فرصت‌های سرمایه‌گذاری در بخش ریلی در هفت سرفصل طبقه بندی می‌شود. تقویت حمل و نقل باری و تامین ناوگان ریلی، توسعه زیر بنا، مدرن سازی راه آهن توسعه خدمات مسافری، توسعه فناوری کسب و کارهای نوین از جمله این سرفصل ها هستند. بیرانوند معاون برنامه‌ ریزی و اقتصاد حمل و نقل شرکت راه‌آهن در حالی از همکاری با چند شرکت تامین سرمایه به منظور انتشار اوراق صکوک صحبت کرده بود که بررسی‌ها نشان می‌دهد از سال ۹۰ به بعد تنها ۴ مرتبه تامین مالی به وسیله اوراق صکوک اجاره انجام شده است.

توسعه پایدار کشورهای در حال توسعه به عوامل مختلفی بستگی دارد. یکی از عواملی که می‌تواند زمینه‌ساز این توسعه پایدار شود بحث گسترش حمل و نقل ریلی است. توسعه حمل و نقل ریلی در کشورمان با کندی و البته به صورت پراکنده بوده است و با وجود اقدامات انجام شده در این خصوص همچنان تا توسعه گسترده در این بخش فاصله داریم.

موضوع مهم برای توسعه بخش صنعت ریلی، بحث تامین سرمایه این شرکت‌ها است. به هرحال به منظور توسعه این بخش نیاز به سرمایه وجود دارد و به نظر می‌رسد بازار سرمایه بهترین راه برای این کار است. هر چند با وجود تقاضا در این بخش، شرکت‌های تامین سرمایه علاقه چندانی به همکاری با بخش ریلی ندارند. در همین زمینه مدیران شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی از تقاضای ۲۰ میلیارد یورویی به منظور تامین مالی در این بخش صحبت کرده بودند.

روح‌الله بیرانوند معاون برنامه‌ریزی و اقتصاد حمل و نقل شرکت راه‌آهن می‌گوید: ۵۴ درصد از پروژه های ما از طریق بخش خصوصی و ۴۶ درصد پروژه‌ها از طریق بخش خصوصی و دولتی با هم، تامین مالی انجام می شود.

غلام‌رضا ابوترابی مدیرعامل جدید شرکت مدیریت دارایی مرکزی بازار سرمایه در گفت وگو با بورس امروز در خصوص تعداد صکوک منتشر شده در بخش صنعت ریلی می‌گوید: تا کنون چند شرکت در حوزه صنعت ریلی اقدام به انتشار صکوک کرده‌اند. شرکت قطارهای مسافری و باری جوپار (سهامی خاص) دی ماه سال ۹۰ اقدام به انتشار اوراق صکوک اجاره به ارزش ۴۱۵٫۲۵۰ میلیون ریال با نرخ سود ۱۷درصد ۴ساله کرده است. این شرکت همچنین در سال ۹۵ نیز اقدام به انتشار اوراق صکوک اجاره به ارزش ۵۱۸٫۵۰۰ میلیون ریال به صورت ۴ ساله و با نرخ سود ۲۱ درصد کرده است.

اما سال گذشته و با تاکید و رایزنی مسئولان شرکت راه‌آهن به منظور تامین مالی از طریق بازار سرمایه شرکت ریل پرداز سیر اقدام به انشار اوراق صکوک اجاره در بازار فرابورس کرد. مدیرعامل جدید شرکت مدیریت دارایی مرکزی بازار سرمایه در این خصوص می‌گوید: این اوراق به ارزش ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ میلیون ریال، ۵ساله و با سود ۱۶درصد بوده است. همچنین شرکت ریل پرداز نوآفرین نیز اواخر سال گذشته اقدام به انتشار اوراق صکوک اجاره به ارزش ۶۰۰٫۰۰۰ میلیون ریال با نرخ سود ۱۶درصد ۵ساله کرده است. با وجود اینکه صنعت ریلی می‌تواند از صنایع بسیار سودده باشد و ظرفیت‌های بسیاری دارد، اما عملا به نظر می‌رسد توجه خاصی به آن نمی‌شود. به گفته مدیران راه‌آهن مالیات بر ارزش افزوده در حوزه خدمات ریلی در حد صفر محاسبه می‌شود که در ایجاد مزیت رقابتی بسیار مهم است. کشور به ۶۰۰ لوکوموتیو و ۲۸ هزار واگن باری نیاز دارد که در صورت تامین مالی و گسترش این ناوگان سوددهی خوبی به سرمایه‌گذاران خواهد رسید.

