عضو پژوهشکده مطالعات علوم انسانی و استاد اقتصاد گفت: با ساده سازی فرآیند دست یابی به کسب و کار و شاخص های آن همزمان با اصلاح نظام پولی و بانکی، بتوانیم به نوعی فضای تولید را روان کنیم، به گونه ای تولیدکننده به دلیل بازدهی بالای تولید، حاضر باشد منابع نقدینگی را  به سمت خود هدایت کند و و مردم هم به دلیل بهبود فضای کسب و کار و اصلاح نظام پولی و بانکی، حجم نقدینگی که در اختیار دارند را به سمت فضای تولید ببرند.

به گزارش بورس امروز، در هشت سال گذشته دایره فشارهای اقتصادی بر مردم روز به روز تنگ تر شده است. تحلیل های زیادی درخصوص چرایی افزایش فشار اقتصادی و منفی شدن رشد اقتصاد ایران گفته شده که برخی مسائل خارجی مثل تحریم ها و برخی سوء تدبیر و مدیریت داخلی را یا این دو موضوع توامان با هم را عامل تغییرات منفی در رشد اقتصاد ایران می دانند. بورس امروز در گفت و گو با وحید ارشدی استاد اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در میان گذاشته تا نظر این کارشناس اقتصادی را درباره اصلی ترین مشکلات اقتصاد ایران جویا شود که در ادامه بحث آمده است.

 

ارزیابی شما به عنوان استاد اقتصاد از مشکلات اقتصادی ایران چیست و چه عوامل و شرایطی را در افزایش معضلات اقتصاد ایران دخیل می دانید؟

انباشت سیاست های غلط اقتصادی در دولت های مختلف بر روی هم شرایط اقتصاد ایران را به وضعیت غیر قابل قبولی رسانده است. به هر حال اگر قرار است از مدار انصاف خارج نشویم می توان در یک برآیند کلی عنوان کرد که بخشی از مسائل و مشکلات موجود اقتصاد ایران ناشی از سیاست گذاری های غلط دولت یازدهم و دوازدهم و بخشی از آن مربوط به سیاست گذاری ها و سلایق تحمیل شده از سوی مدیران به بخش های مختلف اقتصاد و زندگی و معیشت مردم است که تجمیع همه سیاستهای قبلی و فعلی، آثار بد خود را در حال حاضر نشان داده است.

ماحصل سیاستهای غلط اقتصادی و اصرار بر انجام و تکرار آن در جامعه به چه مسائلی منتهی می شود؟

نکته ی مهم همین موضوع است که وضعیت بد اقتصادی و بی توجهی مسوولین به این موضوع، باعث کاهش سرمایه اجتماعی شده، به نحوی که اعتماد مردم به آینده به مراتب از سال ۹۲ بسیار کمتر شده است. عدم اعتماد مردم به دولت یا سیاستمداران ومسوولین نیز ناشی از عدم عمل به وعده های داده شده و اصرار بر تکرار سیاست های غلطی است که در هشت سال گذشته صورت گرفته است، بنابراین خروجی این سیاست ها باعث شده شاخص فلاکت اقتصادی که مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری است به شدت افزایش بیابد و دولت ناکارآمدی مدیریتی خود درعرصه اقتصاد را به پای تحریم و جنگ اقتصادی بگذارد!

در صورتی که اگر دولت تمرکز خود را بر روی اصلاح ساختارهای اقتصادی و بهبود فضای کسب و کار می گذاشت می توانستیم یک اقتصاد درون زا با نگاه برونگرا داشته باشیم و با دیپلماسی اقتصادی دقیق و قوی بخشی از تحریم‌ها را مدیریت کنیم، اما برای اصلاح ساختارها، نیازمند رویکرد بلند مدت هستیم.

دولت هایی که منافع بلند مدت را فدای لذت های آنی می کنند و تلاش می کنند با اقدامات سطحی اقتصاد ایران را به آرامش برسانند، عملا در بلند مدت دچار مشکل می شوند، نه تنها خود را با مشکل مواجه می کنند، بلکه مردم را نیز با مشکلات عدیده ای مواجه می کنند.

