاز به ریشه‌یابی دارد، دلایل این میزان از بی‌اعتمادی فعالان بازار به تصمیمات ارکان بازار سرمایه و نهادهای تصمیم‌گیرنده است؛ و باید به این سؤال پاسخ داده شود که چرا هر تصمیم یا اقدام جدیدی، قبل از بررسی‌های کارشناسی، مورد اعتراض وسیع اهالی بازار قرار می‌گیرد؟

آسان‌ترین و غیر کارشناسی‌ترین پاسخ به این سؤال می‌تواند مطرح کردن عوامل فرهنگی و محکوم کردن رفتار عمومی مردم باشد؛ اما درصورتی‌که عزم جدی برای آسیب‌شناسی و بهبود این فضای بی‌اعتمادی وجود داشته باشد، باید به این نکته توجه شود که سابقه اقدامات قبلی سازمان در ایجاد این فضا بی‌تأثیر نباشد. اقداماتی مانند:

حذف ناگهانی و غیر کارشناسی پیش‌بینی سودآوری شرکت‌ها و بازگشت تدریجی مفاد آن در قالب گزارش‌ها تفسیری بجای اعتراف به‌ اشتباه. خروج غیرکارشناسی اسناد خزانه از بازار بورس و بازگرداندن آن به قیمت متضرر شدن بسیاری از پیمانکاران و فروشندگان این اوراق. تصمیم ناگهانی برای راه‌اندازی معاملات آتی سهام و آپشن بدون هماهنگی و اطمینان از ایجاد زیرساخت نرم‌افزاری لازم از سوی شرکت‌های خدمات بک‌آفیس و آنلاین.

تغییرات سریع و آزمایش و خطا در مورد قوانین بازار پایه و ایجاد جو روانی منفی در اثر اعلام تصمیمات غیرقطعی که می‌تواند ریسک این بازار را به‌شدت کاهش دهد.و موارد بسیاری که شرح تمام آن‌ها در این یادداشت نمی‌گنجد و در صورت برگزاری جلسات منظم بین مسئولین و کارشناسان واقعی بازار، می‌توان از بروز آن‌ها جلوگیری کرد.

در سامانه مدیریت ریسک نیز نواقص موجه و قابل‌حلی وجود دارد که نیاز به کار کارشناسی و بررسی‌های پیش از راه‌اندازی داشت. ازجمله اینکه در حال حاضر ارتباط این سامانه با بک­آفیس کارگزاری‌ها با تأخیر ۲۰ دقیقه‌ای همراه است و ممکن است در فاصله شارژ شدن حساب مشتری در بک‌آفیس تا ثبت درخواست مشتری، قیمت سهام موردنظر تغییرات شدیدی داشته باشد.اما مهم‌تر از این ایرادات و عدم آمادگی‌های فنی، نوع نگاه ارکان و عدم توجه به افزایش کار انسانی و روال بوروکراتیک در اخذ و اجرای تصمیمات است.در شرایطی که باید با اتوماسیون و غیرحضوری سازی، هزینه خدمات را برای کارگزار و مشتری کاهش داد، شاهد هستیم که در اغلب مواقع اجرای تصمیمات جدید با افزایش روال‌ها و حجم عملیات کاغذی همراه می‌شود.

به‌عنوان‌مثال سامانه سجام که می‌تواند بااتصال به نرم‌افزارهای بک‌آفیس، از لزوم مراجعات متعدد سهامداران جلوگیری کند، در عمل دو فرایند به فرایندهای قبلی اضافه کرده است؛ و مشتری باید یک‌بار اطلاعات خود را در سامانه وارد کند و یک‌بار دیگر همان اطلاعات را بر روی قراردادهای کاغذی فی‌مابین با کارگزاری ثبت و امضا نماید؛ و کارگزاری حتی قابلیت دیدن امضا، تصویر یا خروجی گرفتن از اطلاعات مشتریانی که قبلاً در مراکز سجام احراز هویت شده‌اند را ندارد و باید مشتری یک‌بار دیگر با مراجعه به کارگزاری، مجدداً مورد احراز هویت قرار گیرد.

یا ایجاد امکان معاملات آنلاین اختیار، باعث شده است مشتریانی که قبلاً توسط کارگزاری ثبت‌نام و احراز هویت شده‌اند نیز مجبور به مراجعه مجدد به کارگزاری و امضای بیانیه ریسک و قرارداد معاملات اختیار باشند و به مجموعه قراردادهای طولانی و پرحجم فی‌مابین کارگزاری و مشتری، چندین صفحه دیگر نیز اضافه شود.

در مورد سامانه مدیریت ریسک نیز باوجود تمام مزایا، به این نکته توجه نشده است که شخص مدیرعامل یا مدیر معاملات، قطعاً فرصت لازم برای بررسی و ایجاد اعتبار خرید برای تک‌تک مشتریان را نخواهند داشت و این بار بجای معامله‌گران، شخص دیگری باید مسئول ایجاد اعتبار برای مشتریان شود؛ و پس از ارجاع سفارش به معامله‌گران، در صورت عدم وجود اعتبار لازم، حداقل سه تماس تلفنی (شفاهی) بیشتر از روال قبلی برای انجام سفارش مشتریان اتفاق خواهد افتاد که همین امر، ضمن کاهش سرعت پاسخ‌گویی، هزینه انسانی انجام معاملات مشتریان را برای کارگزاری‌ها افزایش می‌دهد.

این در حالی است که قرار دادن امکان شارژ دستی در سامانه معاملات و بلا درنگ سازی ارتباط بین بک‌آفیس و نامک می‌توانست از این افزایش غیرضروری بروکراسی و فرایند جلوگیری کند.

در پایان، ضمن تشکر از اقدامات مثبت انجام‌شده باید توجه داشت که فقط املای نانوشته غلط ندارد و فعالین بازار سرمایه نیز می‌توانند با تقویت روحیه همدلی، ایفای نقش مشورتی و بیان دیدگاه‌ها و کاستی‌ها، به تشخیص درست نیازها و بهبود فرایندها کمک کنند.