 طول کوتاه ریل تامین مالی در بورس

در همین زمینه مدیر تامین مالی شرکت تامین سرمایه نوین به بورس امروز می‌گوید: مطابق آمار منتشر شده توسط مرکز پژوهش های مجلس تاسال ۱۳۹۵، سهم حمل و نقل ریلی در جابجایی بار حدود ۶٫۹ درصد است که در مقایسه با آمار مشابه جهانی نیازمند افزایش است.

محدثه رزاقی می‌افزاید: علاوه بر این مطابق با آمار منتشره توسط شرکت راه آهن جمهوری اسلامی ایران، میزان تناژ بار خالص و میزان تناژ بار کل ترانزیت با هدف تعیین شده در افق ۱۴۰۴ فاصلۀ معنی داری دارد. برای رسیدن به اهداف مذکور قطعا تامین مالی جهت اجرای طرح های توسعه جزء لاینفک برنامه ریزی بلندمدت خواهد بود.

وی تاکید می‌کند: آنچه مسلم است ایجاد شبکۀ حمل و نقل کارا از جمله عوامل زیربنایی برای توسعه اقتصاد کشور بوده و توجه به بخش حمل و نقل ریلی و طرح های توسعه‌ای این بخش از این قاعده مستثنی نیست. در بیشتر کشورها، تامین مالی مباحث زیرساختی و سرمایه‌گذاری کلان در این حوزه توسط دولت‌ها انجام می‌شود.
محدثه رزاقی با بیان اینکه در حال حاضر با توجه به محدودیتهای بودجه ای، طراحی و استفاده از سایر روش های تامین مالی ضروریست، اظهار می‌کند: در کنار روش‌هایی هم‌چون تامین مالی مشارکتی از طریق جذب سرمایه‌گذاران و یا مشارکت مدنی و استقراض از سیستم بانکی در بازار پول، می‌بایست به استفاده از روش های تامین مالی نوین از طریق بازار سرمایه نیز توجه ویژه داشت.

این کارشناس همچنین معتقد است: صنعت حمل و نقل به وِیژه حمل و نقل جاده‌ای و هوایی طی ۱۰ سال اخیر و با شروع فعالیت شرکت‌های تامین سرمایه از پتانسیل‌های این بازار بهره چشمگیری برده‌اند و در بخش حمل و نقل ریلی، تامین مالی‌های انجام شده بیشتر در جهت توسعه قطارهای شهری در شهرهای بزرگ با هدف بهبود حمل و نقل داخل شهری بوده است.

رزاقی در پاسخ به این پرسش که علت عدم تمایل شرکت‌های تامین سرمایه به منظور همکاری با این صنعت چیست، می‌گوید: طرح‌های تعریف شده در حوزه صنعت حمل و نقل ریلی و امکان‌سنجی انجام شده برای این طرح‌ها حاکی از این است که اغلب طرح‌ها توجیه مالی چشمگیری نداشته و دورۀ بازگشت سرمایه طولانی دارند.

وی می‌افزاید: به نظر می‌رسد که با توجه به عدم امکان کمی سازی برخی شاخص‌های اقتصادی که توجیه پذیری اقتصادی طرح را افزایش می‌دهند (همچون کاهش آلودگی هوا و کاهش تصادفات جاده ای و …)، نهایتا پروژه‌ها دارای توجیه مالی و اقتصادی بوده ولی از نظر مالی، از سطح توجیه‌پذیری جذابی برخوردار نباشند.
این کارشناس همچنین در ادامه اظهار می‌کند: مگر اینکه این طرح ها با پرداخت سوبسیدهایی از سوی دولت برای سرمایه‌گذاران جذاب شوند. بنابراین موضوعات این دست از پروژه‌ها جهت جذب سرمایه‌گذاران از طریق انتشار اوراق بدهی جذاب نیستند.

وی معتقد است که علاوه بر این، معمولا پروژه‌های زیرساختی به ویژه در حوزۀ حمل و نقل ریلی نیاز به سرمایه‌گذاران عظیم داشته که جذب منابع در حجم بالا بدون پرداخت سودهای جذاب و مطمئن به سرمایه‌گذاران امکان‌پذیر نیست.

محدثه رزاقی می‌گوید: با توجه به اینکه تقاضای تامین مالی از سوی این بخش در حجم بالا و با درخواست هزینه مالی کم است، بنابراین شرکت‌های تامین سرمایه برای جذب منابع به منظور فروش اوراق با مشکلاتی مواجه خواهند شد که نهایتا عدم تمایل شرکت‌های تامین سرمایه به منظور همکاری با این صنعت را به همراه خواهد داشت.

