به صورت کلی وضع مالیات بر عایدی بازار سرمایه سرمایه گذاری و هدایت نقدینگی در بازار سرمایه را با مشکل مواجه می سازد. در دنیا تمام تلاش سیاست گذاران بروز حداقل هزینه و مالیات در بورس است تا با رونق و حجم معاملات بالا در بازار سرمایه منابع و نقدینگی به سمت آن سوق یابد.

به گزارش بورس امروز، به صورت کلی وضع مالیات بر عایدی بازار سرمایه سرمایه گذاری و هدایت نقدینگی در بازار سرمایه را با مشکل مواجه می سازد. در دنیا تمام تلاش سیاست گذاران بروز حداقل هزینه و مالیات در بورس است تا با رونق و حجم معاملات بالا در بازار سرمایه منابع و نقدینگی به سمت آن سوق یابد. البته این امکان وجود دارد که موضوع مالیات بر عایدی سرمایه بر اشخاص تعریف شود به این صورت که در ترازنامه و سود و زیان اشخاص حقیقی و یا حقوقی در پایان سال، مجموع درآمدها و هزینه های آن شناسایی و معادل با آن مالیات تعریف شود.

البته یکی از دارایی ها می تواند سهام باشد، منتهی در رابطه با سهام این امکان وجود دارد که نوسانات موجود در بازار سرمایه منجر به تغییرات قیمتی سهام خریداری شده از سوی اشخاص حقیقی شود. با توجه به بالا بودن نوسانات در بازار سرمایه کشور، امکان دارد سهمی که از 300 درصد رشد قیمتی برخوردار شده است، با افت 200 درصدی درقیمت خود مواجه شود.

لذا نمی توان نوسانات قیمتی سهم را خصوصا در دوره های یکساله مبنای محاسبات قرار داد. لذا تحقق این موضوع منجر به از میان بردن رمق جزیی موجود در بازار سرمایه می شود. با توجه به بالا بودن نوسان در بورس، این امکان وجود دارد که در مقاطعی به ظاهر سود حاصل از سهام بالا باشد، اما زیان ها قابلیت ارزیابی ندارند. با توجه به اینکه پرداخت سود شرکت های بورسی (تولیدی، مالی و یا سرمایه گذاری) به سهامداران در اصل سود پس از کسر مالیات است، لذا مالیات این سود در بدو سرمایه گذاری از سهامدار اخذ شده است.

لذا حرکت به سمت اخذ مالیات از عایدی سرمایه در هیچ جای دنیا روال نیست و مالیات بر معاملات و یا ارزش افزوده سهام فرایندی بسیار غلط خواهد بود. در وضع مالیات از خرید و فروش سهام دو حالت وجود دارد؛ یکی مالیات پس از معاملات که با توجه به نوسانی بودن قیمت سهام، این امر مشکل ساز خواهد شد. دوم مالیات بر سود شرکت ها، وضع این مالیات نیز منجر به عدم عرضه سهام و فروش آن به منظور تحقق سود تا پایان سال مالی می شود که تبعاتی چون کاهش شدید نقدشوندگی و عدم شفافیت در بازار را در پی دارد. در دنیا مالیات بر سهام اشخاص حقیقی و یا حقوقی به صورت بلندمدت است. به عنوان نمونه در آلمان افزایش یا کاهش ارزش سهام در حسابداری لحاظ می شود ولی مبنای اخذ مالیات نیست.

در ایران این افزایش و یا کاهش در صورت های مالی ثبت نمی شود. لذا تحقق مالیات بر عایدی حرکتی مخرب برای بازار سرمایه خواهد بود. سال های قبل این موضوع برای بازار سرمایه مطرح شد اما پس از جمع بندی، مجلس خود نیز با این موضوع مخالفت کرد. بر این اساس سازمان بورس نیز باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا از بروز یک تصمیم غلط در بازار سرمایه جلوگیری کند.

متأسفانه در کشور ما رئیس سازمان بورس، اختیارات و قدرت کافی ندارد. همانطور که رئیس بانک مرکزی در هیئت دولت حضور دارد بایستی رئیس سازمان بورس نیز در هیئت دولت حضور داشته باشد. در حال حاضر در بازار سرمایه بیش از 40  الی 50 میلیون نفر سهامدارند که اثرات بسیاری از تصمیمات هیئت دولت در بازار سرمایه ارزیابی نمی شود. بر این اساس حضور رئیس سازمان بورس در هیئت دولت می تواند مانع از چنین تصمیم گیری هایی شود. بسیاری از تصمیمات از جمله بحث مالیات آثار مخربی بر بازار سرمایه دارد که آثار آن  باید به صورت شفاف به نمایندگان منعکس گردد. به طور قطع اگر نماینده مجلسی آگاه شود که با این چنین تصمیماتی سهامداران و تولید دچار زیان  می شوند  نقدینگی به جای بازار سرمایه به سمت بازارهای موازی مانند طلا و ارز خواهد رفت قطعا یه چنین تصمیماتی را نخواهند گرفت.

 

  • نویسنده : محمد رضا ارام بنیار - کارشناس بازار سرمایه
  • منبع خبر : نشریه بورس امروز