آیا راهکاری برای عبور از معضلات اقتصادی که هزینه های زیادی به مردم و اقتصاد کشور تحمیل نکند در نظر دارید که ارائه بفرمایید؟

به نظرم در کوتاه مدت باید اقدامات اساسی را به سمت تامین معیشت دهک های پایین جامعه هدایت کرد تا اقشار ضعیف در وهله اول بتوانند معیشت حداقلی خود را تامین کنند ودر حوزه های مهمی چون بهداشت، آموزش و مسکن دغدغه های نگران کننده و غیر قابل حلی نداشته باشند، بنابراین در ابتدای امر این دسته از مشکلات باید حل شود.

حل این دسته از مشکلات هم نیازمند باز طراحی های اساسی در موضوع مهم اعطای یارانه های پنهان و آشکار است که قطعا این امر به دست یک دولت جسور انجام می گیرد، چرا که فقط یک دولت با جسارت می تواند به صورت درست و دقیق با هدفمندی یارانه های پنهان و آشکار، سطح طبقات پایین جامعه را به سطح طبقات متوسط جامعه برساند.

در کنار این موضوع باید به این سمت برویم که با ساده سازی فرآیند دست یابی به کسب و کار و شاخص های آن همزمان با اصلاح نظام پولی و بانکی، بتوانیم به نوعی فضای تولید را روان کنیم، به گونه ای تولیدکننده به دلیل بازدهی بالای تولید، حاضر باشد منابع نقدینگی را  به سمت خود هدایت کند و مردم هم به دلیل بهبود فضای کسب و کار و اصلاح نظام پولی و بانکی، حجم نقدینگی که در اختیار دارند را به سمت فضای تولید ببرند.

برای رشد تولید و کاهش مشکلات اقتصادی چه پیش شرط هایی باید در دستور کار قرار بگیرد؟

رسیدن به این مرحله مهم نیازمند این است که میزان بازدهی در بخش های سفته بازی به واسطه مالیات بر عواید دارایی به شدت کاهش پیدا کند. تا زمانی که این بازدهی ها بالاست هیچ مکانیزم دیگری برای اینکه ما نقدینگی را به سمت تولید ببریم، وجود ندارد. به این معنا که در شرایط فعلی اقتصاد ایران، افراد با دارایی بیشتر درآمد بیشتری دارند اما افرادی که کار و تلاش زیادی می کنند اما دارایی ندارند همچنان جزء طبقات ضعیف هستند و این یعنی تشدید فاصله طبقاتی در جامعه.

لذا به منظور عبور از افزایش مشکلات اقتصادی جامعه و عدم تحمیل فشارهای مضاعف به اقشار متوسط به پایین، نیازمند به کارگیری عزم جدی در جامعه در بین مسوولین و مردم برای هدایت نقدینگی به سمت تولید هستیم.

از سوی دیگر، اصلاح نظام مالیاتی هم باید در خدمت بهبود بازدهی بخش مولد و تضعیف بخش غیر مولد باشد. همزمان با این موضوع به شدت باید با وارداتی که محصولات نوزاد کشور را تحت الشعاع قرار می دهند برخورد شود و دولت عملا به کسانی که اجازه نمی دهند تولیدات داخلی به حد بلوغ برسند و قابل رقابت با محصولات خارجی شوند باید به شدت مقابله کند.

مهمترین مسائلی که دولت سیزدهم برای فائق آمدن بر بخشی از مشکلات اقتصادی باید در نظر داشته باشد چیست؟

اگر دولت آینده موارد عنوان شده را در راستای انضباط مالی و پولی، حمایت از تولید و توجه تام به کاهش فاصله طبقاتی با حمایت های موثر وایجاد رفاهی که بر اثر اشتغال و تولید ایجاد می شود مورد توجه قرار دهد و به کار بگیرد، می توان درگام هایی تدریجی منتظر رشد اقتصاد ایران و عبور از بحران هایی بود که تاب و توان داشتن یک زندگی ساده را از مردم گرفته است از این رو امیدواریم دولت سیزدهم برنامه های مدیریت اقتصادی خود را با توجه به حل جمیع مشکلاتی که در پنج دهه گذشته در اقتصاد ایران روز به روز وسیع تر شده در نظر بگیرد تا با استفاده و همکاری مشاورین متخصص اقتصادی بهترین راهکارها برای عبور اقتصاد ایران از بحران های کنونی و پیشگیری از وقوع بحران های بزرگ را محقق کند.