وی با بیان اینکه در بسیاری از موارد ناشرین این صنعت نیازمند اصلاح ساختار مالی جهت تطابق با الزامات ذکر شده در دستورالعمل های انتشار اوراق هستند، تاکید می‌کند: این بخش می‌بایست در راستای استفاده از پتانسیلهای بازار سرمایه انجام شود.

رزاقی درخصوص اینکه با توجه به ابزارهای مالی تعریف شده برای تامین مالی، کدام‌یک برای صنعت حمل و نقل کاربردی‌تر است، می‌گوید: در حال حاضر از میان ابزارهای بدهی موجود در بازار سرمایه، ابزارهایی به شرح ذیل قابلیت استفاده در این صنعت را دارند:

  •  اوراق اجاره با هدف خرید واگن جدید و یا اوراق اجاره از طریق مبنا قراردادن واگن‌های فعلی با هدف تامین نقدینگی(به شرط قابل نقل و انتقال بودن مالکیت دارایی مبنای انتشار)
  • اوراق منفعت از طریق مبنا قراردادن درآمدهای ناشی از فروش بلیط قطارها (این مدل در صنعت حمل و نقل هوایی اجرایی شده است)
  • اوراق جعاله با هدف اجرای پروژه های احداث خطوط ریلی
  • اوراق مرابحه با هدف خرید تجهیزات و مصالح موردنیاز در اجرای پروژه های حمل و نقل ریلی
  • اوراق مشارکت با هدف تامین بخشی از مخارج پروژه ها (این روش مکررا در صنعت حمل و نقل جاده ای و در طرح های قطارشهری استفاده شده است.)

او همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا بازار سرمایه از آمادگی لازم برای ارائه خدمات تامین مالی برای صنعت حمل و نقل برخوردار است یا خیر، می‌گوید: با توجه به فراهم شدن زیرساخت های لازم جهت تامین مالی از طریق بازار سرمایه و طراحی ابزارهای تامین مالی نوین به ویژه از زمان تاسیس شرکتهای تامین سرمایه در ایران، امکان تامین مالی از طریق این بازار فراهم است، اما پیشنهاد می‌شود جهت اجرای موفق فرآیند تامین مالی به موارد مختلفی توجه شود.

وی در این خصوص می‌گوید: یکی از این موارد انتخاب طرح‌های مناسب است. بطوری‌که پس از اجرا و راه اندازی طرح، امکان پرداخت اصل مبلغ اوراق و حتی فرع اوراق از محل جریانات نقد پروژه وجود داشته باشد. در صورت عدم امکان پرداخت هزینه‌های انتشار، سود اوراق و اصل مبلغ اوراق از محل پروژه می بایست نسبت به پرداخت موارد مذکور، برنامه جامع و مدون از سوی ناشر وجود داشته تا اطمینان خاطر جهت خرید اوراق از سوی سرمایه‌گذاران فراهم شود.

محدثه رزاقی می‌افزاید: مساله بعدی انتخاب ضامن بانکی معتبر یا وجود مصوباتی در راستای تعیین منابع پرداخت تعهدات با هدف ایجاد اطمینان خاطر در سرمایه گذاران است.

وی می‌گوید: انجام برنامه‌ریزی‌های لازم به منظور پرداخت هزینه های فروش اوراق به بازارگردانان و اصلاح ساختار مالی ناشر و فراهم کردن زیرساخت مالی لازم مطابق با دستورالعمل‌های انتشار اوراق از موارد دیگری است که می‌توان به آن اشاره کرد.

اینکه میزان ریسک‌های موجود در صنعت حمل و نقل ریلی می‌تواند به عنوان عاملی بازدارنده به منظور تامین مالی در بازار سرمایه باشد یا خیر، موضوع دیگری است که رزاقی در خصوص آن می‌گوید: قطعا توجه به ریسک‌های موجود در هر صنعتی در زمان تامین مالی جهت کسب اطمینان از توانایی ناشرین در بازپرداخت تعهدات آنها از جمله الزامات اولیه در بازار سرمایه و در میان شرکت‌های تامین سرمایه است. در صورت عدم کنترل و مدیریت ریسک‌های موجود در صنعت، بدیهی است که این ریسک‌ها می‌توانند به عنوان عوامل بازدارنده در پذیرش تعهدات توسط شرکت های تامین سرمایه باشند.